هدایت شده از ناشناس من
📪 پیام جدید
یه روایت شنیدم که حضرتامیر:
وقتی باران شروع میشد، زیر #باران میایستاد،
تا آنجا که لباسش خیسِ خیس میشد
و آب باران از محاسن و صورتش میچکید!
کسی به عجله گفت:
یا امیرالمومنین! به سرپناهی بروید..
همانطور که لبخند به لب داشت جواب داد:
این آبی است که، از نزدیکیهای عرش و خدایم آمده است..
آه ای #امیرالعاشقین :))))
#دایگو