هدایت شده از میـزبـان دلـتنـگـی
گاهی اوقات واقعا غبطه میخورم به آدمایی که راحت میتونن بگن بیخیال و واقعا بیخیال بشن و رد بشن از اون موضوع من باید هزار بار تو ذهنم بازسازی کنم تحلیل کنم خودمو خسته کنم تا مرز فروپاشی پیش برم تا شاید یه ذره ول کنم..
کَمیمَن
تعارفی که نداریم ، بال و پر زخمیم قفس به فرض که وا شد ، کجا فرار کنیم #حامدعسکری
اصلا قبول حرف شما، من روانی ام
من رعد و برق و زلزله ام؛ ناگهانی ام!
این بیت های تلخ ِ تفس گیر ِ شعله خیز
داغ شماست خیمه زده بر جوانی ام!
رودم ! اگرچه بی تو به دریا نمی رسم
کوهم ! اگرچه مردنی و استخوانی ام!
من از شکوه ِ روسری ات کم نمی کنم
من -این غبار- چرا می تکانی ام؟
بگذار روی دوش تو باشد یکی دو روز
این سر، که سرشکسته ی نامهربانی ام!
کوتاه شد سی و سه پل و دو پلش شکست
از بعد رفتنت، گلِ ابرو کمانی ام!
شاعر شنیدنی ست ولی دست روزگار
نگذاشت اینکه بشنوی ام یا بخوانی ام!
این بیت آخر است! هوا گرم شد، بخـند
من دوستدارِ بستنی زعفرانی ام!
#حامدعسکری