eitaa logo
[IT'S ME]
127 دنبال‌کننده
19 عکس
29 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
یه چیزی میخوام بگم ولی نمیدونم چی میخوام بگم
دقیقا وقتایی که اوضاع بهم میریزه تنها میشی و این تنهایی میتونه خیلی ترسناک باشه..
‌‌احتیاج دارم ادم مورد علاقه ی نفر باشم:)
‏مامانم تحمل شنیدن هیچیو نداره بعد بازم روزی ۱۵ بار میاد تو اتاقم میگه چت شده باهام حرف بزن بیا برو زن واسه من ادا درنیار.
درد، درده ولی وقتی درد روحی با درد جسمی ترکیب میشه از درد میگذره و به مرحله پایان یعنی انفجار نزدیک میشه. یادمه از خیلی وقت پیش اسم این مرحله رو انفجار گذاشتم که برخی ماه‌ها واقعا این مرحله رو تجربه میکنم و سال به سال داره شدتش بیشتر میشه.
گاهی دلیل اینکه نمیتونیم یه نفر رو ببخشیم اینه که نمیتونیم خودمون رو ببخشیم! چون یه روزی .. یه ساعتی،. حتی بیشتر از خودمون به اون آدم اعتماد کردیم و ازش انتظار داشتیم! در واقع ما حماقت خودمون رو نمیتونیم ببخشیم و فراموش کنیم. اصل ماجرا اینجاست!
شب و روزای زیادی گذشت تا عوض شدم، قوی شدم، شبایی که کنج اتاقم نشستم و تا صبح گریه کردم، یهو میرفتم تو فکر و ساعت ها بعد به خودم میومدم و از فکرت میومدم بیرون، درست و حسابی زندگی نمی‌کردم، کنج اتاقمو ترجیح می‌دادم به همه جا، دوست داشتم تنها باشم، صبح تا شب هنذفری تو گوشم بود و فقط اهنگایی رو گوش میدادم که تو فرستاده بودی، خاطره بود برام، حتی با آهنگایی که هم می‌خندیدم هم گریه می‌کردم، میرفتم تو فکرت و وسط گریه هام میخندیدم من همه اینارو کشیدم، من روزها کنج اتاقم درد کشیدم، به بدیات، به کارایی که کردی فکر کردم، فکر کردم، فکر کردم و فکر کردم و پاشدمو قوی تر از قبل شروع کردم، قوی تر، پخته تر، جسور تر، اما دیگه نبودم اونی که بتونی با حرفات ناراحتش کنی، از دیوار اتاقم بپرس، من خیلی باهاش حرف زدم، اون می‌دونه که قوی بودنه الانِ من به راحتی بدست نیومده ...