خیلی برای هیئتشون ذوق دارم و خوشم اومده یکی ندونه اصلا نمیفهمه خودمونم یه هیئت دخترونه بزرگ و یه هیئت اصلی که دخترونمون زیرمجموعشه داریم :)))😭😂
چند تا کاغذ کاهی بزرگ دارن مثل تقویم ، هر شب که منسوب به هر معصومی هست یه تک بیتی قشنگ براش نوشتن و اسمشو با قرمز و قطره خون پایینش طراحی کردن :))
سید محمد حسین حدادیانyeknet.ir_-_zamine_-_mohamad_hosein_haddadian_-_shabe_2_ramezan_98.mp3
زمان:
حجم:
2M
این مداحی ثابت هرشبشونه و جمعیت با هم میخوننش :)
موقعیت : بعد مرتب کردن اتاقم با موسیقی موردعلاقم ، خودمو مهمون یه چای و کلوچه کردم و لباسامو آماده کردم تا بعد از دیدن سریالم به صرف هندونه خنک توی گرمای طاقتفرسا ، برم به هیئت موردعلاقم ~
؛کاتوره
طمع صید کوسهی بزرگ ، قایق خودتو هم غرق میکنه . 《بد و دیوانه》
اگه کشور کره جای پلیسای نالایقش چند تا افسر ساده مثل 'کیونگ ته' داشت وضعیتش گلستون میشد .
《بد و دیوانه》
طرفای ساعت هفت آماده شدم و رفتم که ماشین بیاد دنبالم و برم هیئت ، نیم ساعت زودتر رسیدم
پس روی صندلی کنار خیابون نشستم و هندزفریمو گذاشتم و مداحی موردعلاقمو گوش دادم و چشمامو برای دقیقه ها و دقیقه ها بستم
میدونستم فاطمه اون موقع کلاس داره و بهش زنگ زده بودم تا اگه اون موقعا کلاسش تموم میشه برم ببینمش ، نتونست جواب بده
حالا کی تماسمو دید و دوباره بهم زنگ زد؟ آفرین دقیقا موقعی که من داشتم با استرس زیارت عاشورای مجلسو میخوندم :)))))
؛کاتوره
تازه بهم گفتن زیارت عاشورای فردا شبو من بخونم [😭]
خوندمش ، استرس بند بند وجودمو گرفته بود و ترس از تپق داشت دیوونهم میکرد
ولی خوب بود ، خوب
هدایت شده از [حیاط پشتی]
من بعد سه بار زنگ زدن: عه راستی این بچه قرار بود زیارت عاشورا بخونه😔