eitaa logo
اندیشکده فرهنگ‌جغرافیا
2.2هزار دنبال‌کننده
7.4هزار عکس
4.4هزار ویدیو
26 فایل
تحلیل روز بر مبنای ژئوپلیتیک و ژئوکالچر https://t.me/IranGeoculture https://eitaa.ir/IranGeoculture @geocultureswithpirooz" rel="nofollow" target="_blank">https://youtube.com/@geocultureswithpirooz 🔻برای کمک های مالی 👇🏻 شماره کارت: 6037991940517786 شماره شبا: ‌IR240170000000301715647003 علی احمدی پیروز
مشاهده در ایتا
دانلود
اندیشکده فرهنگ‌جغرافیا
🚩 ایسنا: انتظار می‌رود دستور بازگشایی اينترنت فردا اجرایی شود. 📍پ.ن: هیچ اعتمادی به توافق نیست
زیر پست باز شدن اینترنت نوشتم که هیچ اعتمادی به توافق نیست اینها مشخص نیست ثانیه اخر حمله نکنند این خوشخیالی فاجعه است اما ملت ناراحت میشوند که چرا میگویید اینترنت وصل نشود! انگار ما از ازار مردم خوشنود میشویم! نه عزیز برادر دشمن ناچار است تا انجا که دیگر راهی پیش پا نداشته باشذ بجنگد پس باید او را ناچار کرد و ناچاری امریکا در ورود زمینی به اسراییل است و تصرف ان همین هم شد همچنان که بارها شده 🌍به خانواده خود در دالان تحلیلی فرهنگ‌جغرافیا بپیوندید🔻 @IranGeoCulture
🚨پدافند هوایی ایران سه پهپاد آمریکایی را در آسمان بندرعباس سرنگون کرد، از جمله یک پهپاد ام‌ویو-۹ای "ریپر". 🌍به خانواده خود در دالان تحلیلی فرهنگ‌جغرافیا بپیوندید🔻 @IranGeoCulture
دولتی ها مثل اینکه خیلی عجله دارند برای برقراری اینترنت بین الملل برای همین هم اینترنت دچار نوسان شده فکر کردم مشکل از ایتاست اما همه جا همین است
📌گفته میشود علی‌رغم تعهدی که میانجیگران به ایران برای آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار از اموال بلوکه شده‌اظ داده شده بود، اکنون اعلام شده است بنابر نظر آمریکا صرفا قرار است در توافق به ایران اجازه داده شود به اندازه ۶ میلیارد دلار پول بلوکه شده نزد قطر ، نهاده های دامی و دارو پس از تایید اوفک خریداری شود. 📍پ.ن: شکلدهی مجدد به مرجعیت برای نهادهای بیاعتبار امریکایی از لحظه نخست اتشبس گفتم که این بازی فقط برای تحقیر و گرفتن فرصت برای زدن ضربه کلیدی است انها دنبال این هستند که مجددا بتوانند غافلگیری بدست بیاورند و در رسانه خود را پیروز نشان بدهند و ایرانیان را از لحاظ روحی سست کنند چه مردم را چه نظامیان را 🌍به خانواده خود در دالان تحلیلی فرهنگ‌جغرافیا بپیوندید🔻 @IranGeoCulture
مثل همیشه توافق داره عالی پیش میره. کم کم داشتم به شک میفتادم که چرا صدای انفجار نیومده هنوز ✅. 😡 گدایی و تمنای توجه و نیاز راه را به دشمن نشان می دهد! مگه نه؟؟؟ آقایان لطفآ فرمایشات رهبر شهید فراموش نشود... متأسفانه آشپز چند تا شده و این آش..... ✍ سهیل @IranGeoCulture
ایران چگونه باید اقدامات ایذایی دشمن را به نحوی آزار دهنده پاسخ دهد؟ سنتکام اعلام نمود که در چهارچوب های دفاعی که البته نقض آتش بس محسوب نمی‌شود اهدافی را در دریا و سواحل و بنادر ایران مورد حمله قرار داده است... ایران باید : نخست : در چهارچوب‌های دفاعی که قطعا نقض آتش بس محسوب نمی‌گردد، و برای اطمینان از آثار دفاعی خود مبادی نظامی تجاوزات اخیر را در دریا و سواحل دشمن مورد حمله قرار دهد، انهدام باید به نحوی کامل صورت گیرد که امکان استفاده برای تجاوزات بعدی وجود نداشته باشد. دوما : برای تکمیل مراحل دفاعی و مفهوم پیدا کردن آن در کشورهایی که به نحوی درگیر این تجاوزات علیه ایران بوده اند معادل چند برابر مناطقی که در ایران هدف قرار گرفته، هدف قرارگیرد، برای مثال برای بازدارندگی و اقدام دفاعی اگر پهپادی از امارات متفرقه عربی به پرواز درآمده یا جنگنده ای از دشمن از فضای امارات در بمباران فرودگاه بندرعباس نقش داشته، مابه ازای آن فرودگاه دبی، ابوظبی، شارجه و فجیره به گونه ای عبرت انگیز شخم زده شود. سوما : اگر شناورهای آمریکایی در این عملیات مشارکت داشتند، ناوگان آمریکایی آنقدر پیوسته و پرتکرار باید توسط پهپادها و موشک‌های کروز یا بالستیک مورد هدف قرار گیرد تا حداقل یک ناو کلاس آرلی برک یا معادل آن برای عبرت غرق شود، منظور از پیوستگی و تداوم برای عدم شناسایی واحدهای عمل کننده که در واقع یکی از دلایل اقدامات دشمن شناسایی همین واحدها است، شلیک ها باید هر نیم ساعت یا یک ساعت از جغرافیایی متفاوت صورت گیرد در قالب شلیک های دو یا سه فروندی در تمام مدت شبانه روز... چهارما : دشمن ادعا نموده برای پرهیز از مین گذاری، نیروهای ایرانی را هدف قرار داده است، برای خنثی نمودن عملیات دشمن و محدود نمودن حرکت ناوگان نظامی و تدارکاتی دشمن و متحدانش، کافیست الگوی حرکتی دشمن و متحدانش در شش ماه گذشته بررسی شده و با بررسی مسیر و جهت جریان‌های دریایی، توسط پهپادهای شاهد به جای خرج 50 تا 100 کیلویی، معادل آن مین دریایی در نزدیک‌ترین محل به ناوگان دشمن در آب رها شود، چه با سقوط پهپاد در برد نهایی و چه با مین ریزی در نزدیک‌ترین نقطه به دشمن، الباقی را می‌توان به جریان‌های آبی محول نمود، رها نمودن صدها و هزاران مین متوسط و کوچک از این نوع و از انواع غوطه وری، شناورهای دشمن را حتی در محدوده دریای عمان و دریای عرب و دهانه اقیانوس هند و بنادر متحدان دشمن، در یک میدان مین سیال قرار خواهد داد، و محیط دریا و اقیانوس حتی در دوردست‌ها، با توجه به برد شاهدها برای دشمن نا امن خواهد شد. که البته این یک عملیات بازدارنده دفاعی بوده بوده و ناقض آتش بس نخواهد بود. شاهدها اگر قادر به حمل محموله های انفجاری و موشک‌های ضد هوایی و مین‌های ضد تانک در اکراین هستند، قطعا در ایران هم قادرند در اقیانوس هند، مین گذاری نمایند. زحمت جمع آوری پس از جنگ با نیروی دریایی خیریه انگلیس و فرانسه ❗️ در هر صورت این اقدامات صرفا در حد دفاعی بوده، موجب شکست آتش بس نخواهد شد. آقایان هم لطف کنند سفرهای دیپلماتیک را مجازی اجرا کنند تا دیگر گروگان محسوب نشوند. آقای همتی اگر در دوحه برای هماهنگی های دائمی باقی بماند هم برای ما و هم برای دشمن بهتر است، هرچه باشد مطالبات مالی ما از دشمن بسیار زیاد است و رسیدگی به آن از اوجب واجبات! ✍سهیل @IranGeoCulture
🔰 کالبدشکافی بازی فریب آمریکایی در میز مذاکره: از مهندسی معکوس قدرت تا عملیات روانی برای جنگ علی پیروز راهبرد ایالات متحده از همان نخستین لحظه پس از پذیرش آتش‌بس کاملاً قابل رمزگشایی بود. این راهبرد، یک «مهندسی معکوس قدرت» است که در آن بازندهٔ میدان، از دل مذاکره برای خود شأن حقوقی و امتیازات مصنوعی خلق می‌کند. پس آمریکا که به دلیل سابقهٔ پیشینی به‌خوبی می‌دانست درخواست آتش‌بس حتما پذیرفته می‌شود، بازی از پیش طراحی‌شده‌ای را به اجرا گذاشت تا آنچه را در جنگ از دست داده بود بازگرداند، ساختار روانی طرف مقابل را تضعیف کند، پیروزی و اقتدار پیشران او را سست نماید، اجماع عمومی شکل‌گرفته را کاهش دهد، خشم ناشی از ترور فرماندهان را لوث کند و با ایجاد چرخهٔ امید و ناامیدی، تاب‌آوری ملی را هدف بگیرد. این فرایند یک چرخهٔ چندمرحله‌ای و فرسایشی است که گام‌های آن به ترتیب عبارتند از: 🔹مرحلهٔ نخست: پذیرش کامل شروط ایران پذیرش اولیه صرفاً برای خریدن اعتبار و کشاندن حریف به میزی است که قواعدش را خود آمریکا می‌نویسد. اما هم‌زمان، کل پروسه با یک اقدام میدانی لو می‌رود: امارات به جزایر ایران حمله می‌کند. آمریکا کنار رفته و امارات را به حریف نیابتی بدل می‌کند تا تشخّصی که ایران به دست آورده بشکند. هدف از همان ابتدا روشن می‌شود، اما وعدهٔ پذیرش شروط، ایران را در میز مذاکره نگه می‌دارد تا به خمیری در دست واشینگتن بدل شود. 🔹مرحلهٔ دوم: طرح خواسته‌های جدید پس از تثبیت فضا، کم‌کم خواسته‌هایی مطرح می‌شود که پیشتر موضوعیت نداشتند. در واقع آمریکا بازپس‌گیری تمام آنچه ایران از طریق جنگ به دست آورده را به‌علاوهٔ آنچه پیش از جنگ مطالبه می‌کرد هدف می‌گیرد. هرچند نمی‌تواند همه را یکجا مطرح کند، کلیدی‌ترین خواسته یعنی اورانیوم غنی‌شده را پیش می‌کشد؛ زیرا می‌داند با وصول آن می‌تواند بازی جنگ را به نفع خود برگرداند و با تهدید دیگر خواسته‌ها، معادله را به آنچه می‌خواست یعنی لیبی‌سازی ایران بازگرداند. روشی که تا پایان مرحلهٔ پنجم تداوم دارد. 🚩مرحلهٔ سوم: زیر سؤال بردن شروط پذیرفته‌شدهٔ ایران ایجاد تردید حقوقی و روانی نسبت به داشته‌های قطعی طرف مقابل؛ تا نقطهٔ تعادل روانی ایران جابه‌جا شود. 🔹مرحلهٔ چهارم: افزایش پلکانی خواسته‌ها دامنهٔ زیاده‌خواهی گسترش می‌یابد. هدف نهایی برای آمریکایی ها اورانیوم با غنای بالا است چرا که بدست آوردن آن به منزله‌ی ایجاد موقعیتی است که با تهدید سنگین میشود بستری ساخت تا همه‌ی انچه پیش از جنگ مد نظر بود حاصل شود پس تمام طراحی حول ایجاد امید و یاس برای کسب این امتیاز و گشودن تنگه یا شریک شدن در آن و در حقیقت شکستن وجهه و تشخص کسب شدت ایران است تا بتوانند تنگه که لولای مهم تمدن ساز در پانصد سال گذشته است را بازیابند اما نه فقط گشودن بلکه ایجاد فضایی برای عدم امکان دستیابی مجدد ایران، پس میکوشند تا در فضای روانی خلا ایجاد کردن و خود را در لای درهای که ایران کسب کرده و اکنون بسته‌ شده جا بدهند و با طرح و مباران خواسته‌های ریز و درشت این امکان را بدست آورند. 🔹مرحلهٔ پنجم: به‌هم‌زدن میز مذاکره و سپس بازگشت قطع و وصل گفتگوها با هدف «نرم‌کردن» حریف و گرفتن ابتکار عمل در دست خود. بازی با تیم مذاکره‌کننده به‌عنوان خمیری که به‌مرور به ابزاری در دست آمریکا بدل می‌شود. هم‌زمان تلاش می‌شود در میدان نبرد هم وجههٔ ایران شکسته شود؛ پس ناوچه‌ای روانهٔ تنگه می‌شود تا وجههٔ نظامی ایران لوث شود، روان جامعه و نیروهای مسلح دستمالی گردد و ترس و تردید در ساختار دفاعی کاشته شود. 🔹مرحلهٔ ششم: پذیرش مشروط برخی شروط + اِنقلت‌های روایی امتیازهای کوچکی که داده می‌شود نه از سر حسن‌نیت، بلکه برای مشروع‌سازی کلیت فرایند و کاشتن روایت «امتیازدهی آمریکا» در افکار عمومی جهان است. این گام برای بازیابی وجههٔ تخریب‌شدهٔ یک هژمون شکست‌خورده در توییتر، سوشیال تروث و رسانه‌های بین‌المللی طراحی شده است. این همزمانی فشار نرم و سخت (حملهٔ ترکیبی) در مرحلهٔ بعد نیز تداوم دارد. 🔹مرحلهٔ هفتم: همزمانی فشار سخت و نرم در اوج دیپلماسی در دل این بازی دیپلماتیک، حمله به یک قایق تندرو سپاه صورت می‌گیرد و سه تن از پاسداران ایران در دریای عمان به شهادت می‌رسند. پیام روشن است: «میز مذاکره، میدان جنگ را تعطیل نمی‌کند.» این یک حملهٔ ترکیبی (Hybrid Warfare) تمام‌عیار است برای اثبات اینکه دست برتر نظامی همچنان با آمریکاست و پذیرش شروط تنها راه توقف فشار است. 🔹مرحلهٔ هشتم: گروگانگیری ژئواکونومیک – طلبکار شدن بدهکار آمریکا می‌داند مسئلهٔ مالی گرهٔ ایران است. پس باز شدن تنگه و دریافت اورانیوم با غنای بالا را در ازای آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده مطرح می‌کند. در این نقطه، از دارایی مصادره‌شدهٔ ایران یک «گرو» ساخته می‌شود و طلبکارِ بدهکار متولد می‌گردد. هم‌زمان از این اهرم مالی
برای سراب‌سازی، تداوم میز مذاکره و له کردن شأن و شخصیت ایران در چالش‌های فرسایشی بهره می‌برد. این استراتژی عنکبوتی (تنیدن تار به دور امتیازات) همچنان تا مراحل بعد تداوم دارد. 🔹مرحلهٔ نهم: عقب‌نشینی در گفتگو و امتیاز دادن، اما حفظ شروط بنیادین ایجاد این توهم که آمریکا منعطف است، در حالی که ساختار خواسته‌های اصلی دست‌نخورده باقی می‌ماند. هر عقب‌نشینی تاکتیکی، با تأکید مجدد و شدیدتر بر شروط اصلی همراه می‌شود. 🔹مرحلهٔ دهم: امتیازهایی که رسماً وجود ندارند وقتی تنگه هرمز عملاً در اختیار ایران است، تحریم معنای واقعی خود را از دست می‌دهد. کشورهای نیازمند عبور از تنگه، ناگزیر به پرداخت عوارض به ایران هستند وقتی امکان پرداخت عوارض هست پرداخت بدهی هم ممکن خواهد بود علی الخصوص که در میانه‌ی جنگهای فراگیر جنگ جهانی کنونی می‌توانند به سهولت طلب‌های بلوکه‌شده را نیز تسویه کنند. اما آمریکا با گره‌زدن این جریان طبیعی مالی به مجوزهای آفک، از یک «حق» یک «منّت» می‌سازد و اعتبار کاذب خلق می‌کند. روشی که در مرحلهٔ بعد نیز تداوم دارد. 🔹مرحلهٔ یازدهم: پس‌زدن تعهدات مالی همان مبلغی که قاعدتاً پذیرفته شده بود (۲۴ میلیارد دلار) باید آزاد شود، اما ناگهان به ۶ میلیارد دلاری که نزد قطر بلوکه شده تقلیل می‌یابد، آن هم صرفاً به‌شکل کالا و با نظارت آفک. این یعنی بسته‌بندی شکست در لفاف واژه‌سازی حقوقی؛ اعتباربخشی به خود در عین شکست. 🔹مرحلهٔ دوازدهم: فرسایش روانی بلندمدت؛ هدف‌گیری تاب‌آوری (سناریوی دی ۱۴۰۴) آمریکا برنامه دارد تا با اثر منفی بر اقتصاد ایران، دقیقاً همان کاری را بکند که در دی ۱۴۰۴ انجام داد. وزیر خزانه‌داری آمریکا خود اعلام کرد که اعتراضات ۷ دی که به بسته شدن بازار انجامید، نتیجهٔ برنامهٔ خزانه‌داری بود: بالا رفتن قیمت دلار، واداشتن دولت به تکنرخی کردن ارز، حذف یارانه‌ها و وارد کردن شوک بزرگ به بازار. سپس در ۱۸ و ۱۹ دی، مزدورانی که از قبل مسلح شده بودند به حرکت درآمدند تا با شورش، آشوبی فراگیر ایجاد کنند و ناوگان آمریکا کار را تمام کند. در جنگ رمضان نیز به چهارشنبه‌سوری امید بسته بودند، اما تجمعات شبانهٔ مردم در میادین مانع شد. اکنون از مذاکره به‌عنوان ابزار بازی امید و یأس استفاده می‌کنند: طرفداران پس از پنجاه-شصت روز کمرنگ شوند، قیمت‌ها به دلیل صدمه به زیرساخت‌ها، محاصره، اقدامات خزانه‌داری و سودجویان داخلی اوج بگیرد. امید به توافق، مانند سپری ذهنی روی دولت و ملت بیفتد و مانع واکنش سریع شود. اینترنت داخلی به سمت باز شدن اینترنت بین‌الملل برود و توقع کاذب ایجاد کند تا اگر جنگ مجدد شروع شد، نارضایتی به اوج برسد. همچنین از آمدوشد مسئولین برای شناسایی محل‌های تردد رهبری، فرماندهان و افراد مؤثر بهره می‌برند تا امکان ترور دوباره فراهم شود. اگر توافقی مقطعی هم شکل بگیرد، بیش از یکی-دو ماه دوام نخواهد آورد؛ زیرا آمریکا قصد ندارد پولی آزاد کند. فقط می‌خواهد حالت تدافعی شکسته شود، شناسایی‌ها آسان گردد و روحیهٔ تهاجمی به شل‌شدگی در واکنش بدل شود تا حملهٔ اشباعی بعدی تمام باخت‌های قبلی را جبران و اهداف اولیه جنگ را محقق کند. ماهیت نهایی این استراتژی: ایالات متحده در این مدل، دقیقاً مانند تاجری عمل می‌کند که کالای شما را دزدیده، سپس برای فروش آن به شما سند مغازه‌تان را طلب می‌کند و هم‌زمان کرکرهٔ مغازه را نیز پایین می‌کشد. این استراتژی چیزی نیست جز «خلق قدرت از موضع ضعف» یا به بیان دقیق‌تر، «تبدیل شکست عملیاتی به پیروزی روانی و حقوقی از طریق سلسله‌مراتب خواسته‌های مصنوعی». آنها از این معادله چه نفعی می‌برند و در پایان چه خواهند کرد؟ نفع مستقیم و کوتاه‌مدت این بازی، اعتبارسازی از هیچ و آماده‌سازی میدان برای ضربهٔ نهایی است. آمریکا با این روش شکست دیپلماتیک خود را لاپوشانی می‌کند، از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران یک اهرم گروگان می‌سازد، حالت تدافعی ایران را با وعدهٔ توافق می‌شکند، استتار نیروها و محل‌های فرماندهی را نقشه‌برداری می‌کند و روحیهٔ تهاجمی را به شل‌شدگی بدل می‌سازد. اما هدف نهایی فراتر از ایران است. بدون تردید، آنها راهی جز جنگ ندارند؛ چه اکنون مستقیماً از سوی آمریکا و چه بعدتر توسط اسرائیل. دلیل آن یک ضرورت ژئواستراتژیک مهارناپذیر است: ایالات متحده راه دیگری برای غلبه بر چین ندارد. تنها مسیری که بیش از ۲۵ سال است واشینگتن دنبال می‌کند، «مهار چین از طریق کمربند میانی» است: هلال خاورمیانه، آسیای مرکزی و جنوب آسیا. این منطقه شاهرگ اتصال چین به بازارها و منابع اوراسیایی است. آمریکا می‌خواهد با مهار ایران، انرژی را گام‌به‌گام در انحصار خود بگیرد تا چین را وادار به تسلیم کند. مذاکرات فرسایشی و چرخهٔ «خلق قدرت از ضعف»، پوششی برای آماده‌سازی افکار عمومی جهان، ایجاد توجیه حقوقی-رسانه‌ای و از کار انداختن پیش‌دستانهٔ سپرهای دفاعی ایران پیش از
یک رویارویی نظامی تعیین‌کننده است. اگر این روند به تسلیم کامل ایران منتهی نشود، که البته نخواهد شد، درگیری مستقیم یا نیابتی اجتناب‌ناپذیر خواهد بود؛ زیرا بدون شکستن حلقهٔ ایران، مهار چین ممکن نیست و برای آمریکایی که زوال هژمونیک را احساس می‌کند، نشستن پای میزی که نتیجه‌اش تثبیت کریدورهای رقیب باشد، مساوی با پذیرش پایان نظم تک‌قطبی است. الگویی که امروز واشینگتن در میز مذاکره با ایران به اجرا درآورده، نه یک امر ناآشنا و بیسابقه، که رفتاری تثبیت‌شده در دی‌ان‌ای دیپلماتیک ایالات متحده است؛ تاکتیکی که هرگاه در میدان شکست خورده، برای بازیابی موقعیت از آن استفاده کرده است. مذاکرات صلح پاریس با ویتنام (۱۹۶۸-۱۹۷۳) – نمونهٔ کلاسیک پس از شکست در حملهٔ تِت و فروپاشی افسانهٔ شکست‌ناپذیری ارتش آمریکا، واشینگتن بازی را به میز مذاکره در پاریس کشاند. الگوی دوازده‌گانه ایرکه اکنون در قبال ایران پیاده میشود اینجا متولد شد: نخست پذیرش پیش‌شرط ویتنام شمالی با توقف بمباران، سپس طرح خواسته‌های جدید؛ خروج نیروهای ویتنام شمالی از جنوب، بعد قطع و وصل مذاکرات برای فرسایش حریف، هم‌زمانی بمباران کریسمس ۱۹۷۲ با گفتگوهای صلح – که نمونۀ درخشان «حملهٔ ترکیبی» است که اکنون چارچوب عملیات های ایالات متحده و اسرائیل مبتنی بر آن اما با سطحی پیچیده تر و در ترکیب با هوش مصنوعی و فناوری های نوین آمیخته به کار گرفته شد– و نهایتاً امضای توافقی که آمریکا می‌دانست اجرا نخواهد کرد صورت گرفت و البته که اجرا هم نشد. کیسینجر بعدها اعتراف کرد هدف از مذاکرات، نه صلح که «ایجاد فاصلهٔ آبرومندانه میان شکست و خروج» بود. ویتنام جنوبی دو سال پس از خروج آمریکا سقوط کرد؛ درسی که نشان می‌دهد توافق با چنین الگویی، صرفاً یک وقفهٔ تاکتیکی پیش از ضربهٔ نهایی است. یا مذاکرات هسته‌ای با کره شمالی (۱۹۹۴-۲۰۱۹) – که خود از نمونه های ویژه‌ی چرخهٔ بی‌پایان در چارچوب توافق ۱۹۹۴ (Agreed Framework) است. آمریکا پذیرفت راکتورهای آب سبک به کره شمالی بدهد و تحریم‌ها را کاهش دهد، در ازای توقف برنامهٔ پلوتونیومی. الگوی آشنا تکرار شد: وعدهٔ آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده که هرگز محقق نشد، راکتورهایی که ساخته نشدند، افزایش پلکانی خواسته‌ها (از پلوتونیوم به موشک‌های بالستیک)، و قطع و وصل مذاکرات در چهار دولت مختلف آمریکا. در نشست هانوی در ۲۰۱۹، ترامپ درست در لحظهٔ امضا، خواسته‌های جدیدی مطرح کرد و میز را ترک کرد. کره شمالی از این تجربه آموخت که «امتیازدهی» آمریکا همواره با یک اِنقلت همراه است و توافق صرفاً سکویی برای خواسته‌های بعدی خواهد بود. یا تجربه‌های متعدد ایران از آزادسازی گروگان های در دست حزب الله در سال 72 گرفته تا همکاری با بوش در شکست طالبان اول و محور شرارت نامیده شدن یا دوئت اروپا و آمریکا در ابتدای بحث هسته ای تا برجام و خروج از آن در ۲۰۱۸ و بازی همیشگی طلبکار شدن بدهکار فراتر از بازی دیپلماتیک، آمریکا همواره از ابزارهای مکمل برای کاهش هزینهٔ مستقیم و واگذاری بار درگیری به دیگران استفاده کرده است. این تاکتیک‌ها که امروز در قبال ایران در حال پیاده‌سازی است، ریشه در تجارب تاریخی مشخصی دارد: انقلاب ها، شورش ‌های داخلی و نیابتی‌سازی برای کاهش هزینه که نمونه‌ی نخست آن باز هم در قبال ایران اجرا شد؛ کودتای آژاکس در ۲8 مرداد ۱۳۳۲ تجربه کردیم یا فلجسازی اقتصادی به عنوان پیشدرآمد شورش در کودتای آلنده در 1973 شیلی، یا واگذاری جنگ به کنتراها به عنوان نیروی نیابتی در نیکاراگوئه یا عملیات تامین سلاح در برنامه‌ی «تیمبر سیکامور» سیا که منتهی به یک جنگ داخلی ویرانگر در سوریه شد که بیش از یازده سال این کشور را به نابودی کشاند. یا واگذاری امنیت به دولت محلی به عنوان «وقفه‌ی تاکتیکی و خروج برای ویرانی» که پس از تصرف عراق صورت گرفت و دولت به ارتش و پلیس عراق واگذار شد تا نسخه‌ی مدرن «ویتنامی سازی» را با عنوان «عراقی سازی» را پیاده کند. ایلات متحده به عنوان یک سیستم که همواره تجرباتش را تجمیع و روزامد و تکرار میکند، اکنون در سختترین مرحله‌ی خود نه فقط برای حفظ هژمونی بلکه برای حفظ بقا، از تمام این روشها و تاکتیک ها به شکل تجمیعی و روزآمد شده بهره میبرد بلکه بتواند به هدف خود دستیابد. علی پیروز 🔻 نشر حداکثری 🌍دالان تحلیلی فرهنگ‌جغرافیا @IranGeoCulture
هدایت شده از کیوان محله ای
798.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚩 جان مرشایمر: حمله به ایران بزرگ‌ترین اشتباه تاریخ سیاست خارجی آمریکا است نظریه‌پرداز برجسته روابط بین‌الملل و استاد دانشگاه شیکاگو: 🔹تصمیم به حمله به ایران در ۲۸ فوریه، بسیار فراتر از جنگ ۲۰۰۳ عراق، به عنوان بزرگ‌ترین خطای تاریخ سیاست خارجی ایالات متحده ثبت خواهد شد. 🔹این اقدام جنگ‌طلبانه، فاجعه‌بارترین اشتباه استراتژیک واشنگتن در عرصه جهانی است. 🔹پیامدهای ویرانگر این تصمیم، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به نفوذ و جایگاه بین‌المللی آمریکا وارد خواهد کرد. @IranGeoCulture
اندیشکده فرهنگ‌جغرافیا
🔰 کالبدشکافی بازی فریب آمریکایی در میز مذاکره: از مهندسی معکوس قدرت تا عملیات روانی برای جنگ علی پیر
پست جدید ترامپ: سیاست ترامپ مقابل ایران ـ سیاست اوباما مقابل ایران کاملا واضح دارد میگوید اوباما مذاکره کرد و پول داد من همزمان که مذاکره میکنم میکوبم و تحقیرشان هم میکنم اگر ایران پاسخ سخت دفاعی به این حرامی ندهید با دست خودش انچه در جنگ بدست آورده را در مذاکرات نابود میکند و این گندی است که سیاسیون دارند میزنند در برنامه ۷۰ در یوتوب همین اوضاع را پیشبینی کردم انها میزنند و سیاسیون برای اینکه توافق از میان نرود جلوی پاسخ را میگیرند درست مثل وضعیتی در پایان جنگ تحمیلی با عراق و قرارداد ۵۹۸ و حملات و پیشروی های بعدش درست کردند 🔻 نشر حداکثری 🌍دالان تحلیلی فرهنگ‌جغرافیا @IranGeoCulture