از مرگ؟ نه... من از زندگی نکردن میترسم.
از اینکه آخر بازی، نفهمم اصلاً بازی بوده!
باید با گچ سفید رو تختهها نوشت:
زندگی، یه بازیه... نه جلسه قضاوت.
این جماعت را که میبینی بسی بازیگرند
وقت غم با هم غریبه، وقتی شادی یاورند
چون که پای سودشان آید به روزی در میان
در فروش آدمی از تاجران، تاجرترند!
زرد است كه لبريز حقايق شده است
تلخ است كه با درد موافق شده است
عاشق نشدی وگرنه میفهميدى
پاييز بهاريست كه عاشق شده است!
آرد سوله کن
تو باور مردمان مرودشت و ارسنجان و استان فارس، موجودی با اسم" آرد سوله کن" وجود داشته. که انگار بچه ها رو بار میزده میبرده.
اما خب...
سوله، نون محلیه و کسایی که آرد سوله میکردن، معمولا همون مامانایی بودن که بچهشونو رو کولشون میبستن.
و از این اسم که واسه بچها نا آشنا بوده، برای ترسوندن اونا و خوابوندنشون استفاده میشده.
«آرد سوله کن، بچه کوله کن، بیا(فلانی) رو ببر.»
𝑳𝒆𝒕𝒕𝒆𝒓𝒔 𝒇𝒓𝒐𝒎"𝐈𝐑𝐀𝐍"•••
آرد سوله کن تو باور مردمان مرودشت و ارسنجان و استان فارس، موجودی با اسم" آرد سوله کن" وجود داشته. که
آی...
بامزه بود_
ولی با روان اون بچها بازی میکردنا😭😂
𝑳𝒆𝒕𝒕𝒆𝒓𝒔 𝒇𝒓𝒐𝒎"𝐈𝐑𝐀𝐍"•••
آرد سوله کن تو باور مردمان مرودشت و ارسنجان و استان فارس، موجودی با اسم" آرد سوله کن" وجود داشته. که
نسناس
یه نوع جن، که بیشتر توی جنوب کشور، مثل هرمزگان و بندرعباس و بوشهر حرف ازش بوده.
میگفتن که نصفه بوده. یعنی یه پا، یه دست، نصف صورت...
معمولا به صدای هوهو و ترسناک معروفه. میگن اگه باهاش چشم تو چشم بشی با همون یدونه پاش میوفته دنبالت...
"توی تاریکی، سر و کله یه موجود از دور شبیه ادم پیدا میشه. وقتی نزدیک میشه میبینی یه پا داره، یه دست، نصفه صورت.
بعد تا به خودت بیای میبینی با یه پا دنبالت چهار نعل داره میدوئه...!"