1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👌پیش بینی ۴۰ سال پیش حضرت آقا
♦️ حتماً این صحبت ها رو با دقت گوش کنید. اون کسی هم کنارش ایستاده حاج قاسم هست. گفتن این حرفا در دورانی که ایران حتی سیم خاردار هم نمیتونست بسازه، معجزه است...
ببینید ۴۰ سال پیش با چه صراحت و قاطعیتی دارد این روزها را می بیند و بیان میکند.
#شهیدمرتضیآوینی
🌹#شهید_آوینی
https://eitaa.com/Institute2
www.Aviny.compiran-toop-khane-01.mp3
زمان:
حجم:
1.8M
🔷 برشی صوتی از مستند «روایت فتح» با نوای آسمانی شهید آوینی همراه با صحبت های رزمندگان
🔸ایمان فاصله ها را نفی کند!
🔷#شهیدمرتضیآوینی
🌹#شهید_آوینی
https://eitaa.com/Institute2
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷 از بهترین برش های مستند انسان ساز «روایت فتح»
🔸جملات گهربار شهید آوینی و صدای بهشتی اش، به همراه زیر صدای حاج صادق آهنگران غوغایی در دل های سربازان جبهه حق می کند.
🔷#شهیدمرتضیآوینی
🌹#شهید_آوینی
https://eitaa.com/Institute2
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 این صدای شهید سیدمرتضی آوینی است که میشنوید!
دشمن دائم با هواپیما حملهور میشود...
🌹#شهید_آوینی
https://eitaa.com/Institute2
شهید #سیدمرتضیآوینی:
بسیجی عاشق کربلاست، و کربلا را تو مپندار که شهری است در میان شهرها و نامی است در میان نامها. نه، کربلا حرم حق است و هیچکس را جز یاران امام حسین راهی به سوی حقیقت نیست. کربلا، ما را نیز در خیل کربلاییان بپذیر. ما میآییم تا بر خاک تو بوسه زنیم و آنگاه روانۀ دیار قدس شویم.🕊
#طوفان_الاحرا
🌹#شهید_آوینی
https://eitaa.com/Institute2
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎀خلبان جوانی که به دونیم شد....😭😭
شهید خلبان #سید_علی_دوگاهه_گیلانی🌹
🌹نثارروان شهدا و این شهید عزیز هزاران هزارسلام ودرودوصلوات
.🌹#شهید_آوینی
https://eitaa.com/Institute2
ـــــــــــــــــــــــــ💢 فرصتی ویژه💢ــــــــــــــــــــــــــ
🔴 واحد آموزش مجازی موسسه قرآنی شیفتگان وحی برگزار می کند :
💢 دوره آموزشی سواد رسانه #بصیرت_رسانه_ای 🎯
📣 ارائه توسط استاد توانمند:
🔸سرکار خانم #جواهری کارشناس ارشدارتباطات فرهنگی و رسانه 🔸
🔹ویژه ی #خواهران
مقطع دیپلم و بالاتر
✏️ رسانه شناسی، اهمیت و ضرورت آن
✏️ مالکان رسانه و روش های جذب کاربران
✏️ روش های نفوذ در کاربران
✏️ آسیب شناسی فضای مجازی
✏️ مدیریت مصرف رسانه در خانواده
[ ارائه راهکارهاے مناسب]
✏️ و ... .
🔻۱۲ جلسه
👈 یکشنبه ها و سه شنبه ها
ساعت ۱۶ تا ۱۷
📆 مهلت ثبت نام:
👈♦️ تا بیستم اردیبهشت ماه♦️
👥 همراه با گواهینامه
🖥 مجازی (آفلاین و آنلاین)
⏯ کلاس در پیام رسان ایتا تشکیل میشود.
💢شهریه دوره:
🌸 ۷۰ هزار تومان🌸
💢ثبت نام در اسرع زمان:
🆔 Eitaa.com/shftegane
📲 02537754001-2
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
♦️شهید آوینی: «در آرم سپاه پاسداران همه ماهیت آن قابل جستوجوست: «لا» یعنی نه، «لا» یعنی نفی همه وابستگیها و تعلقات، و این مفهوم حقیقی آزادی و استقلال است، آزادی از بندگی غیر؛ استقلال ما نیز در نفی همه وابستگیهاست.»
🔸منبع: کتاب «گنجینه آسمانی»
🌹#شهید_آوینی
https://eitaa.com/Institute2
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷 برشی زیبا از مستند «روایت فتح» در وسط خط مقدم و آتش سنگین دشمن
🔸حتماً شما هم این جمله شهید آوینی را شنیده اید که می گوید: «آن آستین خالی که با باد این سوی و آن سوی می شود نشانه مردانگی است!» با دیدن این فیلم به راز این جمله عاشورایی پی می بریم!
🌹#شهید_آوینی
https://eitaa.com/Institute2
🔷 شهید آوینی: «اينجا گورستان بقيع است، و اين خاک گنجينهدار فريادی است كه قرن ها ارباب جور آن را در سينه ما محبوس كردهاند، و هرچند اشک ما تاب مستوری نداشته است، اما اين بار، اين بغضی نيست كه فقط با گريه باز شود، و اين جراحت نه جراحتی است كه با مرهم اشک شور التيام يابد.»
🔸منبع: کتاب «سفر به سرزمین نور»
🌹#شهید_آوینی
https://eitaa.com/Institute2
🔷 ای کاش ما هم با درک معارف آوینی ترک کنیم! او مواد مخدر را ترک کرد و ما باید غفلت را...
🔹من رفیقی داشتم که از دوران بعد از انقلاب که در سمعی بصری ورامین بودم می شناختمش. من در ورامین فیلم نمایش می دادم و ایشان هم دبیر عربی بود ولی به این کارها هم خیلی علاقه داشت. از آنجا باهم رفیق شده بودیم. بعدها که من به تهران آمدم و به روایت فتح رفتم، شنیدم که او هم به تهران آمده اما معتاد شده. از آن معتادهای تیر!
🔹این بنده خدا جای من را پیدا کرده بود و هرچند وقت یک بار به روایت می آمد. با چنان قیافه زاری هم می آمد که معلوم بود چه می خواهد. یک روز که آمد اساسی بهش توپیدم. بهش گفتم: «فلانی من نشستم مونتاژ می زنم، وقتی تو میای من دیگه حال کار کردن ندارم. جون اون کسی که دوست داری دیگه نیا، محض رضای خدا نیا، این کارو نکن. دیگه هم بهت پول نمیدم.» تا توانستم طرف را با تهدید و التماس طَرد کردم و واقعاً دیگر هم نیامد.
🔹بعد از شهادت آوینی دورادور شنیده بودم که ترک کرده و خوب شده و افتاده تو فاز فیلمنامه نویسی و اصلاً زندگی اش عوض شده است! یک روز دیدمش و بهش گفتم: «چی شد که تو دیگه ترک کردی؟ سَرِ اون حرفایی که من بهت زدم بود؟» گفت: «نه بابا، من اینقد، شبیه تو باهام برخورد کرده بودن. تو بودی، زنم بود، مادرم بود، برادرم بود. همه همینجور باهام برخورد کردن. آدم معتاد اصلاً هیچ چیز برایش مهم نیست و فقط می خواد مواد بهش برسه.»
🔹می گفت: «من فهمیدم که تو رفیق آوینی هستی و این آوینی هم رئیس مجله سوره است. یک روز دیدم که از ساختمان سوره رفت بالا من هم پشت سرش رفتم. بهش گفتم: آقای فارسی سلام رسوند گفتن اگه دارید یه کمکی به من بکنید! آوینی هم گفته بود اصلاً نیاز نداره که آشنایی بدی من خودم باهات رفیقم. پولی بهم داد و گفت هر وقت نیاز داشتی بیا بگیر.»
🔹هرچند وقت یکبار می رفته پیش آوینی. یک بار خیلی طولانی مدت پشت در اتاق جلسات نشسته بوده که آوینی از اتاق بیرون اومد تا به اتاق بغلی بره، سید می بینه این بنده خدا هم نشسته منتظره، کلی ازش عذرخواهی می کند و می گوید: «ببین دفعه بعد اومدی دیدی من تو جلسم یه یادداشت بده با (فلان) کد رمزی که من بفهمم شمایی و سریع بیام کارت رو راه بندازم، من عذر می خوام که معطل شدی.»
🔹طرف می گفت همین طور می رفتم پیش آوینی بدون اینکه ازم بخواهد که تو کی هستی و یا حتی ذره ای نصیحتم بکند، از این حرف ها اصلاً نبود. حتی در این مدت اصلاً و ابداً یک بار هم با من چِک نکرد که «فارسی این بنده خدا کیه میاد از من پول می گیره؟» وظیفه خودش می دانست انگار طلبکاری آمده پیشش و طلبش را می خواهد.
🔹رفیق ما می گفت آوینی با کلی عذرخواهی پول را یواشکی می داد و من هم می گرفتم و می رفتم. یک بار که رفتم پولی در جیب نداشت و کلی عذرخواهی کرد. در خیابان سمیه (خیابانی که دفتر حوزه هنری، محل کار آوینی در آن واقع بود) بانکی قرار داشت. از در سوره پایین آمدیم و رفتیم بانک. آوینی دفترچه بانکی اش را گذاشت روی پیشخوان بانک، من هم داشتم نگاه می کردم. باجه دار نگاهی کرد و به آوینی گفت «می خوای دفترچه رو ببندی؟» آوینی گفت چطور؟ کارمند بانک گفت: چون ۲ هزار تومن بیشتر توش نیست. آوین هم گفت: آره آره، می خوام ببندم!
🔹آوینی حساب را بست و به من گفت «خداروشکر روزی امروزمون هم رسید. هزارش برای من و هزارش هم برای تو.» از در بانک که بیرون آمدم تا در خانه گریه کردم که «خاک بر سرت اگر اون آدمه پس تو چی هستی؟» خودم خودم را سرزنش می کردم. آمدم خانه و افتادم به دست و پای مادرم. همان زمان ۳ تا بچه هم داشتم. به مادرم گفتم: دست و پای من رو با چادرت ببند به تخت و برای همیشه ترک کردم. او بعد از آن هرگز به سراغ آوینی نرفت تا وقتی فهمید وی در فکه به آرزویش رسیده و به کاروان شهدا پیوسته است!
🔸منبع: «محمدعلی فارسی، سایت خبرآنلاین، ۱۴۰۱/۱/۲۱، کدخبر ۶۲۶۲»
www.Aviny.comaviny-19.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
🔷 بنا به درخواست اعضای محترم یکی از بهترین ریمیکس های صوتی شهید آوینی خدمت شما ارسال شد.
🔸اگر بگویم حیف است که بدون وضو گوش کنیم اغراق نکرده ام! لطفاً آن را به دیگران هم هدیه کنیم چون این روزها همه نیازمند این معارف هستیم.
🌹#شهید_آوینی
https://eitaa.com/Institute2