امروز فهمیدم معلم کارآفرینیمون هم ۱۸ ام آذر تولدش بوده.یکی از شاگردای پارسالش که الان دندون پزشکیه مشهد میخونه امروز اومده بود براش کیک و گل آورده بود.بعد که سوپرایز شد گفتم عهه شمام آذریین؟گفت عه توهم هستی تولد تو نزدیک تره بیا تو فوت کن شمعو حالا من😐😐🤣🤣چرا منننن دیگه راضیش کردم خودش شمعو فوت کنه.بعد گفت حالا بیا توهم یه دونه فوت بکن🤣🤣دیگه منم یه شمع فوت کردم.😂😂😂
بعد یکی از بچه اشاره کرد دستتو بزن به کیک بمال به صورت معلمه.🤣منم که استاد این کارا.گفتم باشه به بچه ها یه ندا دادم حواسا به من.دستمو تا ته کردم تو کیک زدم رو صورت معلممون🤣🤣
دوستام میگفتم یک کیلو از خامه کم شد چه خبرهه این همه🤣😭
هدایت شده از ٫ مَهجور ٫
بعضی چیزها رو نمیشه به زبون آوورد، چون شاید خیلی مسخره و سطحی به نظر برسن.
اما همونها میتونن آدمیزاد رو از پا دربیارن.
نمره امتحان آزمایشگاهمون هم اومد تنها کسی که کامل شده بود منو زینب بودیم🤣
که جفتمون مطمئنیم غلط داریم ولی نمیدونیم چجوری کامل شدیم🤣😭