مامانجونم برای روز آخر داشتن تصمیم میگرفتن شام چی بدن بعد من گفتم میشه استانبولی بدین خیلیی خوشمزست و اینا بعد بعضیا گفتن نهه جوجه کباب فلان اینا بعد گذشت و امشب داییم بانی بودن و شام استانبولی دادن💘💘و حقیقتا اکلیلی شدم برای اینکه خدا حرفمو شنیده که واقعا هوس استانبولی کرده بودم🎀
هدایت شده از جعبهرنگی؛
سیو یکمین روز از تابستون.
و دیدنِ عزیزترین دوستات بعد از یکسال.
[٤٠٤/٤/٣١]