_ تابستونت چطوره بود؟
من: بیشتر مواقع را توی اتاقم میماندم. مدام منتظر بودم اتفاقی بیفتد؛ البته نمیشد گفت داشتم زندگی میکردم، توی محیط های بسته، همهچیز فقط تکرار میشود.
لازم نیست هر چیزی که ترند شده رو دوست داشته باشی.
سلیقهی تو قرار نیست از روی فید اینستاگرام ساخته بشه؛ قرارِ سلیقهت شبیه خودت باشه، حتی اگر هیچوقت مد نشه.
من آدما رو گیج میکنم؛ یه شخصیت شاد دارم، اما یه روح غمگین، جسورم ولی خجالتی، عمیقا عشق میورزم ولی گاهی بی احساس بنظر میرسم و همزمان التیام میبخشم ولی آسیب میزنم.
گمان میکنم اگر نمیتوانستم این چیزها را توی دفترم یادداشت کنم، دیوانه می شدم. چون حرف دلم را به هیچ کس نمیتوانم بزنم. توی دلم میگویم چهقدر در این شهر بزرگ پاریس تنها هستم! در شهر خودم، در شهریکه هم بینهایت خوشبخت بودهام و هم بینهایت تیرهروز.
_دریزه کلاری_