eitaa logo
آموزش هنرهای تجسمی انقلاب اسلامی
786 دنبال‌کننده
349 عکس
71 ویدیو
13 فایل
پایگاه آموزش هنرمندان تجسمی انقلاب اسلامی «☫» - هر روز، حداقل یک قدم رو به جلو! متعلق به #همه هنرمندان هنرهای تجسمی انقلاب 🇮🇷 #وقف_انقلاب_اسلامی مشارکت در تأمین محتوا از طریق @PISHRAN2
مشاهده در ایتا
دانلود
✍️✍️کوتاه دربارۀ روح و ربات! - مجتبی مجلسی ❌‌(یک) پنجشنبه 8 آبان 1404، سالن همایش‌های آستان مقدس امامزاده طاهربن زین العابدین(علیه‌السلام) کرج، یک اتفاق ویژه افتاد. یک جلسۀ گفت‌وگو پیرامون یک چالش مهم آن‌روزها و البته این روزهای ما؛ یعنی چالش هوش مصنوعی. فیلم کامل جلسه به دلایل فنی منتشر نشد و امیدواریم که در آینده منتشر شود، چون خیلی از دوستان کنجکاو بودند در خصوص محتوای این جلسه تصمیم گرفتم بنویسم. ❌‌(دو) ما ایرانی‌ها عادت کرده‌ایم به دوگانه‌سازی و تقسیم کردن آدم‌ها، اندیشه‌ها و پدیده‌ها به این طرفی و آن‌طرفی. فرق هم نمی‌کند در دنیای سیاست باشد، اجتماع، فرهنگ و یا حتی مباحث علمی و آکادمیک. اصلاً انگار اگر این افراط در تقسیم‌بندی‌ها نباشد و دعوا و نزاعی شکل نگیرد لذتی در وجود ما سرکوب می‌شود. این جلسه هم در چنین فضایی شکل گرفت. من به عنوان مخالف هوش مصنوعی و این سو و استاد بلادی‌فر هم به عنوان موافق هوش مصنوعی و آن سو قرار بود در یک به اصطلاح مناظره شرکت کنیم تا به خیال برخی تنور این دوگانگی شعله‌ور شود و مدتی همۀ ما به این حاشیه‌ها سرگرم شویم. اما همان ابتدای گفت‌وگو که بدون هیچ‌گونه هماهنگی و گفت‌وگویی بین ما دو نفر شروع شد، همان‌طور که از شخصیت و منش و پختگی استاد بلادی‌فر حدس می‌زدم با یک توضیح از سوی هر دوی ما وارد حاشیه نشد: «از اساس نمی‌شود موافق و مخالف یک پدیده، مثل هوش مصنوعی بود، از اساس این نوع مواجهه خنده‌دار است! من و آقای بلادی‌فر در خصوص هوش مصنوعی بدون اغراق هیچ تفاوت نظری نداریم، آنچه برخی‌ها را به خیال واداشته اختلاف «منظر» است نه «نظر»! من از منظر آسیب‌شناسی به هوش مصنوعی نگاه کرده‌ام و استاد بلادی‌فر از منظر آموزش.» ❌(سه) ساده‌ترین کار برای ما آدم‌ها «پیش‌بینی» آینده است. چراکه می‌توانیم هر آرزو، ترس، ایده یا تخیلی را به آینده نسبت دهیم! آینده هوش مصنوعی، به‌طور دقیق، غیرقابل پیش‌بینی است و هر کس مدعی پیش‌بینی قطعی آن باشد، ادعایی اغراق‌آمیز مطرح کرده است. اما این عدم پیش‌بینی آینده به معنای تعطیلی آینده‌نگری نیست. می‌توانیم «فرضیه»هایی را مطرح کنیم و بر طبق آن فرضیه‌ها آینده‌نگری داشته باشیم. 👈👈فرضیۀ اول:‌فرضیۀ موج بلند! یک فرضیه این است که هوش مصنوعی یک موجی است که مدتی همه را سرگزم می‌کند، غرش می‌کند، می‌ترساند و بعد از مدتی فروکش می‌کند و می‌شود یک سرگرمی و وضعیت دوباره برمی‌گردد به وضع سابق! این فرضیه روزهای اول هوش مصنوعی شاید فرضیۀ پرطرفداری بود و شاید یک دلگرمی به کسانی که از این پدیده وحشت داشتند. اما با این وسعت و پیشرفت و عمق هوش مصنوعی این فرضیه بسیار خوش‌بینانه است تا واقع‌بینانه! 👈👈فرضیۀ دوم: فرضیۀ «آدمِ پشت دوربین»! این فرضیه از یک مثال تاریخی شروع می‌شود. اولین فیلمی که مردم توی صف ایستادند، بلیط خریدند و رفتند داخل سینما تماشا کردند و بسیار هم لذت بردند! چه فیلمی بود؟ یک نفر دوربین را بیرون از کارخانه‌ای کار گذاشته بود و زنگ پایان کارِ کارخانه به صدا در می‌آید و کارگران از کارخانه بیرون می‌آیند! همین! این مثال تاریخی را بگذارید کنار سلیقه‌های امروز ما در انتخاب فیلم‌های سینمایی سینما! ما دیگر هر فیلمی را انتخاب نمی‌کنیم. «آدمِ پشت دوربین» برای ما مهم است. دقیقاً این فرضیه می‌گوید هوش مصنوعی در آینده حکم دوربین سینما را دارد و برای مخاطب «آدمِ پشت دوربین» مهم می شود. مهم است چه کسی با چه محتوایی و چه ایده‌ای و چه توانایی از هوش مصنوعی کار می‌کشد. این فرضیه گرچه فرضیۀ قابل تأمل و واقع‌بینانه‌ای جلوه می‌نماید اما مقایسه دوربین فیلم‌برداری و فیلم‌بردار و فرایند تولید یک فیلم سینمایی با هوش مصنوعی خیلی مقایسه همسانی نیست. ساخت یک فیلم سینمایی تخصص‌ها و مهارت‌هایی را می‌طلبد که نمی‌شود آن را نادیده گرفت. اما هوش مصنوعی در ساحت تولید تصویر و حتی ویدئو به سمت بدیهی شدن و عمومی شدن پیش می‌رود و از اساس به دنبال این است که هر آدمی بدون هیچ تخصص و مهارتی بتواند تصویر مورد نیازش را تولید کند. در واقع هوش مصنوعی دنبال تقلیلِ کاربرش نیست، بیشتر دنبال حذف‌اش است. ادامه دارد...
ادامه از قبل 👈👈فرضیۀ سوم: فرضیۀ «تغییرِ زمینِ بازی»! این فرضیه بیش از آنکه متمرکز شود بر «آیندۀ طراح گرافیک»، متمرکز است بر «آیندۀ مخاطب»! ما هنرمند نیستیم و وابسته‌ایم به «مخاطب» و مخاطب برای ما یک امر وجودی است. ما بدون مخاطب هیچیم! بنابراین شناخت مخاطب و آیندۀ مخاطب بیش از پرداختن به آیندۀ شغلی خودمان مهم می‌شود. در این فرضیه دو پیشامد مهم بررسی می‌شود: 1. بدیهی شدن تولید تصویر و حذف آن از خدمات! در آینده‌ای نه چندان دور – شاید همین امروزی که این متن منتشر می‌شود و شما می‌خوانید – تولید حرفه‌ای‌ترین تصاویر و حتی ویدئوها چنان بدیهی خواهند شد که دیگر مخاطب برای نیاز تصویری خودش، احتیاجی به خدمات و سفارش نخواهد داشت و تولید تصویر به کلی از خدمات حذف خواهد شد و دیگر کسی برای تولید تصویر به کسی سفارش نخواهد داد. 2. خاطره شدنِ شوکِ بصری! در بیشتر تولیدات تصویری خصوصاً پوستر یکی از تکنیک‌های ما در ایده‌پردازی و جلب نگاه مخاطب به پوستر وارد کردن «شوکِ بصری» بود. این اهرم و این دستاویز در دنیای هوش مصنوعی و تولید انبوه انواع و اقسام تصاویر عجیب و تخیلی و نزدیک به واقعیت به خاطره نزدیک می‌شود و دیگر کارکرد خودش را از دست خواهد داد. روزگاری یک ویدئو با عنوان «بارش بادمجان از آسمان ایران» چنان مخاطب را شوک‌زده کرد و چنان همه‌گیر شد که کار به دخالت حاکمیت رسید! اما همین امروز دیگر هیچ تصویر و یا حتی ویدئوی عجیبی نیست که بتواند مخاطب را این‌چنین شوک‌زده کند. «شوک بصری»‌دیگر وجود نخواهد داشت و ما دیگر نمی‌توانیم از آن به عنوان اهرمی برای جلب نظر مخاطب استفاده کنیم. با این دو اتفاق مهم در حوزۀ تصویر فرض این است که آینده، دیگر دنیای تصویر و دنیای فرم نخواهد بود. دنیای آینده دنیای محتوا است. البته این نکته ضروری است که منظور یک دیزاینر از محتوا همان «قصه»ای است که پیشتر دربارۀ آن صحبت شد و منظور از قدرت محتوا و کلمه قدرت «قصه» است نه هر جمله و کلمۀ خامی. در دنیای آینده «زمینِ بازی» عوض می‌شود و کسانی در دنیای آینده موفق هستند که بتوانند محتوا بسازند. و اگر نگران آیندۀ شغلی خود هستید شما باید زودتر برای عوض شدن این زمین بازی آماده شوید. ❌(چهار) در این جلسه، درباره دغدغه‌ها و پرسش‌های متعددی پیرامون هوش مصنوعی گفت‌وگو شد که پرداختن به همه آن‌ها در این نوشتار ممکن نیست. برخی از این دغدغه‌ها نیز به‌مرور زمان تاریخ مصرف خود را از دست خواهند داد. امیدواریم با انتشار فیلم کامل جلسه، امکان بهره‌مندی بیشتر فراهم شود. در پایان، لازم می‌دانم از دوستان خوش‌فکر و صمیمی مجموعه «رسم» که با خلاقیت و دغدغه‌مندی بانی برگزاری این نشست شدند، و نیز از استاد بلادی‌فر که با سعه‌صدر و بزرگواری، گفت‌وگو و پرحرفی بنده را تحمل کردند، صمیمانه قدردانی کنم.
هدایت شده از نقطه۲ | Noghteh2
همه این رویکردها و کمپین‌ها را در ذهن تان مرور کنید. ببینید چگونه از کمپین به ظاهر آرام سه شنبه های سفید و علم کردن یک روسری بر سر یک چوب رسیدند به کمپین «دوربین ما اسلحه ما» و در نهایت منتهی شد به کمپین خشونت آمیز «زن، زندگی، آزادی» در کنار نمادسازی تصویری از یک صحنه واقعی، همیشه پای یک تیتر ، کوتاه، جریان ساز و نقطه زن حاصل از خروجی یک اتاق فرماندهی واحد در میان است. و باز و باز تکرار، تکرار، تکرار و تکرار... و باز ، و ممنوع حجاب اجباری سه‌شنبه های سفید دوربین ما، اسلحه ما من یک محجبه‌ام، اما با گشت ارشاد مخالفم مهسا امینی زن، زندگی، آزادی علی افلیج 😓 کتلت 😡 زن‌های سیبیلو ریشوهای شپشو امل ها متحجرها طالبان ایران تندروها لباس شخصی‌ها محور شرارت نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم رضا شاه، روحت شاد ما بیشماریم کار خودشونه صداوسیمای میلی عوضش امنیت داریم ژن خوب باغ اروپا جمعه سیاه کوتوله های سیاسی مدافعان اسد کاسبان تحریم / کاسبان مذاکره پویش‌ها (کارزارها) و ادبیات‌سازی‌های داخلی: آیه های زندگی ما ملت امام حسینیم‌ ایران همدل فرزند کمتر، زندگی بهتر! هرگز نشه فراموش، لامپ اضافی خاموش دلار چند؟ دنیای آینده دنیای گفتمان هاست نه موشک ها گله مندم ولی رأی می‌دهم من حجاب را دوست دارم دلواپسیم سه شنبه های مهدوی دفاع مقدس مدافعان حرم جبهه مقاومت تیترها و سرعنوان‌ها فقط تیتر نیستند! تیترها منشعب از یک و نقطه‌زن و در عین مستقل بودن، ذیل یک کلان روایت و خود جزئی از یک سناریوی کلان هستند. - تیترها و شعارها در مرحله اول موج ساز و در مراحل بعد اگر موفق ظاهر شوند جریان سازند صرفاً جذابیت هنری شرط نیست (که چه بسا اصلاً هنری نیستند) - تیترها و عنوان‌های جریان ساز، بسیار ساده، کوتاه، سلیس، رسا و گویا هستند. و تأکید می کنم، فقط تیتر بدون امواج و پارازیت‌های تزاحمی (تیترهای مزاحم و موج شکن دیگر) جریان ساز می شود نه تیترهای متعدد رگباری ‌ @noghteh_golchin | ۲نقـــطه
18.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 هنر باید در خدمت و قرار بگیرد بیانات آیت الله خامنه‌ای در دیدار جوانان استان اصفهان‌ - ۱۳۸۰/۸/۱۲ ■ متن کامل: 🌐 https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3092 | @ir_honarmand II @IR_ART II هر روز یک قدم رو به جلو II پایگاه آموزش هنرهای تجسمی انقلاب
هدایت شده از نقطه۲ | Noghteh2
در مقاطع اغتشاش ابتدا باید فیلم و عکس مستند و واقعی یک رخداد (بدون روتوش و جلوه‌های هنری) بصورت فراگیر پخش شود و سپس وظیفه هنر، داغ و گرم نگه داشتن آن تصویر و داستان [حقیقی و واقعی] با نمادسازی است. اگر مرحله اول به درستی انجام نشده باشد، مخاطب امکان ترجمه و کدگشایی آثار تولیدی بعدی را نخواهد داشت.
در مواجهه با مسائل پیچیده و چندلایه، تکنیکی هست به نام «شکست مسأله». در این تکنیک مسأله را ساده کرده و سطوح مسأله را از مؤلفه‌های بزرگ به چند جزء کوچکتر شکسته و تقسیم می کنیم. در تولید یک پیام به هنر هم در دو جزء «مخاطب» و «موضوع» باید چنین کرد. مخاطب در زمان اعتراض ها و اغتشاش‌های اقتصادی و انتخاباتی به نحو زیر تقسیم‌بندی می‌شود: ۱) لایه اغتشاش گران - دشمنان خارجی و خارج نشین - دشمنان و مزدوران داخلی - اغتشاش‌گران و آشوب‌گران میدانی - اغتشاش‌گران و آشوب‌گران رسانه‌ای (بی سیم‌چی ها و صحنه‌گردانان مجازی) - افراد فریب خورده و هیجان زده ولی اغتشاش‌گر - اغتشاش‌گران پشیمان: افرادی که در لبه مرز هستند؛ متوجه حقیقت قضایای پشت صحنه شده اند و منتظر یک تلنگر هستند برای بازگشت به مسیر صحیح ۲) لایه معترضان: - معترضانی که در لبه پیوستن به اغتشاش هستند. - «معترضان محترم» که به چهار دسته تقسیم می شوند: - معترضان میدانی - معترضان حقیقی و مجازی - افراد ناچار (کسانی که با توسل به زور و ارعاب معترضان به بدنه اعتراض ملحق می شوند) - لایه معترضان صرفاً نظاره‌گر - لایه قربانیان ۳) لایه سخت: - معترضان مدافع نظام ولی عمدتاً تماشاچی و شاید مردد - مدافعین امنیت کف صحنه و میدان - فعالان حل مسأله - لایه مدیران نظام - سوء استفاده‌گرها: دسته‌ای که در این عرصات به دنبال تسویه حساب های جناحی و بهره‌برداری‌های انتخاباتی خود هستند - راهزنان و منافقین انقلابی‌نما پس از آنکه مخاطب طیف بندی شد، باید ببینیم هر یک از این مخاطب ها به چه ، با چه لحنی و از طریق کدام رسانه کارآمد و کدام قالب انتقال پیام مؤثر (ظرف روایت) دارند و سپس وارد ایده پردازی، انتخاب سبک، انتخاب ژانر، سوژه، ایده و ... شده و در مواجهه با هر یک چه رویکرد و راهبردی را باید اتخاذ کرد. این نکته چرا مهم است؟ هنرمند انقلابی نباید فقط درگیر مباحث صرف تکنیکال و ترکیب نمادهای تصویری خود شود که صد البته در جای خود مهم است. رسالت هنرمند انقلابی این است که حرف درست را بیابد و این یکی از ضعف های موجود است؛ هنرمند انقلابی باید مهارت خود را در انتخاب، گزینش، اولویت بندی، نحوه بیان دردها و پمادها و ضمادها و راه‌حل های بنیادین مسائل انقلاب و انتخاب قالب درست برای نقش‌آفرینی مؤثر ارتقاء دهد. دوم اینکه هنر و رسانه اگر می خواهد جامع‌نگر عمل کند، حواسش باید به همه مخاطب‌ها باشد که بعضی از لایه‌ها بعضاً مورد غفلت قرار می گیرند. نکاتی در مورد هر مخاطب هست که در ادامه تقدیم خواهد شد. @noghteh_golchin | ۲نقـــطه
هدایت شده از KHAMENEI.IR
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹  انتظار فرج یعنی به قدر وسع بکوشیم 👆 تأکید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر ضرورت تلاش، آگاهی و دوری از آفات راه در مسیر انتظار فرج 🌷 💻 Farsi.Khamenei.ir
راه و رسم جنگیدن پیشنهاداتی برای جنگیدن فردی و گروهی با ابزار هنرهای تجسمی کارزی از مهدی شاهوردی @rasmartists