دوتا بازیشو رفتیم یکی سقوط آزاد اون یکی هم ترن هوایی به نظرم ترنش خیلییی ترسناک بود یعنی انقدررر جیغ کشیدم که گلوم درد میکنه همه امامارو قسم دادم وای خیلی وضع بدی بودد🤣🤣🤣🤣سقوط،آزادش از ارتفاع پرت میشدی اونم ترسناک بود ولی به پای ترن نمیرسید.
بعد وقت شام شد شام خوردیم یکم استراحت و دوباره رفتیم ترانپولین🤣🤣🤣بعد یه دوست پیدا کردیم اسمش فائزه بود. و تازه نامزد کرده بود و حوزوی بود یک ساعتم با اون حرف زدیم و الانم اومدیم که بخوابیم😂
وای خیلی حرف زدم فردا هم باید ۶ پاشیم آماده شیم بریم حرم از اونور ناحیه و نخود نخود هرکه رود خانه خود😂🥲