امروز رفتیم خونه مامانجونم ناهار فسنجوووون داشتنن🥺😋بعدم یه تولد کوچولو داشتیم و بعله سپس با دخترخاله های بزرگتر از خودم وسطی و استپ هوا و اوستا بازی بازی کردیم جوری که همه مسخرمون میکردن که بچه ایم و اینا و خیلی کیف داد😂😂💕
در آخر هم گل یا پوچ با داییِ همیشه پایم🧡بازی کردیم بعد گل یا پوچ هم اسم فامیل گروهی📝
لا تدری لعل احدهم یناجی الله لأجلک :)
[تو که نمیدانی،شاید یکی به خاطر تو،
با خدا نجوا میکند ...!🙃]
افرین عزیزم حالا وقتشه که بری زیر پتو و قسمت بعدی سریالتو ببینی،اصلا انگار نه انگار که بیرون پتو چه اتفاقایی داره میافته.