تنهامسیرآرامش 💞
#مدیریت_زمان 56 🔹 بعد در ادامه میفرمایند: الأوّلُ للأوسَطِ رائدٌ ، و الأوسَطُ للآخِرِ قائدٌ ، و كل
#مدیریت_زمان 57
💢 همه ما آدم ها اسیر نگاه های خودمون هستیم. هر جایی که پیشرفت میکنیم به خاطر نگاه صحیحمون به واقعیت هاست و هر جایی دچار مشکل میشیم به خاطر نگاه غلطمون به مسائل هست.
⭕️ نگاه هامون میگه: مرغ همسایه غازه!
💢 نگاه هامون میگه: همه خوشبختن اما تو بدبختی!
💢 نگاه های ما میگه تو گرفتاری هات بیشتر از ظرفیتت هست!
💢 نگاه های غلط ماست که میگه تو نعمت هات خیلی کمه!
💢 نگاه های ماست که ما رو از زندگی ناراضی میکنه!...
ماها معمولا قدرت کنترل نگاه های خودمون رو نداریم. برای همین نگاهمون نسبت به زمان هم درست نیست...
تنهامسیرآرامش 💞
#مدیریت_زمان 57 💢 همه ما آدم ها اسیر نگاه های خودمون هستیم. هر جایی که پیشرفت میکنیم به خاطر نگاه ص
#مدیریت_زمان 58
🔶 آدم اگه نگاه خودش رو رها کنه حرفای خیلی بیخودی ازش سر میزنه!
🔹 نگاه درست به زمان اینه که زمان کوتاه هست... واقعا کوتاهه...
✅ با یه محاسبه ریاضی خیلی ساده میشه فهمید که ما زمان کوتاهی در دنیا زندگی میکنیم.
- چطور؟
- بذار با هم حساب کنیم! خوبه؟😊
شما چند سال زندگی میکنی؟ 70 سال؟ اصلا بگو 700 سال! خوبه؟
شما این 700 سال رو از بی نهایت سالی که در آخرت زندگی خواهیم کرد کم کن. چی باقی میمونه؟ بی نهایت.
صفر رو از بی نهایت کم کن؟ بازم میمونه بی نهایت!👌🏼
این 700 سال در مقایسه با بی نهایت با عدد صفر فرقی نمیکنه!
🔸 یه روزی آخرش این رو متوجه میشی!
تنهامسیرآرامش 💞
#مدیریت_زمان 58 🔶 آدم اگه نگاه خودش رو رها کنه حرفای خیلی بیخودی ازش سر میزنه! 🔹 نگاه درست به زما
#مدیریت_زمان 59
💢 البته اون روزی که این رو میفهمیم روز نیست! شبه! شب اول قبر...
البته اصلا نیستیم توی این دنیا که بخوایم بفهمیم.
🔹 ببینید ما دوس داریم زمان طولانی در اختیار داشته باشیم برای همین هم فکر میکنیم که حتما زمان طولانی در اختیار داریم!
نه عزیزم قاطی نکن!😊 تو فقط دوست داری! این آرزوی توئه!
آرزوهای طولانی مانع از دیدن واقعیت ها میشن.
توی روایات تاکید شده که آدم چیزی رو خیلی دوست نداشت باشه.
💢 علاقه زیاد به هر چیزی موجب میشه که آدم واقعیت ها رو نبینه.
تنهامسیرآرامش 💞
#مدیریت_زمان 59 💢 البته اون روزی که این رو میفهمیم روز نیست! شبه! شب اول قبر... البته اصلا نیستیم
اجازه هست پست بعدیش رو هم قرار بدم؟
ظرفیتش هست دیگه؟ درسته؟ 😉
تنهامسیرآرامش 💞
اجازه هست پست بعدیش رو هم قرار بدم؟ ظرفیتش هست دیگه؟ درسته؟ 😉
🔹 نه مطلب بعدی باشه برای فردا شب.
من احساسم اینه که این مطالب خیلی ترمز هوای نفس آدم رو میکشه. نظر شما چیه؟
💢 یه مقدار هوای نفس رو سر جاش مینشونه! یکمی دست از خواهش های همیشگیش برمیداره. ان شالله که برای شما هم مورد استفاده قرار گرفته باشه
🔸🔶 راستی خوبه که شما عزیزان هم نگاه هاتون رو یه بررسی کنید و ببینید آیا جایی نگاه نادرستی به زندگی دارید یا نه؟!
💢 از تولد گرفتن برای بچه های فرح تا اعدام به جرم محبّت امام(ره)
🔴 چند ساعت بعد از دستگیری ما، #طیب_حاج_رضایی رو کت بسته آوردند و تو بند ما انداختند. وقتی ما رو به زندان باغشاه بردند، طیب هم همراهمون بود. من باهاش کاری نداشتم؛ چون همیشه دور و برش یک مشت چاقوکش بود. خودش هم از بزن بهادرها و لاتهای تهران بود و طرفدار شاه؛ جوری که وقتی فرح پهلوی بچه دار شد و پسر اولش ، رضا پهلوی را به دنیا آورد، طیب کوچه و محل را چراغونی کرد. رو همین حساب، تا طیب را دیدم، محلش نگذاشتم و پشتم را طرفش کردم. دستبند به دستش بود. سلام کرد و گفت: محمد آقا ! ما رفیق نامرد نیستیم.
🔸 جوابش را ندادم؛ اما می دونستم که #ساواک از علاقه طیب به آقای خمینی سوء استفاده می کند. آن زمان، طیب با شعبان [ #شعبان_جعفری معروف به شعبان بی مخ ] سرشاخ شده بود . هر دو ، یکه بزن جنوب شهر بودند و حرفشان خریدار داشت. شعبان، ورزشکار بود و طرفدار شاه؛ طیب میداندار و بارفروش و دست و دلباز و خیر و یتیم نواز. در حالی که همیشه شنیده بودیم او طرفدار و فدایی شاهه، یهو ورق برگشت و طیب شد بر ضد شاه. حالا تو دل طیب چه حال و احوال و انقلابی پیدا شده بود، خدا میدونه. سران مملکت جلسه گذاشتند که با طیب زد و بند کنند و وادارش کنند که بگه خمینی به من پول داده تا بارفروشها رو تیر کنم .
🔹 آن روز در دادگاه، طیب رو به #سرهنگ_نصیری گفت: حرفهای شما درست؛ اما ما تو قانون مشتیگری، با بچه های #حضرت_زهرا در نمیافتیم. من این سید رو نمی شناسم؛ اما با او در نمی افتم.
عاقبت دادگاه شاه به اسماعیل حاج رضایی، طیب حاج رضایی، من و حاج علی نوری حکم اعدام داد و به برادران کاردی و شمشاد و بقیه، ده تا پانزده سال زندان دادند.
➕ بعد از اعلام حکم، ما را به بندهامون منتقل کردند. نصف شب، مأمور شهربانی آمد و زد به در زندان و گفت: محمد باقری! حاج علی نوری! اعلاحضرت با یک درجه تخفیف، عفو ملوکانه به شما داده. اینها را گفتند تا طیب تو بزنه و از ترس اعدام، حرفش رو پس بگیره و بگه آقای خمینی منو تحریک کرد؛ اما طیب که تو یک سلول دیگه زندانی بود، بلند گفت: این حرفها رو برای ننهات بزن! یک بار گفتم، باز هم میگم، من با بچه حضرت زهرا در نمیافتم.
⚫️ فردا شب، صدایی از سلول طیب آمد. فهمیدم دارن می برندشان برای اعدام. وقتی میرفتن،طیب زد به میله سلول من و گفت: محمد آقا! اگه یک روز خمینی رو دیدی، سلام منو بهش برسون و بگو خیلیها شما رو دیدند و خریدند ، ما ندیده شما رو خریدیم.
🟡 بعد از پیروزی انقلاب، محمد آقا با جمعی از مردان انقلابی خدمت امام خمینی رسیدند و با ایشان عکس یادگاری انداختند. وقتی محمد آقا پیام طیب را به امام گفت، امام فرمود: «طیب، حُر دیگری بود.»
📚کوچه نقاشها، خاطرات سید ابوالفضل کاظمی، گفت و گو و تدوین راحله صبوری، ( چاپ اول، تهران: شرکت انتشارات سوره مهر وابسته به حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی - دفتر ادبیات و هنر مقاومت ، 1389 )، صفحات 50 تا 52.
✅@IslamlifeStyles
🔴تشکر وزیر نفت از سپاه برای نجات نفتکش ایرانی از چنگ آمریکا
جواد اوجی، وزیر نفت خطاب به سپاه:
🔹واعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم
🔹دشمنان مردم ایران وقتی با چشم دیدند که خادمان مردم ایران در دولت سیزدهم با اراده پولادین و بدون تعلل مصمم به شکستن حلقه سخت محاصره تحریمها هستند و نتیجه این اراده فرزندان ملت را در افزایش صادرات نفت و میعانات و فرآوردههای ایران مشاهده کردند و دیدند از طرق دیگر نمیتوانند جلوی این عزم ملی را سد کنند، در آخرین حربه به سراغ یکی از راهحلهای قدیمی خود که سابقه تاریخی طولانی هم در آن دارند، رفتند.
🔹اما به فضل الهی این حربه نیز با هوشیاری، اراده و شجاعت فرزندان جان بر کف ملت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهویژه در نیروی دریایی سپاه کارگر نیفتاد.
🔹من بهعنوان وزیر نفت بر دست و بازوی این عزیزان بوسه میزنم و مراتب سپاس و قدردانی خود را برای نجات محموله نفتکش ایرانی از دست دزدان دریایی آمریکایی به جان برکفان سپاه اعلام میکنم.
🔹به فضل الهی فرزندان ایران پرتوان تر از گذشته به مسیری که برای اعتلای کشور برگزیدهاند ادامه خواهند داد و چنین اتفافاتی تأثیری جز راسختر کردن عزم خادمان مردم در دولت سیزدهم برای غلبه بر محدودیتهای دشمنان نخواهد داشت.
🔸@IslamlifeStyles