حال بهتری خواهیم داشت اگر؛
-دست برداریم از فردی که لیاقت محبت ندارد!
-دشمنی که ارزش جنگیدن ندارد!
-حقی که ارزش گرفتن ندارد!
-و فکری که ارزش اندیشیدن ندارد...!
اونجا که کیف سی دی هات رو میذاشتی جلوت و یکی یکی ورق میزدی دودل بودی که واسه باردویستم شرک ۱ببینی یا واسه بار چارصدم گارفیلد؛
اون جا خود خود زندگی بود.
زندگی به سرعت پیش میرود و اثر بسیاری از چیزها را با خود میبرد. چیزهایی که قبلا میتوانستند نجاتم دهند، اکنون حتی مرا تسلی هم نمیدهند.
در ظاهر روی پاهایم ایستادهام، گاهی میخندم و گاهی گریه میکنم، اما حقیقت این است که خسته هستم، میخواهم فرار کنم، میخواهم بروم و ناپدید شوم.
شما در زمان ارتباط با آدم های سالم تازه متوجه میشوید...
که با چه آدم های سمیای در ارتباط بودهاید.