eitaa logo
کانون فرهنگی معراج
23 دنبال‌کننده
264 عکس
173 ویدیو
10 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کسی جز دلتنــــــــــ🖤ـــــــــگ حــــــالــــــم را نمی‌فهمد 🔸کانون فرهنگی دانشجویی معراج
🪞آینه دق🪞 نگاهی به کتاب "آری اینچنین بود برادر"دکتر علی شریعتی به مناسب درگذشت ایشان او در این کتاب از تجربه ای می گوید که من هم به شکل دیگر تجربه اش کرده ام‌.از خاطره سفر اش به مصر و بازدید از اهرام ثلاثه می گوید.اهرامی که یکی از عجایب هفتگانه دنیا است.سازه ای که ساخته شده، تا عظمت فراعنه و تمدن مصر را به رخ بکشد.اهرامی که هر کسی بعد از دیدن شان با خود می گوید:چه کار ها که از دست انسان بر نمی آید.و تو گویی انگار که خودشان آن ها را ساخته اند، حسی از غرور تمام وجودشان را فرا می گیرد.این احساس را خیلی ها بعد از دیدن کاخ های پادشاهان در کشور خودمان دارند.اما من هم مثل شریعتی به نیمه تاریک این شاهکارهای معماری پی برده ام.کاخ هایی که یک زمانی خانه پادشاهان بود و با زحمات کارگردان و بردگان ساخته شده است.ساخته شده تا آن ها در بهترین خانه هایی که یک انسان می تواند بسازد زندگی کنند.در حالی که سازندگان اش در بدترین جاها زندگی می کردند.این دیدنی ها بعد از اینکه احساس وجدم فرو کش می کند، بیش تر نمایانگر رنج و درد مردم فرو دست است تا حد توان سازندگی انسان.اما شریعتی بهره کشی از انسان در طول تاریخ را فقط در این آینه های دق نمی دید.او از آنجا شروع کرد و سپس به شکل های دیگرش و حتی معاصرش رسید.مثلا درباره جنگ می گوید:"گاهی ما را به جنگ می بردند، جنگ علیه کسانی که نمی شناختیم، و شمشیر کشیدن به روی کسانی که نسبت به آن ها هیچ کینه ای نمی ورزیدیم."نگاهی که مثل نگاه سلین در کتاب سفر به انتهای شب در مورد جنگ است. ✍️نویسنده:سید سعید انوری دبیر کانون کتابخوانی سمیرغ 🔷️کانون فرهنگی_دانشجویی کتابخوانی سیمرغ 🔶️دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن
🇮🇷چ مثل چمران🇮🇷 نگاهی به فیلم "چ"حاتمی کیا به مناسبت شهادت دکتر چمران آنچه بیش از همه در زندگی چمران جلب توجه می کند، دل کندن از موقعیتی است که داشت.دل کندن از زندگی به طور کلی امر بزرگی است، و فداکاری زیاد و رهایی کاملی را می طلبد.اما دل کندن از زندگی ای که آرزوی خیلی ها است، شاید عالی ترین شکل این فداکاری باشد. فیلم "چ" در حال به تصویر کشیدن همین موضوع است.در بحبوحه جنگ است و درگیری های داخلی در کردستان، و چمرانی که به محض نیاز کشورش به او کار و خانواده و زندگی اش را رها می کند.خانواده ای که در نهایت برایش به یک فیلم در دوربین اش تقلیل پیدا می کند.فیلمی که او در اوایل فیلم گاهی به آن نگاه می کند.تصویری از کسی که شاید هنوز به طور کامل از فکر خانواده اش بیرون نیامده است، اما در طول فیلم و در مسیر سیر و سلوک اش بالاخره بر آن غلبه می کند. ما در این فیلم کسی را می بینیم که برای جنگیدن نیامده است، زیرا طرف جنگ هم وطنان اش است.شاید بهتر است بگویم که راه اول اش جنگیدن نیست.او نیز به مانند شهید بروجردی، گفت و گو را به جنگیدن ترجیح می دهد.ولی اگر لازم باشد جنگ هم خواهد کرد.به نظر می رسد که در این امر، الگوی این دو مرد خدا امیرالمومنین باشد.امیرالمومنینی که عجله ای برای کشتن دشمنان اش نداشت.دشمنانی که معمولا مسلمان های به انحراف کشیده شده بودند.چمران هم در طول فیلم تا می تواند با کلام اش از جان انسان ها، هرکسی که هست محافظت می کند.حتی آن هایی که می خواهند او را بکشند، و در ادامه جانانه از میهن و مردم اش در مقابل کسانی که به راه نمی آیند دفاع می کند. ✍️نویسنده:سید سعید انوری دبیر کانون کتابخوانی سیمرغ 🔷️کانون فرهنگی_دانشجویی کتابخوانی سیمرغ 🔶️دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن