هدایت شده از Íncomparable
نشد.
این سادهترین و در عین حال دردناکترین جملهایست که میشود دربارهی ما گفت. نه چون کم خواستیم، نه چون کم دوست داشتیم؛ فقط نشد. بعضی راهها با همهی دوست داشتن، به هم نمیرسند. بعضی آدمها قرار نیست مقصد باشند، قرار است مسیر را معنا کنند.
من اما نمیتوانم وانمود کنم که دوستت نداشتهام یا دوستت ندارم. عشق، چیزی نیست که با تصمیم تمام شود. من یاد گرفتهام نبودنت را بپذیرم، اما یاد نگرفتهام انکارش کنم. تو هنوز در من زندگی میکنی؛ در لحن بعضی جملهها، در مکث قبل از بعضی خندهها، در دقتی که به آدمها دارم چون یکبار کسی بود که با دقت دوستم داشت.
تو مرا عوض کردی، بیآنکه بخواهی.صبورتر شدم.عمیقتر شدم.
و مهمتر از همه، فهمیدم میشود کسی را دوست داشت بیآنکه صاحبش بود. این سختترین شکلِ دوست داشتن است، اما خالصترینش هم هست.
گاهی فکر میکنم اگر زمان مهربانتر بود، اگر شرایط کمتر لج میکردند، اگر ما بلدتر بودیم… اما بعد یادم میافتد زندگی با «اگر»ها جلو نمیرود. ما آنطور که بودیم، بهترینمان را دادیم. همین کافیست که شبها با خودم صادق باشم.
من از تو چیزی نمیخواهم.
نه بازگشت، نه قول، نه حتی یادآوری.
فقط اگر روزی دلت خواست بدانی آیا کسی بوده که تو را بیقید و شرط دوست داشته، جوابش اینجاست. در این نامه. در این دل.
اگر روزی خوشحال بودی، خوشحالیات را از خودم نمیدانم، اما به آن لبخند احترام میگذارم.
اگر روزی دلت گرفت، بدان جایی در جهان، دلی هست که بلد است سکوتت را بفهمد، حتی از دور.
این نامه نه آغاز است، نه پایان.فقط اعتراف است.اعتراف به عشقی که نماند،
اما کم هم نبود.
دوستت دارم.نه برای اینکه باشی،برای اینکه بودی.و این، برای یک عمر کافیست.
https://eitaa.com/JulietsLetter
ادم تا چیزی رو از دست نده متوجه ارزشش نمیشه فرقی هم نداره پول باشه یا سلامتی یا شخصی که براش مهم بوده
از دست میده و غمگین میشه و بعد ارزشش رو میفهمه اما بازم یاد نمیگیره قدر داشته هاش رو بدونه و این چرخه تا بینهایت ادامه داره