توی زبان فارسی میتونی ۱۹ فعل بچینی پشت سر هم و جمله ات معنی بده!
«داشتم، میرفتم، دیدم، گرفته، نشسته، گفتم، بذار، بپرسم، ببینم، میآد، نمیآد، دیدم، میگه، نمیخوام، بیام، میخوام، برم، بگیرم، بخوابم! »
تو هیچ وقت نمیفهمی و نخواهی فهمید من چقدر از تو پیش بقیه تعریف کردم و چقدر پشتتو گرفتم♡
اینو همه هستیم:
بذار الان بخوابم صبح دو ساعت زودتر پا میشم میخونم همشو 🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡
آدم عصبی خوبیش اینه هر حرفیرو که تو دلشه، همون لحظه میگه و تموم میشه میره؛این آرومای باسیاست هیچی نمیگن ولی یهجا بدجور میسوزنتت.
هدایت شده از چَشمهایَش ☘︎
تو را شبيه شب دوست میدارمت.
«یک دست، یک رنگ، بیصدا، تنها، و البته بیپایان، بیپایان، بیپایان...»
چند وقت پیش یکی بهم گفت:
خوش به حالت تو که مشکل نداری؛
یه لحظه یاد این بیت از جناب امیرخسرو دهلوی افتادم که میگه:
هر شب از سینهی من تیرِ بلا میگذرد
تو چه دانی که برین سینه چهها میگذرد؟