eitaa logo
🇮🇷--☫فاتحان قدس☫--🇮🇷
122.3هزار دنبال‌کننده
35.9هزار عکس
26.7هزار ویدیو
103 فایل
⚠️این کانال به هیچ حزب و جناحی جزخط رهبری معظم وابستگی ندارد و نقل مطالب دیگران به معنای تأیید آنها نیست تبلیغ و تبادل:👇 📞 @AloTabligh_IR
مشاهده در ایتا
دانلود
2_5416054820836516620.mp3
زمان: حجم: 12.7M
چرا از رهبری یک تصویر یا ویدیو نیست که مطمئن بشیم ایشون در صحت هستند؟ 📛 خب بابا اگه بحث امنیته در یک اتاق بسته و زیر زمین ویدیو بگیرند از ایشون ما که پخش زنده نمی‌خوایم... 👆 اگه اینها سوال شما هم هست این صوت رو گوش کنید. 🇮🇷------☫فاتحان قدس☫------🇮🇷 ‌☫@IRGCQODS
در پی تحریم یک پالایشگاه چینی به دلیل ارتباط با ایران؛ پکن واشنگتن را تهدید و اعلام کرد دارایی‌های شما در پکن در معرض توقیف است. 🇮🇷------☫فاتحان قدس☫------🇮🇷 ‌☫@IRGCQODS
خانعلی‌زاده کارشناس سیاسی: کشتی‌های مختلف در حال پرداخت عوارض به ایران برای عبور امن از تنگه‌ی هرمز هستند. هر کشوری که می‌خواهد در اولویت عبور قرار بگیرد می‌تواند پرداخت پول را با سرعت بیشتری انجام دهد. 🇮🇷------☫فاتحان قدس☫------🇮🇷 ‌☫@IRGCQODS
🚨🚨 | پرواز پهباد های شناسایی سپاه بر فراز خلیج همیشه فارس❗️ 🇮🇷------☫فاتحان قدس☫------🇮🇷 ‌☫@IRGCQODS
سی‌بی‌اس:هیچ فروپاشی در ایران مشاهده نمی‌شود خبرنگار CBS در تهران: طبق هیچ معیاری ایران در وضعیت فروپاشی نیست. دولت کاملاً کنترل را در دست دارد. ترامپ مدعی شد که ایران اطلاع داده است در وضعیت فروپاشی قرار دارد، بدون اینکه توضیح بیشتری در مورد اینکه چه کسی این پیام را منتقل کرده یا به چه چیزی اشاره دارد، ارائه دهد. ایران پس از دهه‌ها تحریم‌های بین‌المللی و تنش با غرب، به شرایط سخت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی عادت کرده است. 🇮🇷------☫فاتحان قدس☫------🇮🇷 ‌☫@IRGCQODS
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ترامپ: مادر من روی (چارلز) پادشاه انگلیس کراش داشت! هروقت مراسمی [مربوط به خانوادهٔ سلطنتی انگلیس] بود، مادرم به تلویزیون خیره می‌شد و می‌گفت: «ببین دونالد، ببین چقدر زیباست.» او واقعاً عاشق این خانواده بود، اما این را هم خیلی واضح یادم است که می‌گفت: «چارلز را نگاه کن، چارلز جوان، چقدر بانمک است.» مادرم روی چارلز کراش داشت! باورتان می‌شود؟ 🇮🇷------☫فاتحان قدس☫------🇮🇷 ‌☫@IRGCQODS
تصاویر شلیک موشک کروز ایرانی خانواده پاوه توسط حزب‌الله لبنان 🇮🇷------☫فاتحان قدس☫------🇮🇷 ‌☫@IRGCQODS
‼️‼️فوری/ زیرنویس شبکه سه ♦️اطلاع‌رسانی اجتماع بزرگ مردم ایران جهت بیعت با رهبر جدید انقلاب ♦️اجتماع امام رضایی‌ها فردا ساعت ۱۵ تا ۲۱ در سراسر کشور و در تهران از میدان امام حسین تا میدان آزادی 🇮🇷------☫فاتحان قدس☫------🇮🇷 ‌☫@IRGCQODS
‌ ۶ کریدور ترانزیتی بین ایران و پاکستان فعال شد ‌ وزارت بازرگانی پاکستان دستورالعمل اجرایی ترانزیت کالا از خاک این کشور به مقصد ایران را صادر کرد. ‌ این مقررات که با عنوان «دستور ترانزیت کالا ۲۰۲۶» بلافاصله لازم‌الاجرا شده، اجازه می‌دهد کالاهای کنسرو شده از کشورهای ثالث، از طریق قلمرو پاکستان به ایران منتقل شوند. ‌ در این سند، ۶ کریدور راهبردی از مبدأ بنادر گوادر، کراچی و بندر قاسم به مقاصد مرزی تفتان و گبد تعیین شده است./ فارس 🇮🇷------☫فاتحان قدس☫------🇮🇷 ‌☫@IRGCQODS
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هشدار نخست وزیر کانادا: توافق با آمریکا «ارزش کاغذش را هم ندارد» ✍کانادا هم فهمید ولی یک عده غربگرا نفهمیدن 🇮🇷------☫فاتحان قدس☫------🇮🇷 ‌☫@IRGCQODS
✍در این نوشته قصد داریم خاطره ای بیاد ماندنی از مردان بی ادعای ،که در جنگ ۸ ساله نامشان کابوس شبانه فرماندهان بعثی بود. و صدام برای سرش جایزه تعیین کرده بود. جنگجوی بی باک، که اگر دراین ۳۸ سالی که از دفاع مقدس گذشته از جسارت ،شجاعت همراه با تاکتیک های بالا ی نظامیش در عملیات های تجسسی و نفوذ به مراکز فرماندهی دشمن گرفته تا میادین نبرد ،ساخته میشد، ارتش امریکاه هرگز خیال هلی برد با کماندوهای خودرا در خاک این سرزمین در سر نمی پروراند.. ✍اوایل دیماه ۱۳۶۵ دانشجوی ترم دوم بودم. حدود ۱۵۰ دانشجو در سالن اجتماعات .منتظر پخش سریال تلویزنی بنام" آینه" بودند که درآن سالها از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می شد.به ناگاه تلویزیون ۲۱ اینچ خاموش شد! و صدای اعتراض بچه ها بلند شد.نماینده دانشجویان جلو آمد همه ساکت شدند. دوستان و همکالسیهای عزیز: امشب مهمان عزیزی داریم ، همه اورا می شناسید و یا نامش را شنیده اید.دیدن ایشان آرزوی هر رزمنده ایست و در میان نظامیان عراقی به عقرب زرد معروف است. زمانی که فقط ۱۷ سال داشته به تنهایی توانست در عملیاتی ۱۷۰ اسیرعراقی را به پشت خطوط جنگی ببرد واو کسی نیست جز فرمانده اطلاعات عملیات لشکر ۳۲ انصارالحسین دانشجویان که جوان بودن و پیگیر تماشای سریالها یکصدا فریاد زدن: آینه، آینه، آینه درمیان آن هیاهو دلاور مردی از تبار آزادگان به پشت تریبون آمد به ناگاه سکوت تمام سالن را فراگرفت. ظاهری ساده در قامت یک نظامی معمولی، بی ادعا و بدون نام و نشان ودرجه و رسته با صورتی آسمانی و خندان. با صدای ارام وتبسمی زیبا ، اینگونه آغا ز کرد: بنام خدا و عرض سالم خدمت همگی بنده یک جمله می گویم :و مزاحم نمی شوم تا شما سریال آینه را ببینید.“ چشمها و گوشها به او دوخته شد و دانشجویان بی صبرانه منتظر شنیدن آن جمله بودند. ✍برادرانم، جوانانی را در پشت خاکریزهای جنگی سراغ دارم که سالهاست صورت خود رادر آینه ندیده اند! میکروفون را زمین گذاشت و از پشت تریبون برای ترک آنجا پایین آمدکلامش بقدری نافذ بود که تمام بچه ها از شنیدن آن جمله واقعی و زیبا به گریه افتادند و دور آن سلحشور و شهید واال مقام حلقه زدن و از وی طلب بخشش نمودند و مانع رفتنش .شهید چیت سازیان دوباره به پشت تریبون رفت. بنا به تقاضای دانشجویان چند خاطره از عملیاتهای تجسسی که به میان نیروهای عراقی رفته بود را تعریف کردکه شنیدنشان موی بر تنمان سیخ کرد و ذکر آنها در اینجا نمی گنجد. آمده بود تا بگوید: قرارگاه رمضان به نیروها ی با تجربه با سابقه حضور در جبهه برای اعزام به نقاط صفر مرزی کردستان نیاز دارد. وهمانطور که می دانید ،قرارگاه ”رمضان“ مأموریتش، عملیاتهای نامنظم و پارتیزانی در خاک عراق با همکاری نیروهایی معارض کرد عراقی بود . وبا لبخندی شوخ طبعانه، گفت: ممکن است عمودی بروید ولی افقی برمی گردید. همان شب برای اعزام ثبت نام کرده ✍فردایش به همراه ۴۰ نفر از دانشجویان جبهه رفته به کرمانشاه عازم و روز بعد به سقز در کردستان و پس از طی یک دوره آموزشی کوتاه و فشرده از وضعیت خاص جفرافیایی مرزهای شمال غربی به سردشت اعزام شدیم و پس از دو شب اقامت در یکی از پایگاه های قرارگاه رمضان در آن شهر به نقاط مختلف تقسیم شده. من به همراه یکی از همرزمانم مسلح به لباس نظامی کردی و کمربندی از خشابهای پر عازم پایگاهی بنام”قاسم رش“ در نقطه صفر مرزی در نزدیکی شهر دیزلی کردستان عراق شدیم. درآن زمستان سخت برای رسیدن به پایگاه بایستی مسافتی در حدود ۴۰ کیلومتر جاده کوهستانی و صعب العبور را طی میکردیم. بندرت خودروی عبور میکرد . با تاریک شدن هوا تمام سنگها و درختان مسیر را افرادی میدیم .که برای زدن ما کمین کرده بودن و باهرصدای برخورد شاخه درختی یک خشاب ازگلوله های خود را در تاریکی شلیک میکردیم! پاهایمان دیگر توان رفتن نداشت. با آنکه لباسمان گرم و مجهز بودیم. اما نفوذ سرما را به درون لباسهایمان حس میکردیم. صورتمان را با شال پیچیده بودیم ولی چشمها را کاریش نمیشد کرد. و قندیل های کوچک یخ از مژه ها جلوی دید ما را گرفته بودتوقفی در کارنبود میدانستیم برای زنده ماندن بایستی قدم برداشت بعد از پشت سر گذاشتن یک پیچ سوسوی چراغ روستای کوچک نمایان شد. حدود ساعت ۸ شب بود وارد روستا شدیم. درب خانه ای را زدیم و صدای گرم و مهربان با لهجه شیرین کردی گفت: آمدم، مردی میانسال با چهره ای گشاده و بشاش درب را باز کرد. گویی منتظرمان بود!. ما را به گرمی پذیرفت. اتاقی ساده و آراسته به گلیم و پشتی های سنتی دراختیارمان گذاشت. یک بخاری چوبی فلزی روشن بود و اتاق نیز همچون میزبانش گرم بود .با روشن شدن هوا صورت آن هم وطن مهمان نواز کرد را بوسیدیمو و راهی پایگاه مقصد شدیم. ✍به قلم سرباز وطن ک.ترکاشوند ‌☫@IRGCQODS