سَخت اَست بِخَندي وَ دِلَت غَم زَدِه باشَد!
هَر گُوُشِه اي اَز پيرهَنَت نَم زَدِه باشَد...
سَخت اَست بِه اِجبار بِه جَمعي بِشيني»»
وَقتي دِلَت اَز عالَم وُ آدَم زَدِه باشَد...
آنکه از دشمن برای من، خبر اورده بود
پیش دشمن هم یقیناً غیبتم را کرده بود.
بارها روی رفیقانم قسم خوردم ولی،
آن رفیقی که زمینم زد، نمک پرورده بود.