ابدیت،بینهایت و جاودانگی.
کلمات عجیبی هستند، همان کلماتی که باعث میشوند بیشتر به زندگی فکر کنی.
گاهی اوقات، به سبب مشغله ها و ناخوشی روزگار و یا حتی بیتوجهی، خیلی چیزها را جاودانه میبینیم.
مثل لحظات کوچک و سادهای که همه جا میتوان آنها را یافت؛ عطر گل های باغ، نگاه کردن به چشمهایش، در آغوش گرفتن دوستی قدیمی، تماشای طلوع آفتاب، و حتی خندهی کسی که زندگی را شیرین میکند.
اما دخترکم، ابدیت، برای یک فانی، کلمه خطرناکی است.
چطور میتوانی وعدهای برای ابدیت بدهی، وقتی حتی نمیدانی تا کی در اینجایی؟چطور میتوانی این لحظات پر از شگفتی را که حتی نمیدانی تا کی ادامه دارند، معمولی خطاب کنی؟
نادر ابراهیمی زمانی گفت : «همه چیز کهنه میشود،و اگر کمی کوتاهی کنیم، عشق نیز. بهانه ها جای حس عاشقانه را خوب میگیرند.»
پس بیا, بیا که تا دیرتر از این نشده، بیشتر به این اطرافمان بنگریم. بیا که اندکی آرامتر زندگی کنیم و به جریان خاموش زندگی گوش بسپریم.بیا تا در این دنیای فانی هستیم، عشق و لحظههایمان را تازه نگه داریم و خاطراتی بسازیم که حتی مرگ هم نتواند رنگشان را ببرد. بیا تا در این دنیای فانی هستیم،نگذاریم عشقمان کهنه شود.
"sometimes,
you will never know the value of a moment,
until it becomes a memory"
-Dr. Seuss
I hate the way you talk to me
And the way you cut your hair
I hate the way you drive my car
I hate it when you stare
I hate your big dumb combat boots
And the way you read my mind
I hate you so much that it makes me sick
And even makes me rhyme
I hate the way you're always right
I hate it when you lie
I hate it when you make me laugh
Even worse when you make me cry
I hate it when you're not around
And the fact that you didn't call
But mostly I hate the way I don't hate you
Not even close
Not even a little bit
Not even at all
★10 things I hate about you