🔺مارکو روبیو: آمریکا، اسرائیل و لبنان چارچوب سهجانبه برای صلح را امضا کردند؛ این سند مسیری برای خلع سلاح حزبالله است
▪️مارکو روبیو، وزیر امورخارجه آمریکا، روز جمعه ۵ تیر گفت «امروز، دولتهای اسرائیل و لبنان تصمیم جسورانهای گرفتند تا بر سر چارچوبی توافق کنند که مسیری واقعبینانه برای خروج از درگیری بیپایان ایجاد میکند.»
#رصد
#صدای_آمریکا
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 اعتراضات خیابانی در بیروت، در پی امضای توافق اولیه میان دولت لبنان و اسرائیل
⚡️سنتکام اعلام کرد که نیروهای آمریکایی در پاسخ به حمله جمهوری اسلامی به یک کشتی تجاری دست به انجام حملاتی به عنوان «پاسخی قدرتمند» زدند.
سنتکام گفت پس از آنکه جمهوری اسلامی در روز پنجشنبه با یک پهپاد تهاجمی یک طرفه به کشتی «اور لاولی» حمله کرد، هواپیماهای آمریکایی به محلهای نگهداری موشک و پهپاد و سایتهای رادار ساحلی در ایران حمله کردند.
کشتی باری با پرچم سنگاپور در زمان حمله جمهوری اسلامی در حال خروج از تنگه هرمز در امتداد ساحل عمان بود.
سنتکام افزود «تجاوز بیدلیل نیروهای [جمهوری اسلامی] ایران به کشتیهای تجاری به وضوح آتشبس را نقض کرد. علاوه بر این، رفتار خطرناک [جمهوری اسلامی] ایران، آزادی ناوبری را در حالی که تجارت به طور فزایندهای از طریق کریدور حیاتی تجارت بینالمللی جریان دارد، تضعیف میکند.»
#رصد
#صدای_آمریکا
▪️آیا مخالفت با مذاکره، همسویی با اسرائیل است؟
بررسی یک مغالطه رایج در فضای سیاسی
در روزهای اخیر برخی از حامیان دولت این ادعا را مطرح میکنند که چون رژیم صهیونیستی نیز با مذاکره ایران و آمریکا مخالف است، پس مخالفان داخلی مذاکره در ایران عملاً در موضعی مشابه اسرائیل قرار گرفتهاند.
این استدلال، اگرچه در نگاه اول ممکن است برای برخی مخاطبان قانعکننده به نظر برسد، اما از منظر علم منطق و تحلیل سیاسی، دچار یک مغالطه آشکار است.
۱. اشتراک در نتیجه، به معنای اشتراک در انگیزه نیست
در منطق، میان «موضع» و «علت اتخاذ موضع» تفاوت اساسی وجود دارد.
ممکن است دو فرد یا دو جریان، نسبت به یک موضوع واحد موضعی مشابه داشته باشند، اما انگیزه، هدف و مبانی آنان کاملاً متفاوت باشد.
برای مثال:
- پزشک با مصرف بیرویه یک دارو مخالفت میکند، زیرا آن را برای سلامت بیمار مضر میداند.
- قاچاقچی نیز ممکن است با همان دارو مخالفت کند، اما به دلیل منافع اقتصادی خود.
هر دو به یک نتیجه رسیدهاند، اما هیچ انسان عاقلی پزشک را همسو با قاچاقچی نمیداند؛ زیرا معیار قضاوت، انگیزه و استدلال است، نه صرف شباهت ظاهری در نتیجه.
۲. علت مخالفت اسرائیل با مذاکره چیست؟
رژیم صهیونیستی در بسیاری از مقاطع، از هرگونه مذاکرهای که احتمال کاهش تنش میان ایران و آمریکا یا افزایش قدرت منطقهای جمهوری اسلامی را در پی داشته باشد، احساس نگرانی کرده است.
مبنای مخالفت اسرائیل، حفظ برتری امنیتی خود، استمرار فشار حداکثری بر ایران و جلوگیری از هر توافقی است که موقعیت جمهوری اسلامی را تقویت کند.
بنابراین مخالفت اسرائیل، برخاسته از منافع راهبردی این رژیم است.
۳. علت مخالفت نیروهای انقلابی چیست؟
بخش مهمی از نیروهای انقلابی، اصل مذاکره را ذاتاً نفی نمیکنند؛ بلکه معتقدند مذاکره زمانی مفید است که طرف مقابل به تعهدات خود پایبند باشد.
استدلال آنان بر پایه تجربههای گذشته است؛ از جمله:
- سابقه خروج آمریکا از توافقات بینالمللی.
- استمرار تحریمها حتی پس از مذاکرات.
- استفاده از مذاکرات برای افزایش فشار و مطالبه امتیازات بیشتر.
بر این اساس، آنان میگویند مذاکره بدون تضمین معتبر، میتواند به ابزاری برای تحمیل خواستههای طرف مقابل تبدیل شود.
بنابراین منشأ مخالفت آنان، «بیاعتمادی ناشی از تجربه» است، نه همسویی با اهداف اسرائیل.
۴. این استدلال چه مغالطهای است؟
این نوع استدلال در منطق ذیل چند مغالطه قابل تحلیل است:
- مغالطه همسانسازی بر اساس نتیجه؛ یعنی چون دو طرف در یک نتیجه مشترکاند، پس انگیزه و هویت سیاسی آنان نیز یکسان است.
- مغالطه تداعی (Guilt by Association)؛ یعنی تلاش برای بیاعتبار کردن یک دیدگاه، صرفاً با نسبت دادن آن به یک گروه منفور، بدون بررسی استدلالهای واقعی آن دیدگاه.
هیچیک از این دو شیوه، استدلال منطقی محسوب نمیشود.
۵. اگر این منطق پذیرفته شود...
اگر صرف شباهت در یک موضع، دلیل بر همسویی باشد، نتایج بسیار نامعقولی به دست میآید.
برای نمونه:
اگر اسرائیل از موضوعی حمایت کند و یک جریان داخلی نیز همان موضع را داشته باشد، آیا میتوان نتیجه گرفت آن جریان طرفدار اسرائیل است؟
بدیهی است پاسخ منفی است؛ زیرا در تحلیل سیاسی، ملاک، مبانی، اهداف و انگیزههاست، نه صرف تشابه ظاهری در یک موضع.
➖➖➖➖
🔶جمعبندی
قضاوت درباره مواضع سیاسی باید بر اساس استدلال، اهداف و منافع واقعی هر جریان انجام شود.
شباهت ظاهری در یک موضع، هرگز دلیل بر اتحاد، همسویی یا وابستگی نیست.
از این رو، متهم کردن مخالفان مذاکره به «همسویی با اسرائیل» صرفاً به دلیل اشتراک در یک نتیجه ظاهری، نه یک استدلال علمی، بلکه نمونهای روشن از مغالطه منطقی و عملیات روانی در فضای سیاسی است
👇ادامه تحلیل👇
هرچند که اسرائیل واقعاً از ادامه جنگ آمریکا و ایران خشنود هست
اما اظهار مخالفت او با مذاکرات کارکردهای دیگری هم در داخل ایران دارد👇👇
---
فرضیهای قابل بررسی در تحلیل رفتار اسرائیل
در تحلیلهای راهبردی، نباید صرفاً به محتوای یک موضع توجه کرد؛ بلکه باید پرسید این موضع چه اثری بر افکار عمومی و معادلات سیاسی طرف مقابل میگذارد؟
از این منظر، میتوان این فرضیه را مطرح کرد که اسرائیل بهخوبی از جایگاه بسیار منفور خود در افکار عمومی ایران آگاه است. اگر چنین باشد، اتخاذ یک موضع علنی علیه مذاکره، میتواند یک کارکرد روانی نیز داشته باشد.
زیرا پس از آن، برخی جریانهای داخلی میتوانند این گزاره را القا کنند که:
> «اسرائیل با مذاکره مخالف است؛ پس هرکس در داخل ایران نیز با مذاکره مخالفت کند، در موضعی مشابه اسرائیل قرار گرفته است.»
در نتیجه، موضع اعلامی اسرائیل عملاً به ابزاری برای تحت فشار قرار دادن مخالفان داخلی مذاکره تبدیل میشود و این امکان را فراهم میکند که به جای پاسخ دادن به استدلالهای آنان، با برچسب «همسویی با اسرائیل» اعتبارشان مخدوش شود.
به بیان دیگر، اگر این فرضیه درست باشد، اسرائیل با اعلام مخالفت خود، بیش از آنکه به مخالفان مذاکره ضربه بزند، به شکل غیرمستقیم به طرفداران مذاکره کمک میکند تا از این موضع بهعنوان یک ابزار تبلیغاتی علیه منتقدان استفاده کنند.
بنابراین، در تحلیل سیاسی نمیتوان صرفاً از روی مواضع اعلامی نتیجه گرفت که یک بازیگر واقعاً به دنبال همان نتیجهای است که ظاهراً بیان میکند. گاهی در سیاست، اثر روانی یک موضع بر افکار عمومی، مهمتر از خودِ آن موضع است و این همان چیزی است که در ادبیات روابط بینالملل از آن بهعنوان عملیات ادراکی و مدیریت برداشتها یاد میشود.
این یک فرضیه تحلیلی است که برای اثبات یا رد آن، باید شواهد مستقل ارائه شود؛ اما از نظر نظری، با اصول شناختهشده جنگ روانی و عملیات شناختی سازگار است.