جانان؛🇮🇷
همون قدر کنارته:)🥲🫀🤍
و از تمام غم و غصه های عالم
پناه بر تو یا رب🌸
#معبودم
جز به شوق حَرمت، موقع دلتنگیهام
پرِ پرواز برای چه بخواهد دل من💛
#امام_رضایی_ام
#مشهد
یكجاخوندمنوشتهبود؛
کساییکهکانالدارندحواستونبهمحتواهایی
کهداخلکانالتونمیذاریدباشه.زمانیکه
اعضایکانالتونبرایخوندنپیامهاتونوقت
میذارندباارزشهومیتونندروزقیامتبهخاطر
اینکهٔزمانباارزششونوتلفکردیدبازخواستتون
کنند!
رفقالطفکنیددقتکنیدکهکانالماکانالِ دلیه برای جامونده های کربلا...
خواستیمعرضکنیمکهازفیالحالحلالمون
کنید
لکنماقیامتچیزینداریمکهبازمانتونبرابری
کندوچیزیهمنداریمکهتقبلکنیمازفیالحال
عرضکردمکهدرجریانباشید!"
قیامتگلویمارونگیریدبگیدنگفتیدها
ازماگفتنبود!(:
پسصرفامیتونیدکانالوپاكکنید !
جانان؛🇮🇷
یكجاخوندمنوشتهبود؛ کساییکهکانالدارندحواستونبهمحتواهایی کهداخلکانالتونمیذاریدباشه.زمانی
قابل توجه کسایی که کانال دارند🥲
+ گفت:اصل بده!
_گفتم:مادرم كنيز رباب🥲
بابام هم غلام عباس!!
برادرم غلام على اكبر
خودمم كنيز زينب))
مااصل و نصبمون غلامـ در خونه حسينه
جد در جدمون نوكرش بودن:) 🤍
غلامـ خانه زادشيم....🍃❤️🩹
+گفت:تُ دنيا چى دارى؟🤔
_گفتم:يه چادر كه رنگش مِشكيه🥰
چون تا ابدعزادارحسيــنِ
ويه سَر كه اگه لايق باشـه
افتاده زيرپاشون....🙂
+خنديدوگفت: روانى خداشفات بده😂
_گفتم:بيمارِ حسـيــنم شفا نميخواهم
و جز حسـيـــ♥️ــن وكربــ✨ـــلا
از خــ😍ــدا چيزى نميخوام..
-میگفت
همهدارندمیگنشھدارفتنتامابمونیم
ولیمنمیگم:
شھدا؛رفتنتاکهمادنبالشونبریم...
آرهجاموندیم!'
ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ،
ﭘﺴﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﯾﻪ ﺳﺮﯼ ﺗﯿﻠﻪ ﻭﺩﺧﺘﺮﭼﻨﺪﺗﺎﯾﯽ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺩﺍﺷﺖ،
ﭘﺴر ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﯿﻠﻪ ﻫﺎﻣﻮ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﺪﻡ وﺗﻮ هم ﻫﻤﻪ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽﻫﺎﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻩ، ﺩﺧﺘﺮ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﺮﺩ ...
ﭘﺴﺮ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻭ زیباترین ﺗﯿﻠﻪ ﺭﻭ یواشکی برداشت و ﺑﻘﯿﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺩﺍﺩ،
ﺍﻣﺎ: ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﻫﻤﻮﻥ ﺟﻮﺭﮐﻪ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽﻫﺎ روﺑﻪ ﭘﺴﺮﮎ ﺩﺍﺩ.
اوﻥ ﺷﺐ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺧﻮﺍﺑﯿد و تمام شب خواب بازی با تیله های رنگارنگ رو دید...
اما: پسرﮐﻮﭼﻮﻟﻮ تمام شب نتوﻧﺴﺖ ﺑﺨﻮﺍﺑﻪ، ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ حتما ﺩﺧﺘﺮک ﻫﻢ ﯾﻪﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﺯ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽﻫﺎﺷﻮ ﻗﺎﯾﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺭﻭ ﺑﻬﺶ ﻧﺪﺍﺩﻩ...
ﻋﺬﺍﺏ ﻣﺎﻝ ﻛﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻧﯿﺴﺖ
و ﺁﺭﺍﻣﺶ از ان کسانی ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺻﺎﺩقند...🤝