صبح ساعت ۹ از خواب پاشدیم و اومدیم خونه مامان جونم بعدم با اونا اومدیم باغ خالم.ساعت ۱ ۲ یک بارون شدیدی اومد و انقدر قشنگگگگ که اصن💘✨🥲🥺🤏🏻🤌🏻بعد من همه خانوما رو بسیج کردم بچه هارو بخوابونیم بریم بیرون شام بخوریمو بستنی و اینا.بعد خوابوندیمشون رفتیم که البته ده دقیقه بعد از رفتن ما بیدار شدن😂😂😂😂 انقد شاندیزو بالا پایین کردیم که یه پیتزا فروشی پیدا کردیم که واقعنم خوشمزه بود با اینکه خیلیی سیر بودم بستنی ام خوردم🤣💔و در آخر برگشتیم و تمام.شب خیلی قشنگی بود💘✨🥲💞❤️🔥💖🎀