eitaa logo
جبهه روایت قدس
172 دنبال‌کننده
166 عکس
36 ویدیو
0 فایل
جنگ جنگ روایت‌هاست، و در جبهه‌ی روایت قدس است که جنگ حقیقی شناخته می‌شود. این جبهه فراتر از جنگ و به وسعت تاریخ اثرگذار است. برای ارسال مطالب ارزشمندتان و ارتباط با ادمین کانال به آیدی زیر👇 مراجعه نمایید: @ghabehasht
مشاهده در ایتا
دانلود
روایت قدس_جلسه چهارم.mp3
16.21M
🔻جلسه چهارم 📆 ٣ آبان ماه 🎙 گفت‌وگو با محوریت مستند روایت فتح، قسمت «حزب‌الله» 🔸️چگونگی روایت امروز غزه با تفکر در تجربه روایت فتح 🔸روایت فتح نه یک تجربه زیبایی شناسانه، بلکه تلاشی برای باطن بينی اتفاقات است. @Jebhe_revayate_Quds🇵🇸
روایت هالیوودی اسراییل .mp3
9.06M
🔺️بخشی از جلسه چهارم روایت قدس 🔸روایت هالیوودی اسرائیل 🗓 ٣ آبان ماه @Jebhe_revayate_Quds🇵🇸
روایت پدیده ای اعتباری .mp3
18.12M
🔺️بخشی از جلسه چهارم روایت قدس 🔸روایت پدیده‌ای اعتباری 🗓 ٣ آبان ماه @Jebhe_revayate_Quds🇵🇸
روایت فتح زبان جنگ ما.mp3
3.18M
🔺️بخشی از جلسه چهارم روایت قدس 🔸روایت‌فتح، زبان جنگ ما 🗓 ٣ آبان ماه @Jebhe_revayate_Quds🇵🇸
📌 جنگ، جنگ روایت‌هاست/ ۲ رژیم صهیونیستی یک رژیم جعلی است. جعلی یعنی «اعتباری» و ما اگر که در فلسفه بحث از این می‌کنیم که اعتبار و حقیقت چیست و نسبت این دو باهم چیست؛ با توجه به این نکته است که بشر جدید اساسا اعتبارساز است و زندگی و فرهنگ اعتباری است. به قول هایدگر عصر جدید که عصر تصویر جهان است؛ عصر ساختن و اعتبار کردن و شکل دادن به جهان بر اساس اعتباریات است. خوب سوال این‌جاست این اعتبار آیا می‌تواند نسبتی با حقیقت داشته باشد یا نه؟ پاسخ ساده است:«بله فقط نسبتش با حقیقت شدت و ضعف دارد». یعنی یک اعتباری هست که مثل شعر شعرای اسلامی مانند وحی نازل می‌شود. یک اعتباری، حاج قاسم است که در نسبتش با منطقه همچین مناسباتی پیدا می‌شود و حقیقت در آن ظهور پیدا می‌کند که جریان پیدا می‌کند و حتی با شهادتش هم جریان‌ساز می‌شود. یک اعتباری هم، اعتبار ترامپیست، طرح خاورمیانه بزرگ است و موجودیت اسرائیل. انگار زمانی برای فلسفه اعتباریات فرا رسیده که بتوانیم با فلسفه اسلامی گفت‌وگوی دیگری داشته باشیم. همانطور که علامه و شهید مطهری به گفت‌وگو و مواجهه با فلسفه‌های چپ ایدئولوژیک آن زمان که مادی‌انگار بودند می‌پردازند و حقیقت‌جویی را در گفت‌وگو با آن نگاه‌ها دنبال می‌کنند و حتی بحث‌های آن‌ها آن‌قدر سخیف است که از آن‌ها جلو می‌زنند و نیازی به این همه بحث نمی‌بینند ولی از سر حقیقت‌جویی ماجرا را دنبال می‌کنند. به نظر می‌رسد که در تقابل با نگاه ایدئولوژیک و به شدت ابزاری و سیطره‌خواه و تسلط‌طلب و در یک کلام هالیوودی اسرائیل می‌توانیم از جهان، روایت دیگری داشته باشیم و بفهمیم که آن روایت زمانش گذشته است و روایت جدیدی قرار است حاکم بشود که همین الان هم محقق شده و این را می‌شود دید که: «اسرائیل یک روایت، و فقط یک روایت است». یعنی یک ظهور است از جهانی که در غرب جدید شروع شد و ظهور سیاسی آن آمریکاست. اسرائیل که یک غده سرطانی است تنها یک فیلم هالیوودی از این تاریخ است که باید بنیادش را فهمید. با تفکر در این بنیاد، به این فهم می‌رسیم که اسرائیل چون خودش یک فیلم یا روایت است؛ مهمترین سلاح مقابله با آن هم روایت است و اینجاست که اصلاً «جنگ، جنگ روایت‌هاست». @Jebhe_revayate_Quds🇵🇸
روایت قدس_جلسه پنجم.mp3
23.36M
🔻جلسه پنجم 📆 ۴ آبان ماه 🎙گفت‌وگو با محوریت مستند روایت فتح، قسمت «رزق حلال» 🔸️تفاوت ادبیات شهرک‌سازی و نسبت حقیقی با سرزمین 🔸روایت فتح اجازه عبور از ظاهر تصاویر و فهم حقایق می‌دهد، برخلاف آن‌چه از اتفاقات غزه در فضای مجازی منتشر می‌شود. 🔸️چگونه می‌شود حجاب تکنیک و روایت مشهور را در روایت و توصیف غزه کنار زد؟ @Jebhe_revayate_Quds🇵🇸
📝 آیا برای روایت این روزهای غزه، الزاماً باید در قدس حضور داشت و بی‌واسطه شاهد وقایع بود؟ چه چیز ما را به ورطه‌ی انفعال می‌کشاند؟ اگر جنگ امروز را، نه جنگ ابزارآلات نظامی، که جنگ روایت‌ها بدانیم، بجاست که از شان روایت و نقش روایتگران در این نبرد پرسش کنیم. بسیار دیده‌ایم در عمر یک ماه و چند روزه‌ی این حماسه‌ی عظیم؛ که برخی از صاحب‌نظران حوزه‌ی روایت، آنانی که به محیط‌های آموزشی خو گرفته‌اند و در پیچ‌وخم دالان‌ پژوهش‌های دانشگاهی مو سفید کرده‌اند، در مواجهه با اتفاقات امروز غزه، با ارائه‌ی توجیهاتی دست از کنشگری کشیده و عقب نشسته‌اند. اگر بگوییم رسانه‌زدگی عامل انفعال برخی از دغدغه‌مندان حوزه روایت بوده است، گزافه نیست. بی‌اعتمادی به رسانه‌ها و تصویری که از حماسه‌ی غزه مخابره می‌کنند، مسبب ایجاد این تصور شده است که:《تا دوربین به دست در متن وقایع غزه حاضر نباشیم، استحقاق روایت آن را نداریم و با پرداختن به آن، تنها نشخوارگر خوراک رسانه‌ای دیگران خواهیم بود》. اما این تصور تا چه اندازه بر مبنایی از حقیقت استوار است؟ آیا این گزاره، منتج از فهم صحیحی نسبت به ماهیت روایت است؟ باید توجه داشته باشیم که روایت، با گزارش تفاوتی ماهوی دارد و به پرداختن به سطح و رویه‌ی اتفاقات اکتفا نمی‌کند. همانگونه که بعد از گذشت هزاروچهارصد سال، ابناء ابوالبشر بدون آنکه فرصتوحضور مستقیم در میدان داشته باشند، به روایت حماسه‌ی عظیم حسینی می‌پردازند، و هربار به عمقی تازه از آن می‌رسند، به روایت حماسه‌ی عظیم این‌روزهای غزه‌ هم می‌توان پرداخت.و مگر نه این است که اساساً حماسه‌ی این روزهای غزه، ماحصل روایت همان حماسه‌ی عظیم عاشورا است؟ آیا می‌توان گفت آوینی راوی فتح‌ هشت ساله‌ی دفاع مقدس شد چون با دوربینش در میدان حضور داشت و اگر هم‌نسل ما بود و این روزها زیست می‌کرد بُعد مکان دست و پایش را می‌بست و به یک 《یالیتنا کنا معکم》خشک وخالی، خطاب به مردم غزه اکتفا می‌کرد؟ آیا با این نگاه واقعیت‌زده‌ی منفعل، اساساً امکان بروز و سربلندکردن آوینی‌های دیگر گرفته نمی‌شود؟ با عنایت به این تفاسیر، می‌توان گفت روایت حقیقت، امری ورای مکان و زمان، نفوذکننده به اعماق و ابطان وقایع، و منعطف است، که خود فارغ از اراده‌ها، راوی را برمی‌گزیند و در زبان او جاری می‌گردد. به قلم: خانم املائی 🗓 ۲۱ آبان ماه @Jebhe_revayate_Quds🇵🇸
جبهه روایت قدس
🔺️بخشی از جلسه چهارم روایت قدس 🔸روایت پدیده‌ای اعتباری 🗓 ٣ آبان ماه @Jebhe_revayate_Quds🇵🇸
📌جنگ، جنگ روایت‌هاست/ ۳ نسبت روایت با پدیده‌ها و ماهیت اشیا چیست؟ می‌توانیم با یک نگاهی بگوییم که روایت یک پدیده اعتباری است. مک‌کی می‌گوید واقعیت‌هایی در خارج هستند و حقیقت دیدگاه ما نسبت به واقعیت‌هاست. اگر به این شکل سوبژکتیو نگاه کنیم روایت یک امر شاعرانه پوچ می‌شود که هیچ نسبتی با نفس الامر حقیقت ندارد. شهید آوینی در روایت‌ فتح مدام با این نگاه مقابله می‌کند. می‌گوید من این بچه‌ها (رزمنده‌ها) را می‌شناسم. یعنی آن‌چه که تصویر دارد نشان می‌دهد ظاهر قضیه است و اصل قضیه چیز دیگریست و آوینی با کلامش از باطن امر پرده‌برداری می‌کند. نه این‌که حرف‌های شاعرانه و توصیف شخصی خودش را بگوید بلکه می‌رود به سمت باطن این آدم‌ها و اتفاقی که دارد آن‌جا می‌افتد. برای خیلی‌ها توصیف روایت فتح اینطور است که شهید آوینی یک آدم نابغه و نخبه‌ای است که به شدت کلام شاعرانه‌ای دارد و این کلام شاعرانه آمده است روی تصاویر و این‌ها را شاعرانه کرده است. توجه نمی‌شود که این روایت دارد از ظاهر می‌رود جلوتر و اجازه می‌دهد که ما حس دیگری داشته باشیم و این‌جاست که آن روایت چیزی می‌شود عظیم‌تر از خود آن وقایع. دیگر پوچ نیست، توصیف شاعرانه‌ای در قالب یک متن نیست بلکه وجود شناوری است که هنوز در دل تاریخ با ما حرف می‌زند؛ هنوز زنده است و حتی زنده‌کننده آدم‌هایی است که به جبهه می‌روند. اصلاً روایت فتح می‌بینند که عزمشان برای رفتن استوارتر می‌شود و می‌روند. این رفتن به سمت حقیقت را به قول شهید آوینی پدیده‌‌ای ایجاد می‌کند به نام آیینگی. جلوگیری می‌کند از این‌که ته دره بیفتیم. آینه خیلی مهم است؛ حتی مهم‌تر از خود ‌جاده است. یعنی اگر جاده نباشد آدم دور می‌زند و برمی‌گردد اما اگر آینه نباشد آدم‌های زیادی را به هلاکت می‌اندازد. اهمیت این آینه خیلی بیشتر از جاده است برای حرکت آدم‌ها. این اهمیت روایت است که امری اعتباری به نظر می‌رسد در مقابل آن واقعیت‌ها. واقعیت‌ها در نگاه محسوس معمولا بیشتر به چشم ما می‌آیند. مثلا طرف می‌گوید من اینجا نشسته‌ام چه می‌کنم؟! باید بروم غزه بجنگم دیگر! یا مثلاً انتقاد می‌شود از اینکه یک عده فقط شعار می‌دهند و می‌روند. این قبول؛ اگر شعار به مثابه فعلی باشد که در جز انجام می‌شود و در گفتمان زندگی روزمره صرفاً دارد آتش درون ما را می‌خواباند؛ این «ضد روایت» است. ولی این را بدانیم که روایت ذاتاً خیلی مهم‌تر از حضور در جبهه است. جور دیگر بگوییم: «برجستگی انقلاب اسلامی به چیست؟ برجستگی اسلام به چیست؟ به سلاح است یا تبیینی که سلاح‌ها را می‌اندازد؟ اصلاً دین ما دین چیست انقلاب ما انقلاب چیست؟» انقلاب ما انقلاب بلندگوهاست تا انقلاب سلاح‌ها و یوزی‌ها. صبر و تبیین چیزی است که ما از شهید صیاد یاد گرفته‌ایم و این‌جاست که کار شهید آوینی خیلی اثرگذارتر از یک لشکر می‌شود. حتی این جبهه از یک جنگ فراتر می‌رود و به وسعت یک تاریخ، تاثیرگذار است. در جبهه روایت قدس جنگ حقیقی شناخته می‌شود. @Jebhe_revayate_Quds🇵🇸
تفاوت سحر و معجزه در تکنیک.mp3
7.9M
🔸️تفاوت سحر و معجزه، تفاوت اسرائیل و حماس و دیدن این تفاوت در مواجه با تکنیک 🗓۱۴ آبان ماه @Jebhe_revayate_Quds🇵🇸
📌جنگ، جنگ روایت‌هاست/ ۴ کمی به این پرسش فکر کنیم:«اسرائیل چیست؟» اسرائیل ظهور دید آمریکایی است در جهان. اما:«دید آمریکایی چیست؟» دید آمریکایی فیلم وسترن است. وجود اسرائیل روایت است؛ یک فیلم وسترن است. نه اینکه «مثل» فیلم وسترن؛ بلکه خود فیلم وسترن است. روایتی از جهان باعث می‌شود که فیلم وسترن ساخته شود. اسرائیل یک فیلم وسترن آمریکایی است با این تفاوت که ابهت فیلم وسترن آمریکایی در تکامل زبان سینما و در گفت‌وگو با مردم کم‌کم ریخته می‌شود. از «جویندگان» می‌رسد به «چه کسی لیبرتی والانس را کشت»؛ و بعد می‌رسد به «رقصنده با گرگ‌ها» و ابهت وسترن ریخته می‌شود. اما چرا؟ چون «زبان» است و زبان، در تعامل با مردم شکل می‌گیرد. اما حماقت سیاستمداران چیزی نیست که در زبان شکل بگیرد، یک طرفه و ایدئولوژیک ادامه پیدا می‌کند و کار به جایی می‌رسد که این رژیم با تاریخ همراه نمی‌شود، مثل فیلم‌های دهه ۳۰ و ۴۰ وسترن می‌ماند و به همین دلیل هم نابودشدنی است، چون متعلق به این تاریخ نیست و این تاریخ این سرطان را می‌بلعد انشاالله. می‌بینید چقدر روایت، قضیه را عوض می‌کند؟ اسرائیل یک فیلم هالیوودیست که زمانش دیگر گذشته است. این روایت؛ روایت منحط شده است، این روایت تمام‌شده است.
رهبر حکیم انقلاب می‌فرمایند "اسرائیل ۲۵ سال آینده را نمی‌بیند" از چنین دیدی می‌آید.
این دیگر متعلق به الان نیست. گذشت آن زمان که بشود همینطور بچه کشت و بگویی همین است که هست. «این کار را باید کرد، می‌کنم و آتش‌بس را هم نمی‌پذیرم!» زمان این قلدربازی‌ها گذشته؛ آنقدر گذشته که دیگر همه علیه‌اش صحبت می‌کنند. @jebhe_revayate_Quds🇵🇸
جبهه روایت قدس
🔺️بخشی از جلسه چهارم روایت قدس 🔸روایت‌فتح، زبان جنگ ما 🗓 ٣ آبان ماه @Jebhe_revayate_Quds🇵🇸
📌 جنگ، جنگ روایت‌هاست/ ۵ «حضور» به این معناست که در لحظه حرف‌هایی می‌زنیم که شاید حتی مال خودمان هم نیست.
این‌جاست که زبان به سخن می‌آید از «درد» و این‌جاست که روایت فتح دیدن دارد.
یعنی ما در گفت‌وگو با روایت فتح، امروز به حرف می‌آییم و این جایگاه مهم روایت فتح به عنوان زبان سینماست. جایگاه روایت فتح جایگاه یک فیلم نیست که حالا این را ببینیم در کنارش هم یک چیز دیگر از قدس ببینیم. روایت فتح زبان جنگ امروز ماست و امروز از هر روز دیگری مستندهای روایت فتح گویاتر است. امروز کسی نیست که این مستندها را ببیند و در گوشش چیزی زمزمه نشود و احساس نکند که کاری باید بکند. این‌ها فرع بر آن حضور است. یعنی حضوری در مستندها هست که وقتی ما جلوی آن قرار می‌گیریم انگار می‌رویم آنجا و دوباره اینجا حاضر می‌شویم. اینجاست که روایت فتح اساس مسیر جبهه روایت قدس است. @Jebhe_revayate_Quds🇵🇸