ابعاد مالی حمله به ایران
لطفا این صحبت دیروز ترامپ را جدی بگیرید:
"من ۷۵ میلیارد دلار برای کشور درآمد کسب کردم. این درآمد را برای خودم به دست نیاوردم؛ برای کشور به دست آوردم."
یکی از شعارهای اصلی انتخاباتی ترامپ کاهش قابل توجه بدهی سی و چند تریلیون دلاری دولت آمریکا بود.
این پول از کجا تأمین میشود؟
۱-غارت نفت ونزوئلا
۲-دوشیدن کشورهای نفتخیز منطقه
۳-تعرفههای تجاری
۴-حمایت از شرکتهای آمریکایی در مناقصههای بینالمللی و افزایش درآمد مالیاتی از این طریق...
قرار بود غارت نفت و گاز ایران، در ابتدای این لیست باشد که محقق نشده است.
آیا میشود کشوری برای غارت منابع کشور دیگری اینهمه آدم بکشد؟ بله. تاریخ استعمار همین است. کودتای ۲۸ مرداد هم برای ادامه ثروتاندونزی از منابع نفتی ایران بود.
در این جنگ ایران برای حفظ ایران میجنگند و ترامپ برای اضافه کردن ردیف جدیدی به لیست بالا و گزارش کار بهتر. در حال حاضر تمامیت ارضی آمریکا یا جان غیرنظامیان آمریکا در معرض خطر نیست.
حمله به ایران دو هدف اصلی داشت.
۱- تصاحب منابع نفتی ایران.
۲- ایجاد سلطه اسرائیلی-آمریکایی در منطقه.
تنها راه برونرفت از شرایط فعلی به یقین رسیدن آمریکا به این واقعیت است که
۱-ثروتی از منابع نفتی ایران حاصل نخواهد شد.
۲-درآمد فعلی آمریکا از کشورهای نفتخیز منطقه با چالش جدی مواجه خواهد شد.
۳- قیمتهای جهانی نفت برای حداقل دو سال بالا خواهد ماند.
آمریکا چطور به این یقین میرسد؟
۱- لطفا لیستی از تأسیسات آبشیرینکن و تأسیسات نفتی هدف ایران در منطقه منتشر کنید. در صورت حمله مجدد به ایران، این تأسیسات باید به گونهای تخریب شوند که بازسازی آنها حداقل دو سال زمان ببرد. حمله به ایران نباید عادیسازی شود.
۲- یعنی آمریکا باید متوجه شود که نه تنها ثروتی از منابع نفتی ایران به دست نخواهد آورد بلکه با قیمت بالای نفت برای حداقل دو سال روبرو خواهد بود.
۳- روش صحیح دور کردن سایه جنگ از کشور بازدارندگی نظامی است.
تخریب محدود بازدارندگی لازم را ایجاد نمیکند. ترامپ به تخریب محدود این تأسیسات به عنوان پروژه بازسازی برای شرکتهای آمریکایی نگاه میکند. اما تخریب گسترده قیمتهای جهانی نفت و گاز را برای حداقل دو سال بالا نگه میدارد و بازدارندگی لازم را ایجاد میکند. مسیرهای جایگزین تنگه هرمز باید در اولویت اهداف ایران باشد.
اگر آمریکاییها بدانند ایران واقعا به این سبک پاسخ خواهد داد به ایران حمله نخواهند کرد.
۴- تجربه نشان داده امتیاز و مذاکره سایه جنگ را دور نمیکند. چون به گفته امام شهید "آمریکا میخواهد ایران را ببلعد." یعنی امتیاز، هرچقدر هم که بزرگ باشد، برای او کافی نیست. در پنج ماه گذشته هیچ شواهدی در عدم صحت این تحلیل امام شهید نداریم.
۵- علی الاصول اولویت اول کشور باید شکستن چرخه: حمله، آتشبس، مذاکره، حمله باشد. متأسفانه در میانه راه، مسیر به سمت دریافت سویای تراریخته آمریکایی منحرف شد.
۶- لطفا تنگه هرمز را حداقل برای دو ماه واقعا ببندید. آمریکا هنوز هزینه اقتصادی لازم برای حمله به ایران را پرداخت نکرده. قابل تحمل بودن هزینه حمله به ایران یعنی حمله مجدد گسترده. در ۴۶ سال اول انقلاب اسلامی به ایران حمله نظامی نمیشد چون برآورد آمریکا این بود که هزینه حمله به ایران بالا است. باید محاسبات آمریکا به همان حالت برگردد.
مقامات کشور گفتهاند در ماههای گذشته تمام نفتهای روی آب کشور و بیش از آن با قیمت بالا فروخته و پولها دریافت شده است. کشور برای تأمین هزینهها برای دو ماه آینده پول دارد.
۷- لطفا کشور را معطل توهم لغو درازمدت تحریمها یا سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیاردی نکنید.
۸- لطفا بعد از بازگشایی محدود تنگه هرمز دریافت عوارض را فراموش نکنید.
اگر ایران در تنگه هرمز عوارض دریافت نکند، آمریکا و شرکتهای بیمه انگلیسی دریافت خواهند کرد. ترامپ گفته بود "تنگه هرمز ماشین چاپ پول است".
برآوردهای بینالمللی درباره ظرفیت درآمدزایی تنگههرمز:
رویترز: ۱۱۰ میلیارد دلار
اندیشکده آکسفورد پراسس: ۸۰ میلیارد دلار
جی پی مورگان (بزرگترین شرکت خدمات مالی و بانکداری آمریکا): بین ۷۰ تا ۹۰ میلیارد دلار... یعنی دوبرابر فروش نفت.
دریافت عوارض نقض هیچ قانون بینالمللی نیست. ایران عضو کنوانسیون حقوق درياها نیست. دریافت عوارض متعارف ایران را در دنیا منزوی نمیکند.
@IzadiFoad
چی پی مورگان، بزرگترین شرکت بانکی و خدمت مالی جهان اخیرا گزارش محرمانهای را درباره کسب درآمد توسط ایران در تنگه هرمز منتشر کرده و این گزارش به دست روزنامه فایننشیال تایمز رسیده. بر اساس متن این گزارش، کسب درآمد توسط ایران در تنگه هرمز ذیل قوانین بینالملل کاملا قانونی است.
متن روزنامه فایننشیال تایمز با این عنوان شروع میشود:
"دریافت عوارض از نفتکشهای توسط ایران: بالأخره تماماً قانونی است؟"
ادامه متن:
"فایننشال تایمز هفتههاست گزارش میدهد که ایران به دنبال دریافت هزینه برای عبور و مرور کشتیهای است.
اما آیا دریافت هزینه از شناورها برای دریانوردی در تنگه هرمز، هم برای ایالات متحده غیرقابل قبول و هم مغایر با حقوق بینالملل نیست؟ طبق یادداشت جدیدی از جیپیمورگان ، لزوماً اینطور نیست.
تنگه هرمز به تنگ بودن معروف است. ما فایلهای GeoJSON آبهای سرزمینی کشورهای مختلف را دانلود کرده و آنها را روی نقشه پیاده کردیم تا ببینید چگونه هیچ راهی برای ورود به خلیج فارس یا خروج از آن بدون عبور از قلمرو ایران یا عمان وجود ندارد:
آیا کشورها میتوانند برای ورود به آبهای سرزمینی خود هزینه دریافت کنند؟ این کار مفهوم «عبور بیضرر» (innocent passage) — یعنی حق کشتیهای همه کشورها برای عبور از دریاهای سرزمینی — را نقض میکند. اما این موضوع طبق کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاهاست. و در حالی که این کنوانسیون توسط ۱۷۲ کشور به تصویب رسیده، نه ایالات متحده و نه ایران در میان آنها نیستند. بنابراین شاید این نقطه نظر سالبه به انتفاء موضوع باشد.
با این حال، مواردی وجود دارد که شناورها هنگام تلاش برای حمل نفت از طریق آبهای سرزمینی برخی کشورها، مجبور به پرداخت پول میشوند. و منظور ما فقط آبراههای دستساز مانند کانالهای سوئز و پاناما نیست.
ما درباره جاهایی مانند دانمارک صحبت میکنیم؛ کشوری که قوانین بینالمللی را موبهمو اجرا میکند:
تا پیش از کنوانسیون ۱۸۵۷ کوپنهاگ، دانمارک از کشتیهایی که از آبهایش عبور میکردند عوارض میگرفت. اما در ازای یک پرداخت یکباره، این روش پایان یافت.
با این حال، به گفته جیپیمورگان، دانمارک و سوئد از شناورهایی که از تنگههای دانمارک عبور میکنند هزینه دریافت میکنند. و همانطور که ناتاشا کانوا، لیوبا ساوینوا و آرتم فاخرتدینوف مینویسند، این کار کاملاً قانونی است. زیرا آنها عوارض دریافت نمیکنند، بلکه هزینه «خدمات» را میگیرند. مسلماً تقریباً همه این خدمات اختیاری هستند. با این حال،:
... قانون راهنمایی کشتیها (Pilotage Act) در دانمارک، راهنمایی را برای شناورهای حامل محمولههای خطرناک — مانند نفت، مواد شیمیایی یا گازها — یا بیش از ۵,۰۰۰ تن متریک، اجباری میکند.
یکی دیگر از قدرتهای ناتو که عملاً یک باجه عوارضی روی نفتکشها راه انداخته، ترکیه است.
تحلیلگران جیپیمورگان مینویسند که آنها:
... اختیارات تنظیمی گستردهای در تنگههای ترکیه دارند و میتوانند طبق کنوانسیون ۱۹۳۶ مونترو در مورد رژیم تنگهها، برای خدمات هزینه دریافت کنند.
با وجود اینگونه سوابق، جیپیمورگان معتقد است استراتژی ایران و عمان مبنی بر اعمال هزینههای اجباری برای «ایمنی دریانوردی» میتواند از نظر حقوقی قابل دفاع باشد. آنها در یادداشت طولانیتری که در ماه مه منتشر شد، نوشتند:
ایران با همکاری مشترک با عمان که در قلمرو تنگه سهیم است، میتواند استدلال کند که شناورهای عبوری از هرمز نباید برای «حق عبور»، بلکه باید برای «خدمات خاص ارائه شده» — ایمنی دریانوردی، مدیریت ترافیک شناورها، اسکورتهای امنیتی، حفاظت از محیط زیست و پاسخ به شرایط اضطراری — هزینه پرداخت کنند. ایران با ساختاردهی این اقدام به عنوان «هزینه خدمات» به جای «عوارض عبور»، و با هماهنگی با عمان به عنوان دیگر کشور ساحلی، میتواند برای ایجاد یک چارچوب قانونی که با حقوق بینالملل دریاها همخوانی داشته باشد، تلاش کند.
علاوه بر این، آنها تنها کسانی نیستند که چنین استدلالی مطرح میکنند.
همانطور که امیر هندجانی از موسسه کوئینسی برای کشورداری مسئولانه در مقالهای برای فارین پالیسی نوشت:
... یک توافق عبور و مرور دو جانبه ایران و عمان، ابهام قانونی را از بین میبرد. عمان یک جریان درآمدی و اهمیت استراتژیک بیشتری به دست میآورد. ایران مشروعیت، نقدینگی و چیزی برای نشان دادن به مردمش به دست میآورد که در طول جنگ به آن رسیده است. کشتیها به جای اینکه فرماندهان سپاه بر اساس تمایلات شخصی تصمیم بگیرند چه کسی عبور کند و چه کسی نکند و با یک مکانیسم قیمتگذاری غیرقابل پیشبینی مواجه شوند، یک روند قابل پیشبینی دریافت میکنند.
@IzadiFoad
https://www.ft.com/content/06f8f1a1-50a1-43d0-a236-c2d65ff38e87