یه سیدی میگفت:
دعایی داشتم که خیلی رفتم و اومدم،
برآورده نمیشد،
یه شب نذر کردم برم زیارت امام حسین (علیهالسلام) تا برای حاجتم دعا کنم،
خیلی اعصابم خورد بود،
جلوی حرم نشستم،
به امام حسین گفتم: آقا ایندفعه دیگه واقعا اگه حاجتمو ندادی، از حرمت میرم، دیگه ام بر نمیگردم!
گذشت، دیدم خبری نشد، شال سبز سیدیم رو پرت کردم وسط بین الحرمین و پا شدم از حرم رفتم بیرون،
هنوز خیلی دور نشده بودم که یه لحظه دیدم بین الحرمین روشن شد، با اینکه نیمه شب بود!
برگشتم به سمت بین الحرمین ببینم چه خبره؟
یه آقایی جلو ایستاده بود،
آروم بهم گفت:
سید، مگه آدم با امام حسین قهر میکنه؟
این دیگه چه کاریه؟
سرمو انداختم پایین،
آقا با مهربونی اومد نزدیک،
دستمو گرفت،
آروم منرو برد به سمت بازار،
از یه پیرمردی تو بازار،
یه شال سبز سیدی برام خرید،
خودش بست به سرم،
هی اینو تکرار میکرد،
سید، آخه کی با امام حسین قهر میکنه؟
منو برگردوند به بین الحرمین،
اذان صبح بود،
گفت بشین تو صف نماز،
خودش آروم دور شد،
دیدم خودش رفت جلوی امام جماعت و ایستاد به نماز،
توی سجدهی نمازم هی فکر میکردم، نکنه امام زمان بود؟
سلام نماز رو که دادم، سرم رو آوردم بالا،
آقا رفته بود..❤️🩹 #دلی
"جـانا"
یه سیدی میگفت: دعایی داشتم که خیلی رفتم و اومدم، برآورده نمیشد، یه شب نذر کردم برم زیارت امام حسین (
حالا هروقت که خدایی نکرده از دعایی نا امید شدیم،
هی به خودمون بگیم:
مگه آدم با امام حسین قهر میکنه؟
حسین(علیهالسلام)، اسم تورور میدونست،
قبل از اینکه تو حتی اولین قدم رو براش برداری:)))
"جـانا"
گوشاتونو منوّر کنید..🫀
حمیدرضا اسلمیmadahi (1) (68).mp3
زمان:
حجم:
4.6M
گوشاتونو منوّر کنید..🫀
"جـانا"
گوشاتونو منوّر کنید..🫀
نگاهم تا که، به دریا افتاد،
تو گوشم پیچید، خدایای اِرحَم،
که سقّا افتاد..
چشامو بستم، دلم مضطر شد،
صدای امواج، برام لالای،
علی اصغر شد..💔
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی یه خارجی به خفن بودن حضرت عباس(علیهالسلام) پی میبره✨:
پسر مهزیار میداند،
ماجراهای غربتت کم نیست،
بین ما مردمی که میبینی،
سیصد و سیزده نفر هم نیست..!
روز برگشتن تو دیدنی است،
بخدا روز خوش رسیدنی است،
و به قدر هزار و سیصد سال،
حرف های دلت شنیدنی است..💔