نمیدونم چقدر باید به اطرافیانم بگم بدم میاد تو جمع کسی بهم تیکه بندازه یا ضایعم کنه تا انجامش ندن این کارو💆♀
محفل انس با قرآن بود در واقع. دوتا قاری اوردن که قرآن قرائت کردن رفتن. بعدم مادر شهید خیلیی کم صحبت کردن چون خیلی زمان کم بود. و منی که از دیشب منتظر بودم زیاد حرف بزنن و پای صحبتشون بشینم:💔🗿
صبحم انقدرر حالم بد بود زنگ تاریخو نرفتم و چون مخصوص میدونستم امروز مادر شهید میان دیگه رفتم مدرسه.
آخرش رفتم بغلشون کردم و گفتم امنیتمونو مدیون شما ایم.برام دعا کنین🥲❤️
و سرشارر از آرامش به همراه بغض❤️🩹