پاییز داره تموم میشه و من نه رول دارچینی درست کردم، نه کوکی درست کردم و حتی وقتم نکردم که کتاب بخونم.
میرم گریه کنم چون غمم یه عالمه گینه :(
تنها خوشحالی ای که دارم اینه که کریسمس نزدیکه، میتونم دوباره با مامانم برم کلیسا وانک و خوش بگذرونیم.
جدیداً یه راه برایِ خالی کردن افکاری که داخل مغزمه پیدا کردم و فکر میکنید چیه؟ حمله میکنم به آبرنگ هام و چرت و پرت میکشم بدون هیچ هدفی.
راستش گریه کردم :(