°•Lost in time ~
.... - @KARAL_M ـLOSTـ ...
همیشه این را میشنوم که من بالغ تر از سنم هستم اما کسی نمی داند که من درد های زیادی را کشیده ام تا به اینجا برسم .
هیچکس نمیتواند به دیگری راه را نشان
دهد. هرکس باید راه خود را درون خود بیابد.
دمیان- هرمان هسه
روز ها پشت هم می آیند و شب ها به سرعت نور می گذرند ؛
اتاقم بهم ریخته است و من ذهنی آشفته تر از آن را دارم ،
به چیزی پی بردم که مرا به رنج وا می دارد و من از آن درحال فرارم.
نا امیدی از چشمانش سرازیر شد
انقدر که اگر بهش نگاه میکردی جسمی به روح را میدیدی که دگر زنده نبود ،
مهم نیست چیکار کنم هر کاری هم که انجام بدم واقعیت تغییر نمی کنه .
من از این مکان ترس خفیفی دارم اما مجبور به زیستن در این مکان هستم مانده ام تا کی میتوانم خودم را سرپا نگه دارم؟ دیر یا زود در این مکان سقوط خواهم کرد .