حالا از اون طرف تمام کتکا رو فاطمه خورد :))))
هر حرکتی رو که میخواست نشون بده رو فاطمه میزد و من و هستی جدی داشتیم پاره میشدیم
هدایت شده از ↯ژولیت
مثلا میاد رو به روم میگه ببین فاطمه اینجوری باید با زور بزنی، بعد یدونه محکم میکوبه بهم
من: 🙂
اصلا اجازه نمیداد آب بخوریم تا لحظه آخر که یه تایم کوچیک داد و دوباره برگشتیم
از تشنگی داشتیم هلاک میشدیم ه ل ا ک .