eitaa logo
شش‌ژوئن
119 دنبال‌کننده
17 عکس
29 ویدیو
0 فایل
منبعی از دلنوشتگی جات. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_m3so3xx&btn=ناشناس کپی؟ به جز #جوهر‌آبی مشکلی نیس:))
مشاهده در ایتا
دانلود
+ چشم هاش؟ اون دوتا تیله‌ی قهوه‌ای.... اونا تنها چیز زیبایی بودن که دیده بودم، توی چشم های اون ستاره ها و حتی کل کهکشان خلاصه شده بود! وقتی می‌خندید، لبخند و لب های قشنگش و چین های ریز که کنار لب هاش می افتاد باعث می‌شد شادی واقعی رو تو اعماق قلبم حس کنم. _دزیره_
با تعجب گفتم: «فراموش؟ آدم می‌تواند اولین عشقش را فراموش کند؟ ولی به ناپلئون، خداجان، تقریبآ هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم. درعین‌حال تپش‌های قلبم، و خوشبختی‌ای را که آن‌موقع احساس می‌کردم، و بالاخره رنج‌ها و ناراحتی‌هایی را که از آن نصیبم شد هرگز از یاد نمی‌برم.» _دزیره کلاری_
شب، همهٔ ترس‌ها ابعاد غول‌آسایی پیدا می‌کنند، چون آدم با آن‌ها تنها می ماند.
چه خوش صید دلم کردی، بنازم چشم مستت را که کس آهوی وحشی را، از این بهتر نمی‌گیرد.
_ تابستونت چطوره بود؟ من: بیشتر مواقع را توی اتاقم می‌ماندم. مدام منتظر بودم اتفاقی بیفتد؛ البته نمی‌شد گفت داشتم زندگی می‌کردم، توی محیط های بسته، همه‌چیز فقط تکرار می‌شود.
به مرگم راضی‌ام اما نمی‌آید اجل، بخت بدبین زین اجل هم ناز می‌باید کشید.
لازم نیست هر چیزی که ترند شده رو دوست داشته باشی. سلیقه‌ی تو قرار نیست از روی فید اینستاگرام ساخته بشه؛ قرارِ سلیقه‌ت شبیه خودت باشه، حتی اگر هیچوقت مد نشه.
من آدما رو گیج میکنم؛ یه شخصیت شاد دارم، اما یه روح غمگین، جسورم ولی خجالتی، عمیقا عشق می‌ورزم ولی گاهی بی احساس بنظر میرسم و همزمان التیام می‌بخشم ولی آسیب میزنم.
گمان می‌کنم اگر نمی‌توانستم این چیزها را توی دفترم یادداشت کنم، دیوانه می شدم. چون حرف دلم را به هیچ کس نمی‌توانم بزنم. توی دلم می‌گویم چه‌قدر در این شهر بزرگ پاریس تنها هستم! در شهر خودم، در شهری‌که هم بی‌نهایت خوشبخت بوده‌ام و هم بی‌نهایت تیره‌روز. _دریزه کلاری_
میرودغافلهعمربهسرعتامروز؛مادراندیشهآنیمکهفرداچهکنیم.؟
'قسم به وعده شیرین مَن یَمُت یَرَنی که ایستاده بمیرم به احترام علی'.