eitaa logo
مبلغان بدون مرز
929 دنبال‌کننده
442 عکس
625 ویدیو
7 فایل
کانالی برای تمامی افرادی که دغدغه رساندن پیام اسلام به سراسر جهان را دارند. ادمین: @preacher
مشاهده در ایتا
دانلود
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را...
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تظاهرات حامیان فلسطین در استکهلم علیه حملات اسرائیل به غزه و کرانه باختری
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تظاهرات مکزیکی‌ها برای قطع روابط با اسرائیل
17.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایتی از کربلای ایران در موکب میناب روایت مادر شهید دانش‌آموز محمد صدرا زارعی‌پور از فرزندش که در مدرسه شجره طیبه میناب همراه با ۱۶۷ نفر از دانش‌آموزان و معلمان آسمانی شد.
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینم زائر کوچولومون از ماداگاسکار عین قنده 😂 همه عاشقش شده بودن
این دختر می‌خواست برای شوهرش ساک اربعین ببنده، از چت GPT لیست خواسته! این هم آخر چتشونه :))) فقط موندم خودش چرا التماس دعا گفته!
تو مسیر مشایة همسرم حالش بد شده بود وباید میرفتیم درمانگاه. اومدم کنار جاده ماشین بگیرم، برای چندتا ماشین دست تکون دادم نایستادن. به این نظامی عراقی گفتم مریض دارم،اولین توک‌توک رو نگه داشت وخودش هم سریع پولش رو داد! هرکاری کردم نذاشت خودم بدم! یکهو چشمم به پیکسل رو لباسش افتاد!
اوج اعتماد پسرها؛ راننده ون مسیر کربلا به مرز خسروی خوابیده. ما داریم رانندگی می‌کنیم. اعتماد ۱۰۰ از ۱۰۰
رفتار با اسپانیا بخوبی الگوی سرکوب ایران را نشان میدهد. دولتی که همراه جریان اصلی (بخوانید اسرائیل-آمریکا) نباشد، ابتدا کنار گذاشته شده؛ سپس تحریم؛ دستخوش ناآرامی داخلی؛ و در نهایت با جنگ -داخلی یا بین‌المللی-ساقط می‌شود. ج.ا ایران ۴۷ سال، ببینیم اسپانیا چند سال مقاومت می‌کند؟
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ساعاتی پیش، ازدحام جمعیت در حرم مطهر امام حسین علیه السلام
گاری کوچکش را کنار «میدان خلانی» گذاشته بود. چند انبه، سه بسته توت‌فرنگی و چند آووکادو، تمام محتویات گاری‌اش بود. شاید از صبح بقیه را فروخته بود و حالا که خورشید داشت آرام‌آرام پایین می‌رفت، این‌ها برایش مانده بود. از کنارش که رد شدم، قیمت انبه را پرسیدم؛ نه به قصد خرید، که می‌خواستم بدانم گاری‌چی‌ای در شهر بغداد، انبه را کیلویی چند دینار می‌دهد. جوابم را که داد، نگاهی کرد و گمانم از لهجه‌ام فهمید عراقی نیستم که پرسید اهل کجایم. گفتم ایران. لبخند زد و اهلا و سهلا نی گفت و هم‌زمان که می‌گفت: «ایرانی‌ها روی سر ما جا دارند» کیسه‌ای از کنار گاری برداشت؛ سه تا از انبه‌هایش و یکی از بسته‌های توت‌فرنگی‌اش را داخلش گذاشت و دستش را به طرفم دراز کرد. اولش قبول نکردم. تشکر کردم، اصرار کرد و کیسه را به دستم داد. گفتم: «پس حسابش رو بگید چقدر شد؟» اخم‌هایش در هم رفت و گفت: «ابداً. شما ایرانی‌ها مایهٔ افتخارید.» تشکر کردم؛ نمی‌دانستم در جواب چه باید بگویم؛ فقط قلبم از این همه محبت، و از ایرانی بودن، غرق شعف شده بود. سیده فاطمه مطهری