طرف پدرش اسیب دید چندین بارازسراحترام احوالدباباشو پرسیدم
وقتی هم مادربزرگش عمل کرد هرروز جویای احوال مادربزرگش بودم
امروزم راجب امتحان حرف میزدیم گفتم من حالم خوب نیست نمیتوتم فردا بخونم یکلمه نگفت چته؟
هربار ازم میخواد واسش جزوه بفرستم جزوه ای که سرگوش دادن به ویساش خودمو تیکه پاره کردم و خودش پی عشق و حالش بود 😂
نکته رو فهمیدین؟
طرف 🤏🏻اینقده شعورش نکشید یه احوالی بپرسه
تازه برای کنسل کردن امتحانا از مامانم مایه میذاره هی بگو من مامانم پاش توگچ بود نشد بخونم😂