ای یارِ ناسامانِ من، از من چرا رنجیدهای؟
وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیدهای؟
ای سرو خوش بالای من، ای دلبر رعنایِ من
لعل لبت حلوایِ من، از من چرا رنجیدهای؟
بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
وز ناوکت پر خون شدم، از من چرا رنجیدهای؟
من سعدیِ درگاهِ تو، عاشق به رویِ ماه تو
هستیم نیکوخواهِ تو ، از من چرا رنجیدهای؟ :)
هِزارویكشَب*
ای سرو خوش بالای من، ای دلبر رعنایِ من لعل لبت حلوایِ من، از من چرا رنجیدهای؟
اینجوری واقعاا میتونید دل کسی که رنجوندید رو به دست بیارید.🫠
چقدر خوشگل واقعاا:))؟