هدایت شده از خورشیدگردون
زنی که حالش با یک کتاب ، یک شعر،یک ترانه،یا فنجانی قهوه، بهتر می شود، هیچکس نمیتواند شکست بدهد.
من انقدر حساسم که هر تغییر کوچیکی توی لحن، مکالمه، یا بیعلاقگی آدمها رو میفهمم و واقعا هم به دل میگیرم.
نمیدونم دانشمندا دارن چیکار میکنن که هنوز بشریت نمیتونه انتخاب کنه تا ابد توی بعضی از خوابهایی که میبینه زندگی کنه؟
کسایی که با درس خوندن به جای خوبی رسیدن؛ می گن کنکور مهمه.
کسایی که با درس خوندن به جایی نرسیدن؛ می گن کنکور مهم نیست و اتلاف عمر و وقته.
اونایی که با هنر به جای رسیدن؛ می گن خیلی خوشحالن که مسیر قلبشون رو رفتن و اونایی که هیچوقت بهش نرسیدن می گن تو هنر پول نیست.
کسی که رابطه موفقی داره می گه همراه داشتن خوبه، و اونی که حس خوبی رو از رابطه نگرفته اینو نمی گه.
هر کسی نسبت به تجربیات و فکر خودش در هر حیطه ای نظر می ده پس واضحه که باید هر کسی نسخه زندگیشو خودش بپیچه.
پس همیشه نیاز نیست به حرف دیگران گوش بدی...
_ته اتوبوس،آن صندلی آخر،کنار شیشه
بهترین جای دنیاست
برای آنکه مچاله شوی در خودت
سرت را بچسبانی به شیشه و
زل بزنی به یک جای دور
و فکر کنی به چیزهایی که دوست داری
و فکر کنی به خاطراتی که آزارت میدهد
و گاهی چشمهایت خیس شود،از حضور
پُر رنگ یک خیال و یادت برود مقصدت
کجاست
و دلت بخواهد که دنیا به اندازه ی همین
گوشه اتوبوس کوچک شود...
و دنج و تنها....
و آه بکشی از یادآوری حماقت های عاشقانه ات شیشه بخار بگیرد و
تو با انگشت بنویسی "آینده"
و دلت بگیرد از تصورش
چشمهایت را ببندی
و تا آخرین ایستگاه در خودت گریه کنی.