از این عادت مزخرفم که میخوام آدمارو حتی بعد از رفتنشون هم توی چشم بقیه خوب نگه دارم متنفرم؛ طرف حرومزاده بوده دیگه طرفداریت برای چیه بابا اه.
بعضیا هم انگار دوستت نیستن و این تویی که دوست اونایی و اون لحظهای که دست برمیداری ازشون همهچی جوری تموم میشه که انگار اصلا وجود نداشتی :)
کاش یاد بگیریم وقتی عصبی و ناراحت هستیم ، چشممون رو روی خوبیای یک نفر نبندیم و برای خنک شدن دلمون هر حرفی به ذهنمون میرسه رو به زبون نیاریم و ننویسیم که بعد پشیمون بشیم ، اون لحظه میگذره اما زخم حرفها تا ابد میمونه .
وقتی میگم یکی «یجوریه» لطفا نپرسین چجوری؛ چون اگه واژه بهتری بلد بودم همونو میگفتم، فقط بهم اعتماد کنین که طرف یجوریه.
انقدر از ادما زخم خوردم و اذیتم کردن که حس میکنم هرکی میاد سمتم نقشه کشیده واسم ؛ که قلبمو خورد کنه ، به هیچکس دیگه اعتماد ندارم دلم میخواد با ادمای جدید اشنا بشم ولی از همه زده شدم و احساس میکنم قراره نابودم کنن ؛ از ته دل امیدوارم همچین حسی رو تجربه نکنید ، واقعا خیلی مزخرفه!