eitaa logo
Infinity
58 دنبال‌کننده
11 عکس
6 ویدیو
0 فایل
"Where whispers float, waves carry stories, and skies stretch endlessly. A gentle corner for the moments that matter."
مشاهده در ایتا
دانلود
میدونی؟این هفته فهمیدم که مرگ چقدر میتونه نزدیک باشه، فهمیدم زندگی چقدر میتونه بی ارزش و کوتاه باشه...کوتاه تر از چیزی که فکرش رو می‌کنیم. راستش این هفته خیلی درد داشت. دختری رو دیدم که یک شبه مادرش رو از دست داده بود و از درد نبودش گریه میکرد. مادری رو دیدم که جسد پسرش رو توی اتاقش پیدا کرد و انقدر جیغ زد که دیگه صداش در نمیومد،حتی هنوزم بعد از گذشت چند سال با یادآوریش انقدر گریه میکنه تا دیگه بیهوش بشه. کسی رو دیدم که بعد از گذشت هفت سال ، هنوز داغدار بود و وقتی از داداش کوچولوش حرف می‌زد، بی‌اختیار بغض می‌کرد. عجیب اینه که دنیا همون‌قدر عادی بود. مردم قهوه می‌خوردن، می‌خندیدن، برنامه می‌ریختن برای هفته‌ی بعد…انگار نه انگار که برای بعضی‌ها، زمان همون‌جا ایستاده بود. و بین همه‌ی این‌ها، بیشتر از همه از این ترسیدم که شاید ما خیلی راحت فردا رو فرض می‌گیریم. انگار حقمونه که بیدار شیم. انگار عزیزهامون قراره همیشه همون‌جا باشن…اما آیا واقعا همینطوره؟ همه اینها باعث شدن که یک عالمه فکر کنم، و حالا هر بار که خداحافظی می‌کنم، ته دلم یه ترس کوچیک هست؛ اینکه شاید بعضی خداحافظی‌ها آخرین باشن،شاید دیگه فرصت شنیدن خنده های اون رو نداشته باشم،شاید دیگه نتونم بغلش کنم،و شاید حتی این آخرین متنی باشه که می‌نویسم:)))