eitaa logo
🚩سوم خرداد🚩
28 دنبال‌کننده
454 عکس
143 ویدیو
3 فایل
تا زمانی که زنده هستیم و توان فعالیت رسانه ای داریم تمام فعالیت های ما در راه آزاد سازی خرمشهر های پیش رو خواهد بود
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مجلس نیوز
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با حذف ارز ترجیحی برنج وارداتی باید دست دلالان از بازار برنج قطع شود کشوری، نایب‌رئیس دوم کمیسیون اصل نود قانون اساسی مجلس شورای اسلامی ✅اخبار مجلس شورای اسلامی👇 https://eitaa.com/joinchat/2708275222Cce409e5184
🚩سوم خرداد🚩
با حذف ارز ترجیحی برنج وارداتی باید دست دلالان از بازار برنج قطع شود کشوری، نایب‌رئیس دوم کمیسیون
حذف کنید ببینید برنج هندی و پاکستانی چطوری چند برابر میشه و بعدش اون موقع بیاید بگید به به چه چه دست دلالا رو قطع کردیم!! ای امان از شما جماعت و جهل بی انتهای شما که هیچ وقت از راه رفته غلط عبرت نمیگیرید لعنت بر شماها
‌ ♻️ تناقض گزینشی؛ مطالبه حقوق بدون پذیرش تکالیف 🔰 حمید رسایی: دیروز در صحن علنی مجلس وقتی در موافقت با پیشنهاد یکی از همکاران صحبت می‌کردم، گریزی به موضوع حجاب زدم و با خطاب قرار دادن خانم‌هایی که کشف حجاب کرده‌اند و اعتقادی به وجوب شرعی و قانونی حجاب ندارند و در برابر اجرای آن مقاومت می‌کنند و در عین حال از مرد توقع دارند که نسبت به پرداخت نفقه و مهریه متعهد باشد و از حاکمیت هم توقع دارند که اگر مردی این حقوق را نپرداخت، او را محاکمه و به قل و زنجیر بکشد، گفتم: این حق از کجا برای شما ایجاد شده؟ آیا جز این است که اسلام این حق را برای شما و این تکلیف را برای مرد قرار داده. معمولا هم این تیپ خانم‌ها استدلال می‌کنند که "قانون این حق را داده" و "این حکم شرع است". این سخن نه از باب قانونی کردن این موضوع بلکه از باب توجه دادن این بخش از جامعه به یک تناقضی بود که درگیر آن هستند. استدلالم بر یک اصل کلیدی عقلی و حقوقی "انسجام و عدم تناقض" استوار بود. سخن این است: "معیار واحد، نتیجه واحد باید داشته باشد." ۱. مقدمه اول (معیار واحد): فرد، منشأ الزام را برای مهریه و نفقه، قانون شرع و قانون کشور می‌داند. ۲. مقدمه دوم (نتیجه واحد): بنابراین، به طور منطقی باید همه احکامی که از آن منشأ صادر می‌شوند را به یک اندازه واجب، لازم‌الاجرا و مشمول نظارت قانونی بداند. ۳. مشاهده تناقض (نادیده گرفتن نتیجه واحد): اما همان فرد، حکم حجاب را که از همان منشأ واحد (شرع و قانون کشور) است، نه تنها واجب نمی‌داند، بلکه اعمال قانون برای آن را نقض حق شخصی می‌خواند. ۴. نتیجه استدلالم: این شخص دچار تناقض در منطق است. او در واقع قانون و شرع را نه به عنوان یک چارچوب منسجم، بلکه به عنوان یک بوفه سلف‌سرویس می‌بیند که از آن فقط چیزهایی را برمی‌دارد که به نفعش است. این رفتار، فاقد انسجام عقلی است و به بطلان استدلالش می‌انجامد. از نظر منطقی این استدلال "رد بر اساس تناقض در مبنا" یا "اشکال در عدم رعایت عمومیت قاعده" است که نشان می‌دهیم فرد نمی‌تواند ادعای پایبندی به یک اصل (مطالبه حق) کند، اما آن اصل را فقط در مواردی خاص اجرا کند که به نفعش است. به عبارتی این رفتاری با "معیار دوگانه" است که قابل دفاع نیست. سؤال این است که چطور پایبندی به قانون و شرع در اینجا، اصل بی‌چون و چرایی قلمداد می‌شود ولی پایبندی به قانون حجاب اما و اگر دارد؟! ادعا می‌شود که انتخاب پوشش، یک "حق شخصی" مطلق است و هیچ حکومت یا قانونی حق ندارد در آن دخالت کند. در اینجا، ناگهان استناد به "قانون" و "شرع" رنگ می‌بازد و جای خود را به گفتمانی متفاوت می‌دهد؟! شما هم حتما با چنین افرادی مواجه شده‌اید که در یک موضوع، قوانین شرعی و مدنی را با شدت تمام پیگیری می‌کنند، اما در موضوعی دیگر، دقیقاً همان قوانین را نادیده می‌گیرند و به چالش می‌کشند. این ناهماهنگی در رفتار واقعا پرسش‌برانگیز است. سؤال اینجاست: معیار این انتخاب گزینشی چیست؟ به نظر می‌رسد مبنای این دوگانگی، نه اصول منطقی یا پایبندی حقوقیِ با ثبات، که بیشتر منفعت شخصیِ و لحظه‌ای است. گویا چارچوب قانون و دین، تنها زمانی معتبر و لازم الاجراست که همسو با خواسته‌های فردی باشد و در غیر این صورت، می‌توان آن را کنار گذاشت. این رویکرد، نوعی مصادرهٔ ابزاری قانون و دین است. در چنین نگرشی، قوانین نه به عنوان چهارچوبی عادلانه و یکپارچه برای تنظیم روابط اجتماعی، بلکه به عنوان سفرهٔ خدماتی تلقی می‌شوند که فرد، بنا به سلیقه و نیاز خود، برخی بخش‌های آن را پذیرفته و از برخی دیگر چشم‌پوشی می‌کند. نتیجهٔ منطقی چنین رفتاری، تضعیف اصل حاکمیت قانون و کاهش اعتبار اجتماعیِ خودِ آن حقوقی است که فرد به دنبالش است. چرا که احترام به قانون، وقتی عمومی و از روی انصاف باشد، ارزشمند است. نمی‌توان فقط زمانی که به نفعمان است، پشت "واجب" یا "لازم الاجرا" بودن قانون پنهان شد و در مواقع دیگر، آن را نادیده گرفت. این ناهمگونی، بیش از آنکه مشکلی در خودِ احکام باشد، نشان‌دهندهٔ تناقضی در منطق و رفتارِ این افراد است. برخی اشکال می‌کنند که مهریه و نفقه، حقوق مالی مستقیم و تضمین‌شده برای زن هستند که هدف آنها ایجاد عدالت و تعادل اقتصادی در چارچوب خانواده است. اما حجاب، یک فریضه دینی و اجتماعی با هدف حفظ کرامت فردی و سلامت جمعی جامعه است و نباید با هم مقایسه شوند. پاسخ به این اشکال خیلی واضح است. محل بحث و مسأله اصلی، فلسفه این احکام نیست بلکه محل بحث، ریشه وجوب این احکام یعنی دستورات الهی است. فرد بی حجاب نمی‌تواند وجوب را در بخشی نه تنها بپذیرد که خواستار اجبار قانونی درباره آن شود و درباره بخشی اساسا ۱۸۰ درجه برخلافش را معتقد باشد. 🇮🇷 کانال حمید رسایی را به دوستانتان معرفی کنید: ┏🇮🇷━━━━━━━┓ Eitaa.com/rasaee ┗━━━━━━━━━┛
وقتی تصویر جای واقعیت می‌نشیند مستندی که پگاه آهنگرانی درباره‌ی ترانه علیدوستی ساخته، در ظاهر روایتی است همدلانه از یک زن هنرمندِ معترض که هزینه داده و از موضع خود عقب ننشسته است. اما اگر این اثر را نه به‌مثابه یک روایت شخصی، بلکه به‌عنوان یک متن رسانه‌ای تحلیل کنیم، با مسئله‌ای بنیادی مواجه می‌شویم: جانشینی تصویر به‌جای واقعیت اجتماعی. این مستند بیش از آنکه روایت یک کنش مؤثر باشد، روایت «ساخته‌شدنِ اهمیت» است؛ اهمیتی که نه از دل جامعه، بلکه از دل بازنمایی رسانه‌ای بیرون می‌آید. دوربین، تدوین و انتخاب لحظه‌ها به‌گونه‌ای عمل می‌کنند که سوژه، از «یکی از کنشگران» به «مرکز معنا» تبدیل می‌شود. گویی وزن تحولات اجتماعی با حضور یا غیبت یک چهره سنجیده می‌شود. این همان نقطه‌ای است که باید میان اهمیت رسانه‌ای و اثرگذاری اجتماعی تفکیک قائل شد؛ تفکیکی که مستند عامدانه یا ناخواسته از آن عبور می‌کند. در این روایت، جامعه حضور کم‌رنگی دارد. زنان دیگر، توده‌ی مردم، و حتی بدنه‌ی خاموش یا مردد، عملاً حذف می‌شوند. آنچه برجسته می‌شود، یک «چهره» است که رسانه با تکرار تصویر، او را به نماد بدل می‌کند. اما نمادسازی رسانه‌ای، لزوماً به معنای ریشه‌داشتن اجتماعی نیست. اینجاست که مستند به دام یک توهم می‌افتد: توهم اینکه دیده‌شدن معادل تأثیرگذاری است. این مسئله در بازنمایی رخدادهای موسوم به «انقلاب مهسا» تشدید می‌شود. مستند، همانند بسیاری از روایت‌های مسلط رسانه‌ای، اقلیتی از کنشگران رادیکال را به‌مثابه نمایندگان «زنان ایران» بازنمایی می‌کند؛ در حالی که واقعیت اجتماعی، به‌مراتب پیچیده‌تر، متکثرتر و حتی متناقض‌تر از این تصویر یکدست است. همراهی گسترده‌ای که از آن سخن گفته می‌شود، بیش از آنکه محصول کنش توده‌ای باشد، نتیجه‌ی ضریب‌دادن رسانه‌ای به رفتارهای خاص است. رسانه، اقلیت را بزرگ می‌کند و سپس این بزرگی را به‌عنوان واقعیت اجتماعی جا می‌زند. در این میان، زنان بسیاری که نه با این مسیر همراه بودند، نه آن را نماینده‌ی خود می‌دانستند، اساساً از قاب روایت حذف می‌شوند. این حذف، خود نوعی خشونت نمادین است؛ زیرا به نام «نمایندگی»، تنوع تجربه‌ی زنانه را انکار می‌کند و یک صدای خاص را به جای همه می‌نشاند. تناقض اساسی‌تر اما در نسبت مستند با ادعای دفاع از حقوق زنان نهفته است. اگر قرار است زن به‌عنوان سوژه‌ای مستقل و دارای کرامت دیده شود، چگونه می‌توان بدن او را به میدان اصلی سیاست تبدیل کرد و همچنان از رهایی سخن گفت؟ در این روایت، بدن، پوشش و تصویر زنانه، به‌وضوح حامل پیام سیاسی‌اند. فارغ از داوری درباره‌ی جهت این پیام، مسئله اینجاست که ابزارسازی از بدن زن، حتی با نیت‌های ظاهراً رهایی‌بخش، همچنان ابزارسازی است. این منطق، تفاوت ماهوی با منطق‌های پیشینِ سلطه ندارد؛ تنها زبان و نشانه‌ها تغییر کرده‌اند. زن، بار دیگر به رسانه‌ای برای انتقال پیام تبدیل می‌شود و نه غایتِ خودِ سیاست. چنین رویکردی، ناخواسته همان چیزی را بازتولید می‌کند که مدعی نقد آن است: نگاه ابزاری به زن. در نهایت، مستند تصویری از «جنبش» ارائه می‌دهد که بیش از آنکه بر شانه‌های توده‌ها استوار باشد، بر چهره‌ها تکیه دارد. حال آنکه جنبش اجتماعی، زمانی معنا پیدا می‌کند که زنان عادی، با تجربه‌های متنوع، در زندگی روزمره وارد صحنه شوند؛ نه زمانی که چند چهره‌ی شناخته‌شده، در قاب دوربین، نقش نماینده‌ی همگان را بازی کنند. نهضت، محصول تکثر بدن‌ها و صداهاست، نه برجسته‌سازی چند تصویر خاص. این مستند، ناخواسته سند یک وضعیت معاصر است: وضعیتی که در آن رسانه به‌جای مردم سخن می‌گوید، تصویر جای تجربه می‌نشیند، و کنش اقلیتی در لباس جنبش جمعی عرضه می‌شود. مسأله‌ی زنان اما، با قهرمان‌سازی حل نمی‌شود و با نمایش بدن به سرانجام نمی‌رسد. رهایی، نه از قاب دوربین، بلکه از پیوند واقعی با جامعه آغاز می‌شود؛ جایی که سیاست، به‌جای تصویر، دوباره به زندگی بازمی‌گردد. ✍️م.اخوان قدس ______________________ 💠 زیست فرهنگ؛ روایت و تحلیل فرهنگِ زیسته 🔗 راه‌های ارتباطی: ایتا / بله
48.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻آیا پزشکیان صلاحیت ادامه تصدی پست ریاست جمهوری را دارد؟ 🔻ناکارآمدی و عدم کفایت پزشکیان در اداره امور اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی کشور 🇮🇷 🆔 @kamranghazanfari
بفرمایید محصول وفاق را میل کنید! وفاق حول محور چه؟ گرانی! بی سروسامانی بازار ؟ سقوط هر روزه ارزش پول ملی؟ این وضعیت حاصل همکاری سردار خلبان دکتر با دولت وفاق ملیست.
💢 مردم فریاد می‌زنند که دلار پدر زندگی ما و سفره و آینده فرزندان ما رو نابود کرد اون وقت چهار تا نون به نرخ روز خور شب و روز در رسانه‌ها می‌گویند: «افزایش دلار عامل تورم نیست.» شرافت و وجدان کجا رفته آخه ✍🏻دکتر همت قلی‌زاده
افاضات جدید رامبد جوان آخه مرتیکه، تو چیت به مردم میخوره تو و هم کیشانت عده ای سود جو اپورتونیست هستید که رانت رو بهتر از همه میشناسید به هرکی جهش ارز و تورم فشار بیاره به امثال توی دلقک مفت خور نمیاره.
💢 کجایند دریاقلی های اقتصاد اسلامی 🔹رادیو داشت حکایت جانفشانی دریاقلی را بازگو می‌کرد که مردم آبادان را از هجوم عراقی ها از بهمن شیر مطلع کرد و شهر را از سقوط نجات داد. 🔸کاش دریاقلی های اقتصاد اسلامی هم متوجه خطر هجوم بی‌سابقه رانت جویان ارزی به سمت سفره معیشت مردم می‌شدند و مجلسی ها را خطر لایحه بودجه تورم‌زای سال ۱۴۰۵ با خبر می‌کردند! ✍🏻دکتر محمدجواد توکلی