کَمیمَن
خستهام مثل جوانی که پس از سربازی بشنود دوستش از نامزدش دل برده مثل افسر تحقیق شرافتمندی که به پرون
شدهام مثل مریضی که پس از قطع امید در پی معجزه ای راهی مشهد شده است:)
کَمیمَن
دوباره دارم به اون ورژن قبل برمیگردم: که تا دو ساعت پیشم نباشی بشینم و گریه کنم.
چرا برا خیلیا میشه ولی برا ما نباید بشه؟!:)چرا باید هر چند روز یه بار بشینم گریه کنم از دوریت؟!
I’m exhausted