چه دردیست در میان جمع بودن
ولی در گوشه ای تنها نشستن
برای دیگران چون کوه بودن
ولی در چشم خود آرام شکستن...!
کَمیمَن
ولی آدمیزاد است و بخشش و گذر... من که ازتون گذشتم... بخشیدم و گذر کردم... ولی خب... مسپرمتون به
من که بخشیدمت...
ولی وقتی که به کارت فکر میکنم تا مرز دیوونگی میرم...
خیلی نامردی کردی رفیق خیلی زیاد...
من که سپردمت به امام رضا ولی بهش هم گفتم اگه زمینت نزنن باهاش قهر میکنم...
پس منتظر باش؛
منتظر کارمای سخت!
سر سبز دل از شاخه بریدم تو چه کردی؟
افتادم و بر خاک رسیدم تو چه کردی؟
من شور و شر موج و تو سرسختی ساحل
روزی که به سوی تو دویدم تو چه کردی؟
هر کس به تو از شوق فرستاد پیامی
من قاصد خود بودم دیدم تو چه کردی
مغرور ولی دست به دامان رقیبان
رسوا شدم و طعنه شنیدم تو چه کردی؟
تنهایی و رسوایی و بی مهری و آزار
ای عشق ببین من چه چشیدم تو چه کردی؟
هدایت شده از تراوشاتِمغزم.
کوه ؛
با نخستین سنگ ها آغاز می شود
انسان ؛
با نخستین درد
من ؛
با نخستین نگاه تو آغاز شدم…:)
کَمیمَن
وقتی قلب میشکنید منتظر شکسته شدن هم باشید!
وقتی قلب میشکنید منتظر شکسته شدن هم باشید! ²