دلم میخواد یه آدم عادی باشم که فیلم و سریال میبینه، کتاب میخونه، با دوستاش میره بیرون، باشگاه میره، کلاس زبانمیره و خلاصه که کلا خوش میگذرونه و اون وسط مسطا درسشم میخونه
ولی متاسفانه یه آدمی هستم که به خاطر یه چیزی(که البته ارزششم داره) همه چیزو متوقف کردم و بیرون رفتن و سریال و فیلم و این چیزا رو با عذاب وجدان خالص انجام میدم
نمیدونم چیچی!
امشب رفتیم اتاق فرار
الان باید آزمون بدم بعدش وسایلا رو جمع کنم و ساک رو ببندم(بلاخره داریم برمیگردیم)
احتمالا تو جاده واستون تعریف کنم که دیشب چیشد
یه سوال بود که نوشته بود فلان اتم با بار مثبت(ینی الکترون ازش بگیریم) بعد من نشسته بودم داشتم محاسبه میکردم که الکترون بهش بدیم و بار منفی بشه چجوری میشه بعد یادم اومد عههه بار مثبته ینی باید الکترون بگیری دلقک🤣