🌿🌿🌿
#حکایت_قدیمی
کشاورزی درختی پیر در باغ خود داشت که دیگر میوه چندانی نمیداد.
او تصمیم گرفت آن را قطع کند.وقتی تبر را بر تنه درخت زد، صدای زنبورها را شنید.در میان شاخهها کندویی پر از عسل وجود داشت.کشاورز از تصمیم عجولانه خود پشیمان شد.درخت را حفظ کرد و از عسل آن بهره برد.
سال بعد نیز درخت دوباره میوه داد.
او فهمید که نباید زود قضاوت کرد.
گاهی ارزش واقعی چیزها پنهان است.
انسان باید پیش از تصمیم، خوب بیندیشد.
🌿🌿🌿
بعضیاکهخیلی گناهدارن میگن:
یعنی خدا منو میبخشه ؟!
اونانمیدوننوقتیبهاینحالمیرسن؛
یعنیاینکهبخشیدهمیشن :)
❤️🩹❤️🩹❤️🩹