هدایت شده از 🎀کفترموفرفری|kaftaremooferfery🎀
من از نویسندهها میترسم، اونا آخره همهی قصههای عاشقونه رو میدونن جنس همهی خاطره هارو میشناسن طمع تلخه رفتن راهو از حفظن اونا بلدن دنیاشونو با یه خنده رنگیُ با یه اشک سیاه کنن اونا موجودات ترسناکین تنها گذاشتن اونا میتونه درام ترینداستانهارو به وجود بیاره داستانی که ممکنه چندسال بعد دخترت تو تنهاییاش با اون نوشتهها ساعتها گریه کنه.