چایَت را بِنوش نِگرانِ فرداها نباش از گندمزار من و تو مشتی کاه میماند برای بادها...
#نیمایوشیج
کَمیمَن
چایَت را بِنوش نِگرانِ فرداها نباش از گندمزار من و تو مشتی کاه میماند برای بادها... #نیمایوشیج
کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای؟
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم
#نیمایوشیج
مهرمان نامهربان
آبانمان بی آب و نان
آذر آتش زد به جان
پاییز ما اینگونه رفت...
#محمدعلیشیردل