امروز سالن موندیم بعد من تایم یکی مونده به اخر از بی خوابی چشام تار میدید گرفتم همونجور نشسته خوابیدم خیلی کیف داد.🤣
بعد پاشدم زینب گفت چه عجب پاشووو درس بخون فردا امتحان دارییی بعد دیدم عه وا هیچی یاد ندارم و رفتم پیش فائزه و بهم یاد داد دستش درد نکنه خیلی خوب توضیح داد😭❤️
خـانـومِ هِلღ🖇
امروز سالن موندیم بعد من تایم یکی مونده به اخر از بی خوابی چشام تار میدید گرفتم همونجور نشسته خوابید
تازه خیلیم خنگ بازی در اوردم🤣😭
هدایت شده از جعبهرنگی؛
امروز امتحان عربی از درس۲ داشتیم. برگهای
که معلممون بهمون داده بود از درس ۱ و ۲
بود. و خب ماهم که طبیعتا درس ۱ رو یادمون
رفته بود.🤣
بهش گفتیم یا سوالا رو امتیازی کنه یا گروهی
بگیره. اونم پاایه قبول کرد چهار نفره گروهی
بدیم.🤣
دمش گرم خیلی چسبیددد
معلممون رو واقعا دوست دارم. ماهه💘
حس میکنم از لحاظ بدنی معلولم🤣
تست انعطاف گرفت معلم ورزشمون من ۱۵ شدم🤣🤣
زینب ۵۰😐🤣🤣🤣
کشه این بشرر😂❤️
امروز زیاد از حد حرف زدم دیگه🤣
بطری رو مینداختم و یه چیز میگفتم اگه وایمیستاد بطری میگفتیم این اتفاق میفته😂😭
حالا اتفاقایی که میفته:
سه سال دیگه عروس میشم🤣
رتبه کنکورم خوب میشه😭😂
دوتا از زرنگای کلاسمون که بیستن رتبشون داغون میشه🤣
و کرنومتر معلممون از دستش افتاده بود و خراب شده بود گفت کسی میتونه درست کنه بعد بطری انداختم گفتم من میتونم درست کنم؟و واستاد گفتم من میتونمم🤣و درستشم کردم و ایرادشو گفتم که چیکارشه و باید باتریش بره سرجاش محکم بشه و..😂😭
و چیزای سمممممم🤣🤣🤣
خـانـومِ هِلღ🖇
امروز زیاد از حد حرف زدم دیگه🤣 بطری رو مینداختم و یه چیز میگفتم اگه وایمیستاد بطری میگفتیم این اتفاق
برای زینب هرکار کردم که تاریخ
عروسیش مشخص بشه نشد اه😭🤣
سوتی های منو زینب فائزه نسبت به یکی از بچه ها ینی آب شدیماا چه تو جرعتحقیقت چه سرکلاس عربی🛐🗿🤣