3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 تذکر حجاب توسط پرسنل بانک ملی در اراک
دستش درد نکنه
عزیزان اراکی حتماً از این خانم آمر به معروف تجلیل کنید
➖➖➖
پیام حجه الاسلام درگاهی مدیر حوزه خواهران اراک:
بعله ماهم تجلیل کردیم خیلی خوشحال شدند.
احسنت بر این عزیزان
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیشبینی رهبر شهید انقلاب و حاج قاسم سلیمانی نسبت به تحولات یمن
🏴☠🚩کودتای اقتصادی علیه ریال
چگونه نسخههای اقتصادی غرب، خطاهای داخلی و فشار خارجی دست به دست هم دادند؟
یک سؤال ساده اما بسیار مهم:
چرا پول ملی ایران در چند دهه گذشته چنین سقوط سنگینی را تجربه کرده است؟
آیا تمام ماجرا را میتوان با تحریم توضیح داد؟
آیا فقط آمریکا مقصر است؟
یا باید سراغ تصمیمهایی رفت که در داخل کشور گرفته شد؛ تصمیمهایی که بخشی از آنها تحت تأثیر ادبیات اقتصادی غرب، سیاستهای تعدیل ساختاری، آزادسازی اقتصادی و نسخههای نهادهای بینالمللی قرار داشت؟
واقعیت، پیچیدهتر از یک شعار است.
اما یک چیز روشن است:
ریال فقط در اثر یک تحریم سقوط نکرد؛ مجموعهای از سیاستهای اقتصادی، ضعفهای ساختاری، بیانضباطی پولی و مالی و فشار خارجی، در طول چند دهه قدرت پول ملی را فرسوده کرد.
---
از «تعدیل اقتصادی» تا تغییر نگاه به پول ملی
بعد از پایان جنگ تحمیلی، اقتصاد ایران وارد دوره جدیدی شد.
سیاستگذاران به دنبال بازسازی اقتصاد و افزایش رشد بودند و در همین مسیر، مفاهیمی مانند:
🔹 آزادسازی اقتصادی
🔹 خصوصیسازی
🔹 اصلاح قیمتها
🔹 آزادسازی تجارت
🔹 اصلاح نظام ارزی
🔹 کاهش تصدیگری دولت
🔹 جذب سرمایه خارجی
🔹 و حرکت به سمت سازوکارهای بازار
اهمیت بیشتری پیدا کرد.
اینها صرفاً برداشت منتقدان نیست.
گزارشهای بانک جهانی درباره اقتصاد ایران در همان دوره، از آغاز آزادسازی سیاستهای اقتصادی در برنامه اول توسعه سخن میگویند و اصلاحات تجاری و ارزی را بررسی و پیشنهاد میکنند.
صندوق بینالمللی پول نیز در گزارشهای خود درباره ایران، از «اصلاحات ساختاری»، آزادسازی تجارت، اصلاح نظام مالی، خصوصیسازی و حرکت به سمت نظام ارزی بازارمحور حمایت کرده است.
پس مسئله واقعی است:
یک تغییر پارادایم اقتصادی اتفاق افتاد.
---
نقطه حساس: نرخ ارز
در اوایل دهه ۱۳۷۰، ایران چند نرخ ارز داشت.
نرخ رسمی، نرخ رقابتی، نرخ شناور و بازار موازی.
در سال ۱۳۷۲ تلاش شد نرخهای مختلف ارز یکسانسازی شود.
اما این سیاست بدون پشتوانه کافی در حوزه کنترل نقدینگی و سیاستهای کلان، با مشکلات جدی مواجه شد.
خود صندوق بینالمللی پول در بررسی تجربه ایران تصریح میکند که یکسانسازی نرخ ارز در سال ۱۹۹۳ به سطحی بسیار بالاتر از نرخ رسمی قبلی انجام شد و هدف، ایجاد یک نرخ ارز واحد و بازارمحور بود؛ اما این هدف به دلیل نبود سیاستهای مناسب کلان و ابزارهای کافی مدیریت نقدینگی بهطور کامل محقق نشد.
یعنی چه؟
یعنی نرخ ارز را نمیتوان با دستور و یک تصمیم اداری اصلاح کرد، بدون اینکه بقیه اجزای اقتصاد را اصلاح کرده باشیم.
اگر نقدینگی کنترل نشود،
اگر کسری بودجه اصلاح نشود،
اگر تولید رقابتپذیر نشود،
اگر نظام بانکی اصلاح نشود،
اگر وابستگی به درآمد نفتی باقی بماند،
و اگر اعتماد به پول ملی کاهش پیدا کند،
آنگاه «واقعی کردن نرخ ارز» میتواند خودش تبدیل به یک شوک بزرگ شود.
---
اولین هشدار بزرگ؛ بحران ارزی دهه ۷۰
نتیجه برخی سیاستهای اقتصادی دهه ۷۰ را نمیتوان نادیده گرفت.
گزارش بانک جهانی درباره ایران ثبت میکند که در میانه دهه ۱۹۹۰، کاهش درآمد نفت، محدودیتهای خارجی، فشار بدهی و مشکلات تأمین مالی خارجی موجب فشار شدید بر بازار ارز شد و نرخ آزاد دلار تا حدود ۶۲۰۰ ریال افزایش یافت؛ همزمان تورم نیز جهش کرد.
این اتفاق یک درس بزرگ داشت:
اقتصاد ایران در برابر شوک ارزی بسیار آسیبپذیر است.
اما آیا این درس به اندازه کافی جدی گرفته شد؟
---
دهه ۸۰؛ نسخه «بازارمحور» عمیقتر شد
در ابتدای دهه ۱۳۸۰، اصلاح نظام ارزی ادامه پیدا کرد.
در اسفند ۱۳۸۰ و سپس فروردین ۱۳۸۱، نظام ارزی کشور به سمت یکسانسازی رفت و نرخهای متعدد در نرخ بازار بینبانکی ادغام شدند.
صندوق بینالمللی پول این اتفاق را یک «اصلاح مهم» توصیف کرده و از حرکت ایران به سمت نظام شناور مدیریتشده سخن گفته است.
در همان دوره، اصلاحات دیگری نیز مطرح بود:
🔹 آزادسازی تجارت
🔹 اصلاح مالیات
🔹 خصوصیسازی
🔹 اصلاح نظام بانکی
🔹 جذب سرمایه خارجی
🔹 کاهش محدودیتهای ارزی
حتی IMF در گزارشهای خود صریحاً از این اصلاحات بهعنوان بخشی از مسیر ادغام بیشتر اقتصاد ایران در اقتصاد جهانی یاد کرده است.
اینجاست که باید یک سؤال اساسی مطرح کنیم:
آیا ادغام در اقتصاد جهانی، بدون تأمین الزامات استقلال اقتصادی، میتواند کشور را آسیبپذیر کند؟
---
مشکل کجاست؟
مشکل در «بازار» به معنای علمی آن نیست.
مشکل این است که یک کشور ممکن است بازار را آزاد کند، اما زیرساخت تولید را آزاد و قدرتمند نکرده باشد.
ممکن است قیمتها را آزاد کند، اما بهرهوری افزایش پیدا نکرده باشد.
ممکن است نرخ ارز را به بازار نزدیک کند، اما تولیدکننده هنوز به واردات وابسته باشد.
ممکن است تجارت را آزاد کند، اما صنعت داخلی قدرت رقابت نداشته باشد.
⚠️ریال قربانی چه شد؟
ریال قربانی یک عامل واحد نشد.
ریال قربانی انباشته شدن چند خطا و چند فشار شد:
🔻 وابستگی تاریخی به نفت
🔻 کسری بودجه
🔻 رشد نقدینگی
🔻 مشکلات نظام بانکی
🔻 شوکهای ارزی
🔻 سیاستهای نادرست ارزی
🔻 ضعف تولید
🔻 وابستگی بخشی از تولید به واردات
🔻 تحریم و فشار خارجی
🔻 اجرای نسخههای اقتصادی بدون توجه کافی به شرایط خاص ایران.
بنابراین اگر میخواهیم واقعاً از ریال دفاع کنیم، نباید فقط شعار بدهیم:
«مرگ بر دلار!»
باید بپرسیم:
چه چیزی باعث شده مردم خودشان برای حفظ داراییشان از ریال فرار کنند؟
---
و این شاید مهمترین سؤال باشد
اگر مردم یک کشور به پول ملی خود اعتماد داشته باشند، برای حفظ داراییشان مجبور نیستند دلار بخرند.
اما وقتی یک خانواده میبیند ارزش پسانداز ریالیاش دائماً کاهش مییابد، طبیعی است که به دنبال راه فرار باشد.
بنابراین بازگرداندن قدرت ریال فقط با دستور ممکن نیست.
باید اعتماد به ریال را بازسازی کرد.
و اعتماد با شعار ساخته نمیشود.
با:
تورم پایین،
تولید قوی،
بانک سالم،
بودجه منضبط،
ثبات سیاستگذاری،
شفافیت،
و استقلال اقتصادی
ساخته میشود.
---
یک جمعبندی صریح
ما نباید تاریخ اقتصاد جمهوری اسلامی را با یک جمله توضیح دهیم.
نه درست است بگوییم:
«همه مشکلات تقصیر آمریکا است.»
و نه درست است بگوییم:
«همه مشکلات نتیجه ناکارآمدی داخلی است.»
واقعیت این است که:
دشمن فشار آورد؛
اما آسیبپذیری اقتصادی، شدت ضربه را تعیین کرد.
سیاستهای اقتصادی غربمحور در دورههایی بر تصمیمگیری ایران اثر گذاشتند؛ اسناد رسمی بانک جهانی و IMF این مسیر اصلاحات، آزادسازی و تغییر نظام ارزی را ثبت کردهاند.
اما آنچه امروز باید مورد مطالبه قرار گیرد، دعوای تاریخی بر سر یک دولت یا یک جناح نیست.
سؤال اصلی این است:
چرا بعد از چند دهه، هنوز نتوانستهایم پول ملی قدرتمند، نظام بانکی سالم و اقتصادی مقاوم در برابر تحریم بسازیم؟
این سؤال، سؤال جناحی نیست.
سؤال استقلال ایران است.
و اگر پاسخ آن را پیدا نکنیم، ممکن است جنگ اقتصادی دشمن ادامه پیدا کند؛
اما خطرناکتر از آن، این است که خودمان ناخواسته ابزارهای این جنگ را در اختیار دشمن قرار دهیم.
ممکن است سرمایه خارجی را دعوت کند، اما کشور از نظر سیاسی و امنیتی در معرض تحریم باشد.
در چنین شرایطی، نسخهای که روی کاغذ «اصلاح اقتصادی» است، ممکن است در عمل به افزایش آسیبپذیری اقتصادی منجر شود.
---
و سپس تحریم وارد میدان شد
اینجا نباید یک اشتباه تحلیلی دیگر مرتکب شویم.
تحریم را حذف کنیم؟ خیر.
آمریکا عملاً از تحریم اقتصادی بهعنوان ابزار فشار علیه ایران استفاده کرده است.
اما تحریم زمانی میتواند ضربه سنگین بزند که اقتصاد از قبل نقاط ضعف داشته باشد.
اگر اقتصاد:
وابسته به نفت باشد،
وابسته به ارز باشد،
وابسته به واردات باشد،
نقدینگی کنترل نشده داشته باشد،
نظام بانکی ناسالم داشته باشد،
و پول ملی از اعتماد عمومی برخوردار نباشد،
تحریم میتواند همین ضعفها را چند برابر کند.
پس فرمول واقعی را باید اینگونه دید:
فشار خارجی × ضعف داخلی = بحران بزرگتر
---
آیا آمریکا فقط با بمب به اقتصاد ایران حمله میکند؟
خیر.
جنگ اقتصادی مدرن الزاماً با بمباران کارخانهها انجام نمیشود.
گاهی کافی است:
فروش نفت محدود شود؛
انتقال ارز دشوار شود؛
بانکهای کشور از شبکه مالی بینالمللی جدا شوند؛
دسترسی به ذخایر ارزی محدود شود؛
و مردم نسبت به آینده پول ملی نگران شوند.
بعد چه اتفاقی میافتد؟
مردم برای حفظ دارایی خود به سمت دلار و طلا میروند.
تقاضای ارز افزایش پیدا میکند.
قیمت ارز بالا میرود.
قیمت کالاها افزایش پیدا میکند.
تورم بالا میرود.
ارزش واقعی دستمزد پایین میآید.
و دوباره مردم برای فرار از تورم به سمت ارز و طلا میروند.
این یک چرخه فرسایشی است.
---
اما اینجا یک سؤال سختتر وجود دارد
اگر دشمن میخواهد پول ملی را تضعیف کند، چرا باید خودمان سیاستهایی اتخاذ کنیم که اقتصاد را نسبت به شوک ارزی حساستر کند؟
این دقیقاً جایی است که باید میان تحریم خارجی و خطای سیاستگذاری داخلی تفکیک کنیم.
نمیتوان هر مشکلی را گردن آمریکا انداخت.
همانطور که نمیتوان تحریم را نادیده گرفت.
اقتصاد سالم باید آنقدر مقاوم باشد که دشمن نتواند با یک شوک خارجی، زندگی میلیونها نفر را دچار بحران کند.
---
بانکها؛ موتور پنهان تورم
یکی از مهمترین حلقههای این زنجیره، نظام بانکی است.
اگر خلق نقدینگی بدون پشتوانه تولید واقعی اتفاق بیفتد، حجم پول افزایش پیدا میکند.
اگر تولید متناسب با آن رشد نکند، فشار تورمی ایجاد میشود.
و وقتی تورم مزمن ایجاد شد، مردم بهدنبال پناهگاه برای حفظ ارزش دارایی خود میگردند.
در نتیجه:
ریال → دلار
ریال → طلا
ریال → مسکن
ریال → خودرو
تبدیل میشود.
خود IMF نیز در گزارشهای مربوط به ایران بارها درباره رشد سریع نقدینگی، گسترش اعتبارات بانکی و ارتباط آن با فشارهای تورمی هشدار داده است. برای نمونه، در گزارش سال ۲۰۰۱ رشد نقدینگی گسترده حدود ۳۰ درصد گزارش شده و بر ضرورت کنترل رشد پول برای جلوگیری از شتاب تورم تأکید شده است.
---
«غربگرا» دقیقاً چه کسی است؟
غربگرا کسی نیست که از علم اقتصاد استفاده میکند.
این تعریف غلط است.
غربگرا کسی است که غرب را معیار نهایی تصمیم اقتصادی میداند.
یعنی اگر بانک جهانی گفت:
«این کار را بکن»
بگوید:
«حتماً.»
اگر IMF گفت:
«نرخ ارز را اصلاح کن»
بگوید:
«حتماً.»
اگر اقتصاددان غربی گفت:
«قیمتها را آزاد کن»
بگوید:
«حتماً.»
اما کمتر بپرسد:
این نسخه برای چه ساختاری نوشته شده است؟
آیا شرایط ایران همان شرایط کشورهای دیگر است؟
آیا کشور تحت تحریم است؟
آیا تولید داخلی توان رقابت دارد؟
آیا نظام بانکی سالم است؟
آیا مردم قدرت تحمل این شوک را دارند؟
این همان نقطهای است که علم اقتصاد میتواند تبدیل به ایدئولوژی اقتصادی شود.
---
استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی کافی نیست
انقلاب اسلامی یک پیام روشن داشت:
استقلال.
اما استقلال فقط این نیست که سفارت آمریکا در کشور نداشته باشیم.
استقلال یعنی:
🔹 تصمیم اقتصادی خودمان را بگیریم؛
🔹 پول ملی قدرتمند داشته باشیم؛
🔹 غذای مردم را وابسته به واردات نکنیم؛
🔹 تولید داخلی را قدرتمند کنیم؛
🔹 منابع ارزی کشور را هوشمندانه مدیریت کنیم؛
🔹 نظام بانکی را اصلاح کنیم؛
🔹 و اجازه ندهیم کوچکترین شوک خارجی، اقتصاد کشور را به لرزه بیندازد.
---
مسئله اصلی: «اقتصاد مقاومتی»
اقتصاد مقاومتی یعنی اقتصاد ایران طوری طراحی شود که دشمن نتواند با تحریم، نرخ ارز و فشار مالی، زندگی مردم را گروگان بگیرد.
یعنی:
تولید محور باشد، نه دلالی.
صادرات محور باشد، نه واردات.
ریال محور باشد، نه دلار.
دانش محور باشد، نه وابستگی.
منابع داخلی محور باشد، نه نسخه خارجی.
---
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
📝 از اصولیترین امور، اصرار بر اتحاد مقدّس در همهی سطوح است
پرهیز از تفرقه و تنازع وظیفه همگانی است
▪لازم است به شما مردم باوفا و سرافراز ایران عرض شود که از جمله اصولیترین امور در این برهه، اصرار بر وحدت کلمه و اتحاد مقدّس در همهی سطوح مردم و مسئولان و در تمام عرصهها برای تحقّق آرمانهای بلند انقلاب اسلامی و تأمین عزّت و استقلال ایران عزیز خصوصاً در برابر دشمن جنایتکار و حیلهگر امریکایی است.
▪همانگونه که پیش از این مکرّراً و مؤکّداً تذکر داده شد، صیانت از وحدت و پرهیز از تفرقه و تنازع، اختلافات سیاسی و برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی وظیفهی همگانی است و البته نقش مسئولان و عناصر دلسوز و دلباختهی انقلاب و امام و رهبر شهید در انسجام و یکپارچگی کشور، مهمتر و حسّاستر است.
✍ بخشی از پیام رهبر معظّم انقلاب دربارهی حماسه عظیم بدرقه آقای شهید ایران و تبیین مسائل مهم کشور | ۲۶/تیر/۱۴۰۵
🔗 rahbar.ir/s/1590
📲 @Rahbar_ir