شهیدموسوی بهت قول میدم توی خیابونی که ماشین دوست شمارو به رگبار بستن، توی محله ای که مردمش رو بخاطر مسجد رفتن و حرف سیاسی زدن کشتن و ضرب و شتم کردن
شهید موسوی فقط ۲۴ سالشون بوده و یک دخترکوچولو داشتن
بعد از اینکه مفقودالاثر میشن خانومشون متوجه میشن که باردارن و پدر و دختر هیچوقت نتونستن حضور همدیگه رو درک کنن:))
هدایت شده از «غلت خورده در چای»
نمیدونم
امیدوارم لیاقت دعا کردن برای شماهارو داشته باشم
اما به هرحال توی همین مدتِ کوتاه به یادِ کیانا، منعم، آورا، سورا، نازنین چای، مهرناز، هلیا، مهدیا، محیا، جاسمین، نرگوس، گلشید، آگاتا، مشترک، مهلا، حسنا، شفق، زهرا(زِد)، تلخین، معصوم، روشنا، زینب و همهی کسایی که میشناختم و نمیشناختم بودم.
نرگوس؛
نمیدونم امیدوارم لیاقت دعا کردن برای شماهارو داشته باشم اما به هرحال توی همین مدتِ کوتاه به یادِ کیا
یااا قمر بنی هاشم:))))
ممنونم ممنونم یک دنیا یک کهکشان ممنونم😭🌟
هدایت شده از یمیم نوشت
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه فریم از شب های امتحان
و جهادِ کف خیابون 🤌🏻😌💗»»»»»»
پ.ن: ممنون از خانم عابد بابت ادیت 🌱😁