⛱دمای هوای تهران برای جمعه به ۴۰ درجه خواهد رسید!
🌍به خانواده خود در دالان تحلیلی فرهنگجغرافیا بپیوندید🔻
@IranGeoCulture
صبح امروز
انتخابات هیئت رئیسه مجلس
🌍به خانواده خود در دالان تحلیلی فرهنگجغرافیا بپیوندید🔻
@IranGeoCulture
🚨🚨فارس:
سامانه جدید آرش کمانگیر یک پهپاد متخاصم را بر فراز آبهای خلیج فارس با موفقیت سرنگون کرد
🔹جزئیات فنی و عملیاتی این سامانه جدید تاکنون محرمانه باقی مانده است!
🔹صدای شنیده شده در قشم ناشی از انهدام این هدف بوده
🌍به خانواده خود در دالان تحلیلی فرهنگجغرافیا بپیوندید🔻
@IranGeoCulture
🚨 هشدار فوری روسیه:
اتباع خارجی خاک کییف را ترک کنند
🔹وزارت امور خارجه روسیه با صدور بیانیهای اضطراری، از آغاز دور جدید و گسترده حملات به پایتخت اوکراین خبر داد.
🔹وزارت خارجه روسیه از تمام اتباع خارجی مستقر در کییف خواست هرچه سریعتر خاک این شهر را ترک کنند.
🌍به خانواده خود در دالان تحلیلی فرهنگجغرافیا بپیوندید🔻
@IranGeoCulture
🚨 ناو شارل دوگل فرانسه، و یه اسکورتش، ۵۰ مایلی شرق بندر Salalah عمان
📍پ.ن: مثل سری قبل میخوان از فرصت مذاکرات برای کنترل تنکه استفاده کنند
هوس گوشمالی کرده
🌍به خانواده خود در دالان تحلیلی فرهنگجغرافیا بپیوندید🔻
@IranGeoCulture
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🚩 قهرمان دهههشتادی که به شکار پهپاد رفت!
❤️بعد هی بگید دهه هشتادی ها بی مسئولیتند
ایرانی ایرانیه
دههای نیست
🌍به خانواده خود در دالان تحلیلی فرهنگجغرافیا بپیوندید🔻
@IranGeoCulture
🔰آیا اتم از بین برندهی همهی تهدیدات است
ایران چه زمان اعلام اتمی خواهد کرد؟
علی پیروز
برخی این تصور سادهانگارانه را دارند که «بمب اتم» عصای جادویی حل تمام مشکلات، دفعکنندهی مطلق تهدیدات و بازدارنده در هر سطحی از جنگ است و مدام این ذهنیت را دامن میزنند و اذهان را به خطا میاندازند. به همین دلیل هم چنین میپندارند که اگر ایران کشوری بود که بمب اتم را ساخته و تست گرم کرده بود، نه جنگی علیهاش شکل میگرفت، نه فرماندهان و رهبرانش ترور میشدند و نه زیرساختهایش هدف قرار میگرفت. این تصورات، هرکدام با دهها مثال نقض تاریخی روبروست، اما مشکل عمیقتر اینجاست که دارندگان این دیدگاه، نه از «زمانمندی و مرحلهبندی» جنگها درکی دارند، نه از «موازنهی قدرت» و نه از منطق «هزینه-فایده» در بزنگاههای راهبردی.
شخصاً روزگاری نسبت به توانمندیهای بازدارندهی غیرهستهای کشور تردید داشتم و میگفتم حال که آن توانمندیها بهقدر کفایت وجود ندارد، باید به سمت ساخت و آزمایش هستهای رفت تا دستکم امکان بقا تضمین شود. اما آنگاه که یقین حاصل کردم، اتفاقاً بر این مهم تأکید کردم که بمب اتم لازم است اما نه اکنون، و در شرایط کنونی میتواند ایجاد خطر جدی نیز بکند. پیش از جنگ رمضان، در تحلیلهای مکرر - چه در خصوص عدم دفاع از سوریه و جلوگیری از سقوط آن و چه در بسیاری شقوق دیگر - تحلیل «تلهگذاری راهبردی با نمایش ضعف» را مطرح کردم و پاسخ روز نخست جنگ رمضان به خوبی نشان داد که این فرضیه کاملاً درست و صادق بوده است. پس دیگر تأکید بر آزمایش اتمی را کنار نهاده و تصریح کردم این اتفاق باید در زمان درست رخ دهد و اکنون میتواند زیانبار و حتی مهلک باشد. جنگ رمضان نشان داد ایران نهتنها ضعیف نبود، بلکه توانمندیهای انبوهی را طبق یک راهبرد چندلایه پنهان میکرد تا دشمن را به خطای محاسباتی بیندازد و اهرمهایی بهدست آورد که بازی در دست ایران قرار گیرد و جریان یابد. این همان منطق بنیادینی است که میگوید: ایران با پنهانسازی توانمندیهای موشکی، پهپادی و شبکهای خود، دشمن را به سرمایهگذاری بر روی گزینهی «فشار حداکثری» و حتی اقدامات تروریستی ترغیب کرد. این کار باعث شد ایالات متحده و متحدانش منابع عظیمی را در جبهههایی هزینه کنند که ناگهان با رونمایی از توانمندیهای دفاعی، شهرهای موشکی و پدافندی و تابآوری آنها، تمام معادلاتشان فروریخت. این منطق میگوید: گاهی «نداشتن» اتم، اما داشتن قابلیتهای دقیق و عمیق متعارف، ارزش راهبردی بیشتری از رونمایی زودهنگام یک سلاح هستهای دارد، چرا که شما را از تیغ تحریمها و ائتلافهای جهانی که علیه یک قدرت هستهای جدید شکل میگیرد، دور نگه میدارد. ایران میخواهد مرحلهبهمرحله از هژمونی ایالات متحده بکاهد و بر سطح اثرگذاری خود بیفزاید، تا خود را نهتنها بهعنوان قدرتی منطقهای تثبیت کند، بلکه وجهی جهانی از خود بروز دهد و آنها را گامبهگام توبیخ کند. بیشک، توانمندی هستهای و ساخت بمب نیز یکی از این مراحل است که در انتهای مسیر و در زمان درست و مشروع محقق خواهد شد. واشنگتن بیش از دو دهه است که راهبرد «مهار چین از طریق مهار کمربند میانی» را پیش میبرد و تهران این کلانروند را میشناخت. میدانست که اگر دشمن را دچار بیشاعتمادی نکند، فرصتهای تاریخی برای جابهجایی موازنه از دست خواهد رفت، پس «تاکتیک ضعف برای استراتژی تلهگذاری» را به کار بست.
و نتیجه همین شد: ایران هم از پروژهی براندازی جلوگیری کرد، هم از ورود تجزیهطلبان از مرز اقلیم کردستان و به تبع آن، تهدید مشابه از سمت جمهوری آذربایجان و شرق کشور را مهار کرد. همچنین پایگاههای نظامی و امنیتی آمریکا در منطقه را به شکلی معنادار از چرخهی عملیاتی مؤثر خارج ساخت و کنترل گلوگاههای تنگهای را در مشت گرفت. در چنین بستری بود که ضمن نشان دادن پایداری شهرهای متعدد موشکی اش و پدافند موثر برای حفظ امکان پاسخ، از دو موشک راهبردی رونمایی شد: «رستاخیز» که تنها پنهانی آزمایش شده بود و «خیبرشکن ۳» که در عراد فرود آمد و پناهگاه مستحکم خلبانها و دانشمندان هستهای را در عمق هشتاد متری درهم کوبید و منهدم کرد و اثبات کرد که دکترین نوک کوه یخ شهید رشید کاملاً واقعی است. آنجا دیگر یقین کامل حاصل شد که ایران برای حفظ بقا و تحمیل بازدارندگی، نیازمند اعلام و آزمایش بمب هستهای نیست؛ ابزارهای جایگزین، با هزینهای بهمراتب کمتر و مشروعیتی بیشتر، کار خود را کردهاند.
اما چرا آزمایش هستهای در این زمان نهتنها کمک نمیکند، که مجوز حملهی اتمی را صادر میکند؟
زیرا غرب با اتکا به روایت «تهدید هستهای ایران» و با برخورداری از برتری اتمی، منتظر بهانهای برای مشروعیتبخشی به جنایت پیشدستانه است. یک آزمایش گرم در زمان نامناسب دقیقاً همان بهانه را میدهد: «ما میدانستیم، سختگیریمان بیجا نبود، ایرانیها قصد
صد حملهی هستهای داشتند. آنها خبیث و تروریست و جنایتکارند و ما توانستیم این تهدید جهانی را مهار کنیم و مستحق جایزه و مدال نیز هستیم.» آزمایش بیموقع، مشروعیت حملهای را امضا میکند که غرب بسیار دوست دارد انجام دهد و این بار نه یک شکست تاکتیکی، که یک پیروزی روانی و تبلیغاتی بزرگ بهدست آورد: «زدیم و خوب کردیم، چون آنها میخواستند جهان را نابود کنند.» در مقابل، نگهداشتن اورانیوم غنیشده (حتی در صورت وجود قابلیت تسلیح بدون رونمایی) روایت را وارونه میکند: جهان جنایتکاری غرب را میبیند که حاضر نیست ذرهای از زیادهخواهی خود عقب بنشیند و بهوضوح نسلکشی و تروریسم دولتی وقیحانهی آنها را مشاهده میکند؛ حتی تلاش برای ایجاد بمب کثیف از طریق هدف قرار دادن تأسیسات هستهای را دید، قتلعام کودکان مدرسهی شجرهی طیبه میناب، انهدام پل B1 و هدف قرار دادن زیرساختهای دارویی، درمانی و دانشگاهی را. و اینجاست که باید به شبههی «پس چرا ایران غنیسازی میکند؟» پاسخ داد: دقیقاً به همین دلیل که مرز میان «آستانهای بودن» و «هستهای شدن اعلامی» یک خندق راهبردی است. غنیسازی و حفظ مواد شکافپذیر، یک «بیمهنامهی بقا» در برابر سناریوهای تجزیهطلبانه یا حملهی خارجی تمامعیار است، بیآنکه هزینهها و خطرات یک آزمایش گرم را تحمیل کند. اگر روزی دشمن از خط قرمزهای حیاتی عبور کند، این «گزینهی معوق» است که به ایران امکان میدهد در کمترین زمان ممکن معادله را تغییر دهد؛ اما تا آن لحظه، همان تهدید مبهم و کنترلشده، صدها برابر کمهزینهتر و پرثمرتر از یک اعلام رسمی است. جهان دریافته است که اگر ایران اورانیوم را واگذار کند - همانطور که مرشایمر و بسیاری اذعان کردهاند - یقیناً هدف حملهی هستهای نیز قرار خواهد گرفت. پس امروز این مشروعیت برای ایران وجود دارد که اورانیوم با غنای بالای خود را حفظ کند تا همانگونه که رهبر شهید فرمودند: «در هر سطحی تهدید شویم در همان سطح پاسخ میدهیم»، امکان پاسخ فراهم باشد. در این حالت، اگر غرب دست به حملهی هستهای علیه ایران بزند، این غرب است که ناخواسته مشروعیت هستهای شدن ایران را صادر میکند، ولو اینکه ایران اساساً نیازی به بمب نداشته باشد.
شبههی «بمب اتم در برابر هر تهدیدی بازدارندگی دارد»:
این شبهه با واقعیت میدانی بیگانه است. جنگافزار هستهای، بازدارندگی را صرفاً در برابر «حملهی هستهای» و در نهایت «تهدید موجودیتی» تضمین میکند، نه در برابر حملات سنگین متعارف، ترور، نفوذ، جنگهای نیابتی یا ایجاد انقلاب و شورش.
میگویند اگر اتم بود، حملهی سنگین نمیشد. مگر اسرائیل بمب اتم نداشت که عملیات ۷ اکتبر، غافلگیرانهترین و سهمگینترین ضربهی تاریخش را دریافت کرد؟ مگر اتم توانست جلوی آن موج انسانی و موشکی را بگیرد؟
میگویند اتم بود، رهبر ترور نمیشد. روسیه را ببینید: بزرگترین زرادخانهی هستهای جهان را دارد، اما یک نوبت با ۸۰ پهپاد و دو نوبت دیگر عملیات ترور رئیسجمهورش طراحی و عملیاتی شد. اگر ترور نافرجام ماند، نه بهخاطر بمب اتم، که بهخاطر پدافند، اطلاعات و مهارت نیروهای حفاظتی بود. اینجا باید آن گزارهی سادهانگارانه که «آزمایش اتم همهچیز را حل میکرد» را نیز تصحیح کرد: نمونهی پاکستان نشان داد که حتی پس از آزمایش هستهای و دستیابی به بازدارندگی تمامعیار در برابر هند، این کشور در جنگ کارگیل شکست خورد، با تروریسم داخلی فلجکننده مواجه شد و هرگز نتوانست از ابزار اتمی برای حل بحرانهای غیرهستهای خود استفاده کند. جنگافزار هستهای، سقف درگیری را محدود میکند، نه کف آن را.
شبههی «ایران کرهای دیگر میشد» یا «چرا به کره حمله نمیشود»:
هم غربگرایان که هشدار میدهند «ایران کرهی شمالی میشود» و هم برخی انقلابیها که میپرسند «پس چرا به کره حمله نمیشود؟» از یک مشترک تحلیلی رنج میبرند: عدم فهم «جغرافیا و اهمیت ژئوپلیتیکی» و ناآگاهی از «تقدم و تأخر مراحل جنگ». کرهی شمالی در موقعیتی ژئواستراتژیک کاملاً متفاوت قرار دارد و روزی که نوبتش در ماشین زمان جنگ فرا برسد، درگیر خواهد شد، درست مانند چین. شک نکنید اگر ایران تسلیم شده بود و یا از هم پاشیده بود، امروز شاهد جنگ تمامعیار علیه روسیه در سه محور جنوب، شرق و غرب به شکل زمینی و هوایی میبودید و بمب اتم هم بهتنهایی کاری نمیکرد. تانکهای ناتو و آمریکا از فلات ایران به سوی قفقاز و آسیای مرکزی و از آنجا به عمق روسیه سرازیر میشدند؛ همزمان از اروپا و از ژاپن، شهرهای روسیه زیر ضربات هوایی خرد میشدند. این نکته باریکتر از موست که اگر روسیه امروز بدون عمق راهبردی ایران در خاورمیانه و قفقاز در برابر ناتو قرار میگرفت، حتی زرادخانهی عظیم هستهایاش هم نمیتوانست از فروپاشی ژئوپلیتیکیاش جلوگیری کند. چرا که جنگ، پیش از آنکه هستهای شود، در لایههای اقتصادی، اطلاعاتی، قومی و
سرزمینی برنده را مشخص میکند. ایران با حفظ استقلال و ایستادگی خود، عملاً سپر روسیه نشد، بلکه با ایجاد یک قطب قدرت مستقل، صورت مسئلهی حملهی سهمحورهی ناتو از جنوب را پاک کرد و زمانبندی جنگ را بههم ریخت. روسها بیش از هر کشوری بمب اتم دارند و برای ممانعت از چنین شرایطی، بیتردید در مرحلهای از جنگ تهدید هستهای میکردند، چنانکه اکنون هم میکنند. اما آیا اگر روسیه یکتنه در برابر تمام جبههها قرار میگرفت، اتم به دادش میرسید؟ خیر، چنانکه در فروپاشی شوروی هم نرسید. جنگ «زمانبندی» دارد، «موازنه و مناسبات» دارد، «هزینه و فایده» دارد. و مهمتر از همه، رمز پیروزی «اقدام درست در زمان درست» است، نه تکیه بر طلسمی به نام بمب که خیال میکنیم ما را از فهم قواعد بیرون میبرد.
در باب تقدس «زمان» در استراتژی
کل ستون فقرات تحلیلی که ارائه دادم بر این حقیقت استراتژیک استوار است که: «اقدام درست در زمان درست» امری است که نباید به هیچوجه آنرا نادیده گرفت، همانطور که اگر استراتژی تلهگذاری انجام نشده بود امروز ایران در همان وضعیت قدرت منطقه ای انهم متزلزل باقی مانده بود، و زمانبندی درست موجب شد که اکنون ایران به عنوان قدرتی جهانی دیده شود، قدرتی که یقینا ابعاد وسیعتری پیدا خواهد کرد و خود را به تثبیت خواهد رساند. تاریخ استراتژی، گورستان کسانی است که اقدام درست را در زمان نادرست انجام دادند. آلمان نازی در ۱۹۳۹ ارتش قدرتمندی داشت، اما ورود زودهنگام به جنگ دو جبههای، همان توانمندی عظیم را به خاکستر نشاند. ژاپن با حملهی غافلگیرکننده به پرل هاربر، یک پیروزی تاکتیکی درخشان را در زمانی به دست آورد که دشمن خفته را بیدار کرد و ماشین جنگی آمریکا را وارد مدار نابودی خود نمود؛ زمان حمله اشتباه بود، پس دستاورد تاکتیکی به فاجعهی استراتژیک انجامید. در مقابل، اتحاد جماهیر شوروی نه با قدرت نظامی، که با صبر و زمانبندی ورود به جنگ جهانی دوم، توانست از یک دولت در آستانهی فروپاشی به یک ابرقدرت تبدیل شود. یا چین مائو که با راهبرد «جنگ طولانی» به جای نبردهای سرنوشتساز زودهنگام، زمان را به نفع خود چرخاند. بمب اتم، یک قابلیت است، نه یک دکترین. یک نقطهی عطف است که اگر در زمان اشتباه آشکار شود، نهتنها بازدارندگی ایجاد نمیکند، که خود به بهانهای برای نابودی تبدیل میشود. در مقابل، هستهای شدن در زمان مشروع و گریزناپذیر - آنگاه که افکار عمومی جهان جنایات دشمن را به چشم دیده باشد - از ضعف، قدرت و از تهدید، فرصت میسازد. آنکه زمان و مرحله را نشناسد و تله را از طعمه تمیز ندهد، با در دست داشتن همان ابزار نیز نابود خواهد شد. بمب اتم یک «ابزار» است، نه یک «دکترین». و ابزار، تنها در دستان استراتژیستی که زمان را میفهمد، معنا پیدا میکند. بیشک ایران سه دهه تمرمز بر انرژی هسته ای را صرفا برای مصارف علمی، کشاورزی، پزشکی و سوخت کشتی و.. و توسعهی علوم دقیقه و رهیافت به فناوری های پیشرفته پیشنبرده و علاوه بر همه اینها به سلاح هم اندیشیده و در این زمینه ها آنچه که باید را فراهم کرده و برای توبیت ایران به عنوان یک قدرت پیشران جهانی به موقع از ان بهره خواهد برد. اما در زمان درست خود.
علی پیروز
🌍به خانواده خود در دالان تحلیلی فرهنگجغرافیا بپیوندید🔻
@IranGeoCulture
🚨 علیهاشم، خبرنگار الجزیره:
سفر قالیباف و عراقچی به دوحه ممکن است شاهد حرکتی از سوی واشنگتن به سمت میانه پل باشد.
نقش میانجیگری قطر اکنون مکمل تلاشهای پاکستان است و اگر اختلافات باقیمانده حل شود، احتمال اعلام توافق میتواند بسیار زیاد شود
🌍به خانواده خود در دالان تحلیلی فرهنگجغرافیا بپیوندید🔻
@IranGeoCulture
🚨 الحدث:
احتمالا عاصم منیر بعد از بازگشت از چین به قطر سفر خواهد کرد
🌍به خانواده خود در دالان تحلیلی فرهنگجغرافیا بپیوندید🔻
@IranGeoCulture