eitaa logo
شش‌ژوئن
177 دنبال‌کننده
30 عکس
48 ویدیو
0 فایل
منبعی از دلنوشتگی جات. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_m3so3xx&btn=ناشناس کپی؟ به جز #جوهر‌آبی مشکلی نیس:))
مشاهده در ایتا
دانلود
از خیابان می‌گذرم، اما اینبار دستی نیست که مرا نگه دارد. _هردو در نهایت میمیرند_
نظر من این است که غم اگر از حدی بگذرد، دیگر گریه نمی‌شود، بلکه تبدیل به لبخندی عمیق و دردناک می‌شود. هنگام لبخند، بغض گلویت را می‌فشارد گویی که اگر دستی به آن شدت گلویت را در بر بگیرد، آرام آرام زجر می‌کشی، و لخته هایی از جنس غمی خونین از تمام وجودت به بیرون پرتاب می‌شود؛ رگ های دستانت به حد انفجار می‌رسد، و خون تمام بدن کبودت را به رنگ خودش در میاورد. لحظه‌ای دست ها در میان خرخره‌ات شل و پنجه ها از گردنت بیرون میایند، زمان به قدری کم است که باید به نفسی نصفه و نیمه بسنده کنی و دوباره همان اتفاق‌ها. در چشمانش هیچ اثری از اشک دیده نمی‌شود، خنثی گونه به دیوار خیره شده، نگاهی تو خالی و سوزناک؛ و جسدی بی‌جان، با چشمانی باز و لبخندی عمیق و دردناک.
01:01
_
رفته ای، اما خیالت تخت، تنها نیستم! پیش رویم جای تو، غم چای می نوشد عزیز.
‏من نمیگم چرا داریم به فنا می‌ریم، میگم چرا انقدر سرعتمون زیاده؟!
به کوروش به آرش به جمشید قسم به نقش و نگار تخت جمشید قسم که ایران همی قلب و خون من است؛ بخوانیم همه این جمله در گوش باد، چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد...
در کل تجربه زیستی جالبی نبود.
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ دانی که پس از عمر چه ماند باقی؟ مهر است و محبت است و باقی همه هیچ.
_
ما هیچ تر از هیچ پی هیچ دوییدیم، جز هیچ در این هیچ دگر هیچ ندیدیم.